دون کیشوتِ مجاهدین و آسیاب های بادی

دون کیشوتِ مجاهدین و آسیاب های بادی

مسعود رجوی در حال مبارزهم-افتخاری، ایران اینترلینک، هجدهم نوامبر 2013: … دون کیشوت با عصبانیت گفت: معلوم است که تو جایگاه و توانایی رهبری را درک و فهم نکردی و به شعبه ای از سپاه دشمن و وزارت اطلاعاتش درآمدی. این را گفت و عربده کشان، با در هوا تکان دادن شمشیر و استفاده از سپر حلبی، خودش را به پره های چرخان آسیاب ها رساند و آنچه باید سال ها قبل اتفاق می افتاد در آن لحظه افتاد. او متلاشی گردید و …

مسعود رجوی در حال مبارزه

دون کیشوتِ مجاهدین و آسیاب های بادی

سرنوشت مسعود رجوی بی شباهت به آن جنگجوی پیر بینوا که با سپر حلبی علیه آسیاب های بادی می جنگید نیست. و بطور خلاصه داستان از این قرار است که:

زمانی یک دون کیشوت متوهم و خودبزرگ بین با سپاهیانش به سوی هدفی در حرکت بوده، در دور دست ها سی عدد آسیاب بادی را می بیند. به خدمتکارش خطاب میکند و میگوید: ببین سانکو، در برابر ما سی دیو زشت و بی قواره قد علم نموده اند و منتظرند تا من با آنها بجنگم. بدون شک همه آنها را در یک چشم به هم زدن به درک واصل خواهم نمود و با غنیمتی که به دست خواهیم آورد هزار قلعه خواهیم ساخت!!!

سانکو پرسید: کدام دیو را میگویی؟

دون کیشوت جواب داد: مگر آنها را با بازوان بلندشان نمی بینی؟

سانکو گفت: ارباب، جسارتن خدمتتان بگویم که آنچه ملاحظه میفرمایید دیو نیستند بلکه آسیاب های بادی هستند. و آنهایی که به نظر ما بازو می نمایند پره های آسیاب هستند که در اثر وزش باد به حرکت در می آیند تا سنگ آسیاب را بگردانند.

دون کیشوت با عصبانیت گفت: معلوم است که تو جایگاه و توانایی رهبری را درک و فهم نکردی و به شعبه ای از سپاه دشمن و وزارت اطلاعاتش درآمدی. این را گفت و عربده کشان، با در هوا تکان دادن شمشیر و استفاده از سپر حلبی، خودش را به پره های چرخان آسیاب ها رساند و آنچه باید سال ها قبل اتفاق می افتاد در آن لحظه افتاد. او متلاشی گردید و گروهی از شر و گزند آن رهبری نادان، متوهم و جاهل بنام دون کیشوت آسوده گشتند، نفسی به راحتی کشیدند و از زیر یوغ ظلم و ستمش آزاد گردیدند.

در حالی که در این روزها توجه تمامی جهان به سوی مذاکرات ایران با کشورهای ۵+۱ است و برای تمامی مردم دنیا ثابت گردیده که ایرانیان ملتی صلح دوست، از جنگ و خونریزی گریزان و از خشونت طلبان از هر گروه و دسته ای که باشند بیزار و متنفر هستند، این مغز گنجشکی مسعود و مریم رجوی هستند که نمی توانند و قادر به درک این پیام نیستند و با التماس و دریوزگی به پیشگاه جنگ طلبان اسراییلی، آمریکایی و عربستانی به دنبال شعله ور نمودن جرقه جنگ هستند.

آنها به اندازه ای از فضای سیاسی و اجتماعی ایران فاصله گرفته و خودشان را به دشمنان این سرزمین فروخته اند که حتی علت انتخابات جدید و پشت نمودن مردم به تندروهای جنگ طلب داخل و خارج از حکومت را نیز نفهمیده اند.

بر اسیران اشرف حرجی نیست که رجوی ها را ناجی خود بدانند چرا که تمام عمر خودشان را با گوش دادن به مهملات مسعود و مریم رجوی مشغول نگه داشته و در این مدت با هیچ موجود زنده ای بجز نفرات درون گروه خودشان در تماس نبوده و فقط مزخرفاتی را شنیده اند که مسعود رجوی در گوششان زورچپان نموده است.

