فرزان: صبور باش. محبوبه: چشمهایت را شنیدم. مصطفی: آهای ناموس فروخته ها از شرف حرف میزنید؟ (واکنش هایی به مصاحبه اجباری سمیه)

فرزان: صبور باش. محبوبه: چشمهایت را شنیدم. مصطفی: آهای ناموس فروخته ها از شرف حرف میزنید؟ (واکنش هایی به مصاحبه اجباری سمیه)

محبوبه و مصطفی محمدی (+ فرزان از هلند)، سیزدهم مارس 2015:…  سميه جان راست مى گويند، صبور باش، چشمهاى مهربانت را شنيدم، نمى دانم در مصاحبه ات چه گفتى، نشنيدم، هيچ كس نشنيد، چشمانت ولى، مهربان و صبور درس عشق مى داد و نگاه صبورت قهر مانانه ايثار و مظلو ميتت را فرياد ميزد، راست مى گويند صبور باش، كمتر مهربان باش، معلم عشق و ازادگى شدن تاوان دارد، تو تاب بياورى …

سمیه محمدی کودکان سرباز در مجاهدین خلق

حرف خانواده محمدی فراتر از تهدید است (نداها و آلان ها را می شناختم، می شناسم و میشناسانم)

به یاد آلان محمدی و مرجان اکبری دوجوان معترضی که بوسیله جلادان فرقه رجوی به قتل رسیدند

(با تشکر از خانم حمزه، آقای محمدی و فرزان از هلند دریافت شد – ایران اینترلینک)

فرزان: صبور باش. محبوبه: چشمهایت را شنیدم. مصطفی: آهای ناموس فروخته ها از شرف حرف میزنید؟ (واکنش هایی به مصاحبه اجباری سمیه)

سميه جان راست مى گويند، صبور باش، چشمهاى مهربانت را شنيدم، نمى دانم در مصاحبه ات چه گفتى، نشنيدم، هيچ كس نشنيد، چشمانت ولى، مهربان و صبور درس عشق مى داد و نگاه صبورت قهر مانانه ايثار و مظلو ميتت را فرياد ميزد،

راست مى گويند صبور باش، كمتر مهربان باش، معلم عشق و ازادگى شدن تاوان دارد، تو تاب بياورى عزيزانت تاب نخواهند اورد ، تمامى عظمت عشق را هم به زانو در مياورد، معصوميت چشمان سرگردانت كه از دوربين مى دزدى وقتى كه …. نه نميدانم چه گفتى من فقط چشمانت را ميشنيدم كه فرياد مىزدند و درس مى دادند ، و زبانت را حاشا ميكردند،

سميه جان صبور باش و كمتر مهربان، راست مى گوينداينهمه بزرگ نباش، دنيا كوچكتر از عظمت توست، چشمهايت را ببند و با گوش قلبت دلتنگيهاى عزيزانت را بشنو، تو را بعد از ديدن فيلم نا تمام پدرت و چشمهاى اميدوار مادرت شناختم ، خجالت ميكشم اگر بگويم چقدر گريه كردم، ولى ميدانم كه تنها من نيستم كه ارزو ميكنم پرى زيباى مهربان اين قصه ناتمام از قفس تنگ بدنامان ازاد شود، ميدانم دوباره چشمهايت مى خندند و عشق را با خود به خانه ات مى برى،سربلند باش، سرت را بلند كن و سرافراز باش، همچون كوههاى سربلند سرزمين مادريمان، تو از غرور و سر افرازى و عظمت و وفادارى چه كم گذاشته اى در اين روزهاى اسارت ؟كه كودكى و جوانيت را كشتندو به اسارت گرفتند و تو ماندى و سالهاىسياه و سوخته اسارت و تنهايى،عزيزم سرافراز باش، باز هم به خانه ات باز مى گردى، گر چه كه دير اما دروغ كه نميشود، برميگردى، باز هم چشمانت ميخندد و و كنار خانواده مهربانت ، كنار هفت سين شان مى نشينى و سين سميه هفتمين سين هفت سين تمامى نوروز هاشان خواهد بود،

