رهبر فراری مجاهدین به شرایط زندان می اندیشد؛ رجوی؛از وعده سرنگونی تا وعده خودکشی

رهبر فراری مجاهدین به شرایط زندان می اندیشد؛ رجوی؛از وعده سرنگونی تا وعده خودکشی

کمپ اشرف سپتامبر 2013-1ایران دیدبان، بیستم فوریه 2014: … معلوم است که نخواهد توانست و گرنه برای سرنگونی سرآمد مشخصی قرار می داد، این که هر روز با تکیه بر بادهایی که در فضای سیاسی می وزد، ” مرحله سرنگونی ” تعیین کند و بعد از تغییر آن شرایط به سراغ تعیین مرحله دیگری برود و یا از سرناچاری، نیروها را به بند انتظار و صبر ببرد، یعنی این سیکل تا زمانی که دلش بخواهد برقرار است و فقط بقیه هستند که باید به تعهداتشان عمل کنند …

کمپ اشرف سپتامبر 2013-1استراتژی که در عراق جا ماند

لینک به منبع

رهبر فراری مجاهدین به شرایط زندان می اندیشد؛ رجوی؛از وعده سرنگونی تا وعده خودکشی

رجوی گفت : «شما به تعهدتان عمل کنید، من هم قول می‌دهم رژیم ایران را سرنگون کنم و اگر به قول و تعهد خودم عمل نکردم برای اینکه دفتر کارمان خوب بسته شود و پاسخ گوی هیچ کس نباشیم، من اول از همه خود کشی می‌کنم و مسئولیت تمام شکست‌ها و ضربه فنی شدن در این زورآزمایی را شخصا به عهده می‌گیرم.»*

این وعده ای است که رجوی به نیروهای محصور در اردوگاههای مجاهدین داده است تا در قبال آن بدون هرگونه اما و اگر و چون و چرا با وی همراهی کنند و در آن قربانگاهها بمانند!

همان زمان که رجوی چنین ادعایی را مطرح می کرد، به دلائل و بسترهای رجوی برای فکر کردن به چنین تصمیمی نوشتیم :

«به نظر می رسد که اوج گرفتن بدحالی رجوی، که پیش از این با فعالیت جنسی شدید از غلیان آن کاسته می شد و اکنون از روی همین پریشان گویی ها معلوم می شود که به شدت حاد، بدخیم و غیرقابل درمان شده است، یکی از دلائلی باشد که مجاهدین ترجیح می دهند که رجوی را رو نکنند. رجوی در شرایطی به سر می برد که ای بسا برای ادای چنین سخنانی به وسیله برخی مواد خلسه آور و یا مخدر که به عنوان مسکن برای وی تجویز شده است دوپینگ کند تا به صورت مقطعی هم که شده تعادلش را حفظ کند.

وضعیت کلی نشان می‌دهد که رجوی در واکنش انفعالی عمیق و ناامیدی چندلایه‌ای نسبت به شکستهای پی در پی (که به آن ضرورت دوران جدید می گویند! ) و ناتوانی در برون رفت از بحرانهای جدی قرار گرفته است که راه حل نهایی‌اش جز خودکشی نمی تواند باشد و فقط برای عملی شدن آن احتیاج به یک شوک عصبی دیگر دارد.»**

خودکشی راه چاره ای است که رجوی آن را پذیرفته و در ذهنش آن را بارها مرور کرده است و به همین دلیل است که ناخودآگاه آن را به عنوان ضمانت انجام تعهدش (وعده سرنگونی) قرار می دهد، اما تردیدی نیست که این عاقبت را برای خود مفروض گرفته و خودکشی را تنها راه عملی برای فرار از پاسخگویی می داند. این که در صورت لورفتن مخفیگاهش و ناتوانی در فرار، در صحنه نخواهد ماند و مقاومتی نخواهد کرد، در ذیل فرار از پاسخگویی قرار می گیرد.