اما و گویا که تحلیل های آبکی که از مغز گنجشکی مسعود رجوی تراوش میکند بمانند سم مهلکی بر بسیاری از هواداران او- بخصوص شورایی هایش – اثر نموده و آنها نیز علی رغم زندگی در اروپا و آمریکا و دسترسی به رسانه های عمومی، حاکمیت در ایران را به مانند آن آسیاب های بادی و شبیه به دیوهای غول پیکری می بینند که تنها رجوی از پس تخریب آنها بر می آید و به همین دلیل هم این فرد ترسو، بزدل و همیشه فراری را اسطوره می نامند. و شاید هم این را میفهمند و منافعشان ایجاب میکند که خودشان را به نفهمی بزنند.

جالب توجه است که وقتی رهبران مجاهدین دیدند که توجه جهانیان به سوی صلح و آشتی با ایران میرود و کسی به اعتصاب غدای آنها در کمپ لیبرتی توجهی ندارد، دکترهایشان را یکی پس از دیگری مامور نمودند تا ازجامعه جهانی و بخصوص پزشکان بدون مرز درخواست توجه نموده و به خواسته های اعتصاب کنندگانی که در شرف مرگ هستند رسیدگی کنند.

آنقدر مغزهای گنجشکی و سطح فهم پیشنهاد دهندگان پایین است که راه حل جامعه جهانی و پزشکان بدون مرز را درک نمی کنند، و آن هم بدون شک این است که چنانچه شما ظرفیت و توان اعتصاب غدا را ندارید چرا از آن رهبران جاه طلبتان نمیخواهید تا همانطور که دستور انجام این اعتصاب غدا را دادند و آن را برایتان سازماندهی نمودند، دستور توقفش را هم به شما حلقه بگوشان بدهند؟

جالب توجه است که در روزهایی که جلسات کشورهای ایران و ۵+۱ در شهر ژنو در کشور سوییس در جستجوی راه حلی برای رفع اختلاف نظر هستند، هواداران منگ و سوسول مجاهدین به مانند شامپانزه هایی در خیابان منتهی به این محل ورجه وورجه میکنند و به بالا و پایین میپرند و جیغ های بنفشی برای جلب رضایت جنگ طلبان اسراییلی و آمریکایی میکشند که فقط گوش رهگذران را آزار داده و میدهد.

همچنین:

مجاهدین خلق و توصل به ترفندهای جلب توجه

2013/11/16 by

م- افتخاری، شانزدهم نوامبر ۲۰۱۳: … فروید می گوید “چنانچه غرایز انسان ارضاء نشود همه چیز برای شخص غیر قابل تحمل می گردد”. و او بر این باور است که “فقط در ارتباط با دنیای بیرون” میتوان غرایز انسانی را ارضاء نمود. و یکی از روش های معمول ارتباطی “جلب توجه” دیگران و” مطرح نمودن” […]

به هواداران!

2013/11/15 by

سعید جمالی (هادی افشار)، پژواک ایران، پانزدهم نوامبر ۲۰۱۳: … لحظه ای به چند روز آینده فکر کنید که این عزیزان جان به جان آفرین بسپارند آیا شرمنده و خجالت زده از خود نخواهید شد که می توانستید کاری انجام دهید و نکردید؟ در حال حاضر این فقط شما هواداران هستید که می توانید با  […]

پیراهنی که ‌آید از او بوی یوسفم- قسمت پنجم

2013/11/13 by

محمدرضا روحانی، پژواک ایران، سیزدهم نوامبر ۲۰۱۳: … امروز تمام اسناد حضور سی ساله ما در این مقاومت توسط دست‌اندکاران جمع شده است. مقالات، مصاحبه‌ها، گزارش‌ها، سخنرانی‌ها و پرسش و پاسخ‌ها را گم بگور کرده‌اند. تو گویی که رستم ز مادر نزاد. این تجاوز و سانسور آشکار شعور و خاطرات مردم و به ویژه هواداران […]