سميه جان صبور باش

محبوبه حمزه (محمدی)

—–

راست مى گويند دلتنگيشان پايانى ندارد براى پرى كوچكى كه معلم درسهاى بزرگيست، چشمهايش مهربان تر از انست كه كه تماشاگر اين تماشاخانه و عروسك گردانهاى ضحاك صفت باشد، براى همين است كه چشمانش را از پدر مى دزدد ، چون انچه كه سميه از شدت عشق تقيه مى كند چشمانش در چشم به هم زدنى صادقانه به اعتراف مى نشيند

خواننده ی دلتنگیهای بی پایان

فرزان از هلند

—————

والنون و القلم ………..

سلام و درود به قهرمانان و سرزمین قهرمان پرور ایران

سلام به زنان و مردان آزاده ی دنیا

حقیقت بس تلخ و ناگوار است به کام آنان که در خواب غفلتند و خداوند مهر بر دلهایشان نهاده

امیدوارم که حرف های من خوابتان را سنگین تر نکند و بار گناهانتانرا بیشتر از حق و حقیقت بنویسید و حرفی نو بیاورید نوکر رژریم مزدور اطلاعاتی هیچ یک ماهیت کثیف شما را پنهان نمیکند

با من بجنگید ناسزا بگویید تهمت بزنید خوشحال نه خوش حالتر میشوم از تهمت ها نمی هراسم من مرد میدانم و کارزار من مرد حق و حقیقتم

من بیدی نیستم که به این بادها بلرزم حرفی از وطن و وطن فروشی نزنید که شما شرف و دین و ناموس غیرت خود را فروخته اید

از سمیه که خواهر نامیدی حرف نزن که خون هزاران همچون سمیه را ریختید و همچون نداها را در آتش سوزاندید و خون هزاران همچون سمیه و سمیه هارا به شیشه کردید شما که باعث تفرقه ونفاقید و بنیاد خانواده را که خداوند بنا نهاده بر انداختید در دنیای وحش و در دنیای حیوانات حتی حیوانات را از جفت هاشان جدا نکردند وبچه هارا از مادرانشان که شما کردید و این روش های ضد بشری در هیچ مرام و مسلکی نمیگنجد

شما برادران سمیه هستید ؟ شما که سمیه محمدی را از خانه و خانواده با فریب دزدیدید؟ سمیه را که عاشق برادرانش بود و هست از عشق برادرانش محروم کردید ؟

شما که سمیه و دیگر بچه ها را در زیر سن قانونی به بهانه های مختلف به اردوگاه های جهنمی تان بردید به نام آزادی اسیرشان کردید ؟

برادر روزبه ؟ رهرو کرو کور برادر مسعود و خواهر مریم ؟ بله ببخشید خواهر مریم ؟ برادر مسعود پس چه شد ماجرای این خواهر برادری وحشتناک و فریب کارانه را به دنیا بگو برادر روزبه ؟ برادر سمیه کو جرا سمیه برادرانش را نمیبیند ؟ شما که اجازه ی دیدار با سمیه را از برادرانش

و از تنها خواهرش و پدر و مادرش گرفتید مصطفی محمدی مزدور رژیم است ؟ دیگر پدران و مادران و خواهران و برادران همه مزدور رژیم هستندکه نباید بچه هاشان را ببینند و از دیدارشان محروم باشند خواهر سمیه دختر آزاده ی مصطفی محمدی است که زاده و پرورده ی عشق است و هرگز فریب چرب زبانی های شما را نمیخورد دختری که با نان حلال و دست رنج کار و زحمت پدرش بزرگ شده هرگز فریب چرب زبانی یاوه گویانی و یاوه گویی چون تو را نمیخورد و با خواهر خواهر گفتن ها خون الان ها و آسیه ها و نداها را نمیتوانید پایمال کنید ونمیتوانید دنیا را فریب دهید که جنایات بی شمارتر از آن