این که می گوییم در صورت لو رفتن مخفیگاهش، به این دلیل است که حد توقف مبارزه، تجدید نظر و یا پاسخ به هزاران سوال در باره عملکردش را نه در به بن بست رسیدن استراتژی، محقق نشدن اهداف کوتاه و یا بلند مدت ترسیم شده از جانب وی و یا قربانی شدن اعضا، بلکه صرفاً در به خطر افتادن جانش می داند و گرنه چه کسی است که نداند سرنگونی کاری است که از رجوی و بسیار بزرگتر از او هم ساخته نیست!

به این دلیل است که رندانه وعده خودکشی اش نیز مانند وعده سرنگونی عملاً تعلیق به محال شده است و هیچگاه محقق نخواهد شد. اگر من رژیم را سرنگون نکردم خودکشی خواهم کرد که نشد تعهد!

معلوم است که نخواهد توانست و گرنه برای سرنگونی سرآمد مشخصی قرار می داد، این که هر روز با تکیه بر بادهایی که در فضای سیاسی می وزد، ” مرحله سرنگونی ” تعیین کند و بعد از تغییر آن شرایط به سراغ تعیین مرحله دیگری برود و یا از سرناچاری، نیروها را به بند انتظار و صبر ببرد، یعنی این سیکل تا زمانی که دلش بخواهد برقرار است و فقط بقیه هستند که باید به تعهداتشان عمل کنند. بنابراین از نیروها تعهدی را می خواهد که ما به ازای عملی دارد اما تعهدی می سپارد که هیچ مابه ازای عملی جز دلخواه خودش ندارد!

از این همه نتیجه آن می شود که رجوی مبارزه را فقط در فرار و به دربردن جانش از خطر می‌بیند، از آنجا که حفظ خود برایش اولویت دارد، حتی وعده خودکشی را نیز احتمالاً در همان دقایق آخر تمدید خواهد کرد و انجام آن را نیز موکول به نتیجه بازجویی خواهد کرد و قطعاً پس از گیرافتادن هزاران بار بیشتر از آنچه امروز منتقدین و جداشدگان می گویند را خواهد گفت و فقط امکان دارد در اعتراض به نبود پذیرایی ویژه در زندان و یا نداشتن ماساژور، وعده خودکشی را دوباره تکرار کند!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

*ما به تعهد خود رسیدم اما رجوی کوتوله هنوز نرسیده

**رجوی در آستانه خودکشی !


(Rajavi from Saddam to AIPAC)

Wondering at those Americans who stand under the flag of
Mojahedin Khalq (MKO, MEK, NCRI, Rajavi cult) only to
LOBBY for the murderers of their servicemen

همچنین:

دو رویداد و دو موضع متفاوت از مجاهدین خلق؛ باند رجوی ضدایرانی است

مسعود و مریم رجوی و جیش العدل ترویستهای اسرائیلیایران دیدبان، هفدهم فوریه 2014: … اما نکته حائز اهمیت در این میان و در باره آنچه رجوی و بقایایش سعی کرده اند نام قیام بر آن بنهند، که با برجسته تر شدن موضوع حتی با شیوه رجوی، عیان تر می شود، وجود فضا برای اعتراض مردم و پذیرش

نا امیدی مجاهدین خلق از سیاستهای جنگ طلبانه در خاورمیانه؛ نگرانی بقایای رجوی از تضعیف اسرائیل

مسعود رجوی نتانیاهوایران دیدبان، پانزدهم فوریه 2014: … سیاست، خواسته ها و اهداف همسان مجاهدین و رژیم صهیونیستی نشان می دهد که این دوجریان بحران زی و جنگ طلب، برای در امان بودن و ادامه حیات فقط به قتل عام و کشتار مردم مسلمان منطقه و اشغال نظامی کشورهای اسلامی نیاز دارند و به چیزی کمتر از

رجوی در مبارزه با جداشدگان تمام نیروهایش را قربانی خواهد کرد؛ وضعیت بغرنج درون تشکیلات مجاهدین به اوج می رسد

ایران دیدبان، ششم فوریه 2014: … اکنون رجوی به مصاف جداشدگان آمده است، آنها را کسانی می داند که به اعتبار او اعتبار یافته اند و حق ندارند کلامی در نقد او بر زبان بیاورند. به مصافی آمده است که حاضر است هست و نیستش را به آتش بکشد اما پیروز از آن خارج شود… البته ضرب شستی که به زودی از درون تشکیل