است که با هیچ دولت و رژیمی قابل مقایسه باشد که ستم و ستمگر پشت و روی یک سکه اند و افتخار من و ملت ایران سمیه محمدی ست که دنیا دلیل ماندنش را میداند و خداوند همراه مظلومین است و من از واق واق سگ ها نمیهراسم من پدر سمیه محمدی هستم استوار محکم پابر جا و مصمم برای نابودی ستم و ستم گران و در نبرد با شیاطینی همچون برادران دروغین خونخوار خیانت کار حرام لقمه آماده ام پس ببینید و بشنوید مرگ تان نزدیک است تا میتوتنی واق واق کن برادر …………

به نام و یاد خدا مسطفی محمدی

مجاهدین خلق فرقه رجوی و سوء استفاده از کودکانزندگی ما در پادگان مخوف اشرف و زندگی مریم رجوی ! خود قضاوت کنید

محبوبه حمزه (محمدی)من محبوبه حمزه خواهر دوشهید و مادر دو اسیر مجاهدین هستم (دلتنگی های بی پایان برای دخترم سمیه …)

والنون والقلم. داستان فرقه کثیف مجاهدین داستان سر بریدن عاطفه هاست

همچنین:

من محبوبه حمزه خواهر دوشهید و مادر دو اسیر مجاهدین هستم (دلتنگی های بی پایان برای دخترم سمیه …)

محبوبه حمزه (محمدی)، دوازدهم مارس 2015:…  من خواهر هادی و حوریه حمزه هستم که به خواست دوستان و عزیزان که جزئیات اسارت سمیه را از من پرسش کردند ودلیل رفتن سمیه به عراق را سوال نمودند داستان اسارت سمیه را مینویسم تا شاید نکته ها و رازهایی بر ملا شود و دنیا بیشتر از جنایات این سازمان باخبر شود و خداوند تنها یاور همراه من است و امید من و مصطفی به رحمت اوست و امید است …

والنون والقلم… تو پـای به راه درنــه و هیـــچ مـپرس

مصطفی محمدی، دوازدهم مارس ۲۰۱۵:…  رجوی از این در آمدو پول کثیف و حرام به خورد شما داد که ناگریر بودید که سنگ به عزیزانتان زدید که لقمه ی حرام همین است که سنگ میشود بر سر عزیزانتان و بر دل خون شما این لقمه ها را رجوی حرام لقمه و دیگر مزدوران به خوردتان دادند و خداوند ازحقیقت نهان از دل های شما آگاه بود و به دادتان رسید که هیچ حقیقتی نیست که از او نهان باشد و او دانا و …

:والنون والقلم … به نام و یاد خدا و با درود و سلام به مردان و زنان آزاده ی عالم

مصطفی محمدی، دهم مارس ۲۰۱۵:…  بدین وسیله از خانم باران هموطن آزاده ام از آلمان که در این راه با اظهار هم دردی شان همراه و هم گام ما بوده تشکر میکنم و برایشان آرزوی سلامتی دارم و خوش حالم که با قلمم توانستم روشن گری نمایم و از حقیقتی تلخ دنیا را با خبر کنم حقیقتی که دل هر ان

والنون والقلم… هشتم مارس روز جهانی زن یادواره ی تمام زنان مظلوم دنیاست

مریم رجوی و خودسوزی های سال 2003مصطفی محمدی، نهم مارس ۲۰۱۵:… مریم رجوی عامل تروریسم و یکی از زنان ضد حقوق زن و ضد بشر است او قاتل دختران بسیاری که با عشق به وطن و ایران و ایرانی صادقانه خواستار ایرانی آزاد و آباد بودند و دخترم سمیه یکی از هزاران نفری ست که هنوز هم حرمت ایران و ایرانی را پاس داشته و دختری آزاد منش و سربلند است که عشقش به خانواده و ایران و ایرانی اجازه نداد که در …

والنون والقلم …… به نام و یاد خدا (سمیه. غریبه ای آشنا با دردی به قدمت تاریخ)

سمیه محمدی خانواده محمدیباران از آلمان (مستعار)، نهم مارس ۲۰۱۵:…  من یکی از خواننده گان مقاله های ایشانم که با دیدن فیلم دخترشان سمیه متاثر شدم و نتوانستم پی گیر نباشم تا این که این مقالات تکان دهنده را از قلم ایشان خواندم و حالا میبینم که تقریبا کم و بیش داستان سمیه را خیلی ها میدانند داستان سمیه محمدی و سمیه ها داستان مصطفی محمدی غریبه ای آشنا با دردی به قدمت تاریخ بشر است این داستان با رنگ و بوی مشابه …

دلتنگی های بی پایان برای دخترم سمیه

محبوبه محمدی (حمزه)، هشتم مارس ۲۰۱۵:…  حالا دیگر تمام دنیا داستان تو را میدانند و از دلتنگی هایم خبر دارند از تو بسیار گفته اند و بسیار نوشته اند و خوانده اند اما هیچ کس تو را به اندازه ی من و پدرت نمیشناسد هیچ کس قلب مهربان تو را نمیشناسد و شاید باور نکنند که دلیل ماندنت سلامتی و آرامش عزیزان زیادی است که با جانشان تو را تهدید میکنند حالا دیگر دنیا دلتنگی های بی پایان مرا میخوانند و درکم میکنند …

والنون و القلم ……. خطابم به ملت فرانسه و سوالم از دولت فرانسه این است اور فرانسه ؟

مصطفی محمدی، هفتم مارس ۲۰۱۵:…  فرقه ی مجاهدین عامل ترورهای مکرر در فرانسه و دیگر کشور های اروپایی پایگاه نظامی و مهمی در فرانسه دارد و از گوشه کنار دنیا تروریسم های وحشی را به نام ارتش مجاهدین در فرانسه جمع آوری و سازمان دهی میکند سوالم از دولت فرانسه و آقای

والنون والقلم…آیا دنیا نسبت به افیون دیگری به نام مجاهدین بی تفاوت است ؟

مصطفی محمدی، ششم مارس ۲۰۱۵:…  خطر مجاهدین نه تنها ایران و ایرانی را تهدید میکند بلکه این مار سمی نیشش را به دنیا خواهد زد من دولت فرانسه را هشدار میدهم از روزی که ملت فرانسه علت تروریسم پروریش را به مردم شریف فرانسه توضیح دهد میلیاردها پول رد و بدل میشود تا این سازمان به اهداف شوم خود ادامه دهد و ترورهای اخیر در خاک فرانسه با رشوه و ترفند های بسیار سر پوش گذاشته شود …

والنون و القلم . (آهای آنها یی که خود را به خواب زده اید. نترسید. چشم بگشایید)

خانواده ندا حسنیمصطفی محمدی، چهارم مارس ۲۰۱۵: … و اینک با نام و یاد خدا و به نام و یاد شهدایی همچون فروغ حسنی و ندا حسنی و قسم به قلم و رسالتش که آرام نمیگیرم و دست نامردانی که آیه های قرآن را دست آویز ظلم و ستم و فریب کاری و فساد بر روی زمین قرار میدهند را رو میکنم و خوش حالم که پیام فروغ حسنی را به دنیا نوشتم و صدای مظلومیت ندا حسنی را به قلم کشیدم وای بر پدری که

والنون والقلم . داستان فرقه ی کثیف مجاهدین داستان سر بریدن عواطف انسانی ست (به کجا مراجعه کنم؟)

مصطفی و سمیه محمدیمصطفی محمدی، دوم مارس ۲۰۱۵:…  برای نجات دخترم سمیه و آزادیش باید به کجا و چه مرجعی مراجعه کنم ؟ امروز دولت مردان و مدعیان حقوق بشر چه پاسخی برای این سوالم دارند ؟ دولت فرانسه چه جوابی دارد ؟ دولت های مدافع فرقه ی تروریستی مجاهدین چه دلیلی برای این زد وبندها و این حمایت ها دارند ؟ ا

والنون والقلم. داستان فرقه کثیف مجاهدین داستان سر بریدن عاطفه هاست

مصطفی محمدی مصطفی محمدی، اول مارس ۲۰۱۵:…  چرا فریاد اعتراض مان را دنیا نمیشنود و اگر میشنوند چرا سکوت ؟ صدهاتن از خانواده های عزیزان اسیر فرقه ی مجاهدین هم چنان بلا تکلیف و سرگردان و پریشان پشت درهای بسته زندان های رجوی خائن منتظر گرفتن حق یک ملاقات ساده هستند و ناامید از بازگشت عزبزان شان به خانه و خ�

والنون والقلم

مصطفی محمدی مصطفی محمدی، بیست و چهارم فوریه ۲۰۱۵:… هیچ کجای دنیا به بهانه ی آزادی، عشق را عاطفه را انسانیت را در قفس نمی کنند و هیچ مذهب و مرامی مخالف خانه و خانواده نیست . که بارها و بارها در شعارهایتان گفتید و شنیدیم”دشمن ما خانواده ی الدنگ ما”شما ها که هستید؟ به کجا می روید؟ به قعر جهنم……من مزدور رژی

والنون والقلم….

مصطفی محمدی، بیست و یکم فوریه ۲۰۱۵:…  ایران رجوی رجوی ایران. این شعار ضد بشری و ضد خدایی شعارتان شد از مسیر حق خارج شدید منحرف شدید که خون و خون ریزی را حلال دانستید و چه خون هایی که بر سنگفرش خیابان های اردوگاه اشرف توسط شما ریخته شد و وای بر شما فرقه ی ضد بشر ستم کار پلید که به هر بها و بهانه ای بچه های �

مصطفی محمدی: والنون والقلم، محبوبه محمدی: دلتنگیهای بی پایان برای دخترم سمیه

خانواده محمدی، هجدهم فوریه ۲۰۱۵:…  وای بر شما فریب دهندگان ذهن ها و قلب ها که بنام مجاهد بچه‌های زیر سن قانونی را فریب داده و با فریب و نیرنگ آنان را عضو این سازمان نموده و به آنان در باغ سبز نشان داده و بعد ازینکه دستتان رو شد اجازه ی خروج ازین سازمان کذایی و اردوگاه جهنمی تان را به این بچه‌ها

دلتنگیهای بی پایان برای دخترم سمیه…

محبوبه محمدی، هفدهم فوریه ۲۰۱۵:…  سمیه جان نامه ات بدستم رسید و من عشق را با نامه ای که نوشتی و فرستادی دریافت کردم، بهترینم،عزیزترین به وجودت افتخار می‌کنم و از راه دور با اینکه نیستی هستی……. در لحظه به لحظه ی زندگی من مصطفی و حوریه و محمد و مرتضی، تو همچنان عزیز مایی، نگین انگشتری و گل سرسبدی از تو ممنونم و خداوند را بخاطر هدیه ای که به من داده، به خاطر عشق تو …

والنون والقلم…….

مصطفی محمدی، شانزدهم فوریه ۲۰۱۵:…  و من بارها بارها از مصطفی شنیدم که پدر من صد برابر دجال تر و ظالم تر و خونخوار تر از رژیم است… .. … .. و از رجوی به عنوان پدر نام نمی برد. …… و میگفت این نا پدر ستمکار چه ظلم ها که برمن تنها فرزندش روا نداشته.. .. . .. و هرگز روی خوشی را ندیدم و این چنین میشود که به امر خدا فرمان حق جاری می‌شود. ….. و موسی در دامن فرعون پرورش …

والنون والقلم …

مصطفی محمدی، چهاردهم فوریه ۲۰۱۵:…  محمد از شرف نداشته ی مریم و مسعود خیانت کار سوال میکند ….. و جاء الحق …. که نور حق که تابید ظلمات باطل نابود خواهد شد رجوی و مریم خونخوار بدکاره مورد سوال محمد و دنیا و بچه های آلبانی هستند این دلارهای میلیونی چرا به حساب بعضی ها ریخته میشود بهای در بند نگه داشتن عزیزانی همچون سمیه است که دور از چشم همه نگه داری و زندانی ست سمیه …

 به نام خدا و به شرف انسانی و برای مظلومان در بند و گرفتار که خود از آنان بوده و هستم

محمد محمدیمحمد محمدی، دوازدهم فوریه ۲۰۱۵:…  من محمد محمدی اعلام میکنم که در مقابل ظلم و ستم شما ظالمان ستم کاران و خون خواران سکوت نمیکنم و من هم در صحنه ام و اکنون قلم من اسلحه ی من است که قلب شما مزدوران بی شرف را با آن نشانه گرفته ام و رجوی دیو ستم کار و مریم بدکاره ی خون خوار بگویید مزدور کیست ؟ مزدور چه کسی ست ؟ مصطفی محمدی ؟ پدر باشرف و باغیرت و با ایمان من که به سختی …

قسم به قلم ….

مصطفی محمدی مصطفی محمدی، دوازدهم فوریه ۲۰۱۵:…  وقتی که قلم به دست گرفتم و نوشتن آغاز نمودم وقتی که به نام خدا و با عشق برای سمیه ام شروع به نوشتن نمودم. وقتی که قلمم شد زبان یاسر و یاسرها ندا و فروغ فروغ ها وقتی که شدم زبان گویای آنان که دستشان از این دنیا کوتاه است اما با عشق مرا پیام رسان خود نمودند از زبان آنان نوشتم درددل کردم سکوت را شکستم فریاد زدم و افشاگری نمودم منتظر و آماده ی …

مصطفی: رسالت من پس از مرگ. محبوبه: من و نبودن سمیه

سمیه محمدیمصطفی و محبوبه محمدی، یازدهم فوریه ۲۰۱۵:…  از گوشه و کنار میشنوم که میگویند که سازمان مغز این بچه ها را شست و شو داده و عشق به خانه و خانواده رو از ذهن و دلشان پاک کرده اما عزیزکم میدانم که عشق را هر قدر که بشوری پاک تر صاف تر صیقلی تر و براق تر خواهد نمود و خداوند نور عشق پدر و مادر را به فرزندانشان و عشق فرزندان نسبت به پدرو مادر را هرگز از بین نمیبرد و نمی گذارد که از بین …

مصطفی: من زبان او شده ام. محبوبه: سمیه را آزاد خواهم کرد

مصطفی و سمیه محمدیخانواده محمدی، دهم فوریه ۲۰۱۵:…  من پیام این مادران من زبان و قلم شهدا میشوم و در این راه تنها نیستم من راوی داستان هایی هستم و میشوم که در تاریکی مخوف شب های اردوگاه اشرف اتفاق افتاده خون هایی که در اردوگاه اشرف ریخته نشد و هیچ کس نبود ونه سنگی ونه مزاری خدایا میدانم که ساکت نمی نشینی چه حق ها که ناحق شد و چه خون هایی که بی گناه بر زمین ریخته شد و خدایا تو شاهد وناظری …

عصر عصر افشای مرگهای مشکوک و انگورهای سمی ست

مصطفی محمدیمصطفی محمدی، نهم فوریه ۲۰۱۵:… دنیا بداند که بخاطر زنده ماندن علیرضا سکوت کردم مرگ ندا را بیصدا ضجه زدم اما اینهم این کافران از خدا بی خبر را راضی نکرد و کمر به قتل من بستند، حادثه ی مرگ من داستان امام رضا و هارون است عصر عصر مرگهای مشکوک وانگورهای سمی است و داستان امام غریبی که در غربت مسمومش کردند و عصر عصر تکرار تاریخ است از مریم رجوی که هارون …

حرف خانواده محمدی فراتر از تهدید است (نداها و آلان ها را می شناختم، می شناسم و میشناسانم)

مصطفی محمدی آرمین ف از تهران بعلاوه مطالبی از آقا و خانم محمدی: … علیرضا جان کاش بودم که در جشن آزادیت و در جشن عروسیت در کنار تو باشم و خوشحالیت را ببینم آه علیرضا جان برادر شیرین تر از جانم من در کنار تو بودم و شادیت را نظاره می کردم و به خاطر خوشحالیت خدا را سپاس می گفتم میدانم که دلتنگم هستی حرفهای بسیاری هست سالها گذشته اما داغ ندیدن و نشنیدن و لمس نکردن عزیز که کهنه نمی شود تازه تر …

بنام خدا و بنام عصر ظهور حق و حقیقت

سمیه محمدیمصطفی محمدی، هفتم فوریه ۲۰۱۵:… هنوز از الان به دنیا ننوشته ام هنوز از ندا حسنی حرفی نزده ام هنوز از عزیزان مظلومی که در قبرستان اشرف دفن شده‌اند حرفی نزده ام، رجوی ملعون! فکر نکن. این قلم تنها قلم مصطفی محمدی نیست این حرفها تنها حرفهای محمدی نیست این هشدارها این تهدیدها این اعلان جنگ ها، تنها از جانب مصطفی محمدی نیست، اگر لرزیده ای اگر ترسیده ای این هشدار دنیا به توست …

آقای مصطفی محمدی، بازهم “خیر توشه “!

رضا اکبری نسبرضا اکبری نسب، تبریز، ششم فوریه ۲۰۱۵:…  ” مرگ خیلی آسان میتواند به سراغ من بیآید اما تا وقتی زنده ام سراغ آن نخواهم رفت… من البته با مرگ مواجه خواهم شد که مهم نیست، مهم این است که زندگی یا مرگ من چه تاثیری درزندگی دیگران داشته باشد- زنده یاد صمد بهرنگی). مرگ یاسر من هم تطابقی با این

کوچه ی بچه گی ها. تقدیم به سمیه محمدی

م م، تهران، ششم فوریه ۲۰۱۵:… دلم مث یه بادبادک تو کوچه ی بچه گی هاست. هنوزم یاد اون روزا یاد آور خاطره هاست. بازم دلم تو بچه گی عروسک تازه میخواد. هنوز دلم یه ماجرا که توش پر از راز میخواد. هنوز دلم میخواد کسی بیاد سکوتو بشکنه. باز الکی داد بزنم یکی بیاد کمک کنه. هنوز میخوام یواشکی گلای یاسو بچینم. برم رو پ�

مصطفی: سمیه، حوریه دلتنگ است. محبوبه: سمیه، میدانم که میدانی

سمیه محمدیخانواده محمدی، ششم فوریه ۲۰۱۵:…  ستاره ی من سمیه ی من تو مهربانیت را تمام دوستان در بندت به من گفته اند به من و محبوبه دختر دل نازک مهربانم میدانم که قوت قلب عزیزان در بندی. دل سیاهی را بشکاف ظهور کن مسیحای من ….. به آسمان نگاه کن ستاره باران است ستره ی حوریه را ببین صدایت م

به فرزندانمان قصه بگوییم که بیدار شوند و نخوابند (+ بیاد یاسر)

مصطفی محمدی، محبوبه محمدی، پنجم فوریه ۲۰۱۵:…  و محمد محدثین مجبور شد که خبر خود سوزی ام را اعلام کند… وای بر دروغگو یان…. عمو جان باورم کردی؟ می دانی یاسرت همیشه زنده است…. میدانی که من از تبار عاشقان بودم …. عمو جان دلتنگ من نباش یاسرت زنده است …. روزی آنان که در اسارتند در روز آزادی درو

خدایا پناه می بریم به تو از شر رجوی و رجوی ها

برای دخترم سمیه محمدیمحبوبه، مصطفی، حوریه و محمد محمدی، چهارم فوریه ۲۰۱۵:…  خدایا پناه می برم به تو از شر شیاطین از شر شیادان از شر ستمکاران. من به اذن خداوند می دانم که پیروز بر شیاطین می شوم از جن و از انس….. و آن روز که می گفتی بیا بیا ما آماده ایم. اعلام میکنم. به تمام دنیا اعلام می کنم و در حضور تمام پدران و

دلتنگی های بی پایان برای دخترم سمیه (محبوبه: همیشه دلهره با من است. مصطفی: وَالْعَصْرِ …)

محبوبه و مصطفی محمدی، سوم فوریه ۲۰۱۵:…  همیشه دلهره با من است . همیشه دلهره او پشت درهای بسته شب ها خواب آشوبم می کند و روزها چشم انتظاری… عزیزکم تو که نیستی خوابی نیست تا آشفته شود همیشه ی فصل های خدا با انتظار تمام می شود آرامش ندارم همیشه در تب و تابم. لبخند مهربان�

دلتنگی های بی پایان برای دخترم سمیه

مصطفی محمدی، دوم فوریه ۲۰۱۵:…  من هیچوقت تنها نبوده ونیستم. سال ها پیش زمانی که سمیه رااز مسئولین سازمان مجاهدین خواستم گفتند برو هر کاری که میخواهی بکن تو رقمی نیستی … یک … ده .. صد … هزار …. ارتش اشرف. حالا زمان انسجام ارتش محمدی ست من هیچ وقت تنها نبوده و نیستم. این که گفتید مصطفی محمدی رقمی نیست عدد

مصطفی محمدی: محبوبه و من تا روز آزادی سمیه آرام نخواهیم گرفت

مصطفی محمدی، اول فوریه ۲۰۱۵:… سمیه محمدی فرزند محبوبه ومصطفی که سالها پیش هنوز به سن قانونی نرسیده بود در ظاهر به دعوت مجاهدین برای بازدید از اردوگاه اشرف خانه و محل زندگی خود را ترک کرد … هر پیام او در تلویزیون مجاهدین وحتی کتابی که از از جانب او به دنیا معرفی شد حاکی از عشق و از خود گذشتگی نسب

خانم محبوبه حمزه: سمیه جان خسته ام از ندیدنت. آقای مصطفی محمدی: سمیه جان نگران ما نباش به تو افتخار می کنیم

محبوبه حمزه (محمدی)، مادر سمیه محمدی، سی و یکم ژانویه ۲۰۱۵:…  ﺳﻤﻴﻪ ﺟﺎﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺛﺎﻧﻴﻪ ﻫﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺳﺎﻋﺘﻬﺎ ﺗﻤﺎﻡ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻭﺷﺒﻬﺎ ﭘﺮ ﺷﺪﻩ اﺯ ﺣﺪﻳﺚ ﺭﻓﺘﻦ ﺗﻮ و ﻣﺎﺟﺮاﻱ ﺗﻠﺦ اﺳﺎﺭﺕ. ﻳﻮﺳﻔﻢ ﺑﺎﺯﮔﺮﺩ ﻭﺑﮕﺬاﺭ ﺣﺮﻑ و ﺣﺪﻳﺜﻬﺎ ﺧﺎﺗﻤﻪ ﻳﺎﺑﺪ ﺧﺴﺘﻪ اﻡ ﺧﺴﺘﻪ