قابل توجه خانواده های اعضای فرقه رجوی. هشدار نسبت به ترفندهای فرقه ای سازمان مجاهدین خلق

قابل توجه خانواده های اعضای فرقه رجوی. هشدار نسبت به ترفندهای فرقه ای سازمان مجاهدین خلق

ابراهیم خدابنده، ایران اینترلینک، بیست و هشتم آوریل 2015:…  اخیرا پیام هائی از جانب خانواده های تعدادی از اعضای سازمان مجاهدین خلق، چه در داخل و چه در خارج از ایران، دریافت کردم که اطلاع داده بودند عزیزانشان در داخل سازمان با آنها تماس گرفته و درخواست پول کرده اند. بهانه ها البته اغلب برای هزینه های درمان بوده و نوعی اضطرار را هم القا نموده اند …

ابراهیم خدابنده العالم

گزارش پرویز خزائی و طرح یک پرسش: مخاطب اصلی “گزارش تا این تاریخ” چه کسی است؟ (+ آینده فرقه رجوی)

لینک به صفحه فیسبوک آقای خدابنده

قابل توجه خانواده های اعضای فرقه رجوی

هشدار نسبت به ترفندهای فرقه ای سازمان مجاهدین خلق

ابراهیم خدابنده

8 اردیبهشت 1394

اخیرا پیام هائی از جانب خانواده های تعدادی از اعضای سازمان مجاهدین خلق، چه در داخل و چه در خارج از ایران، دریافت کردم که اطلاع داده بودند عزیزانشان در داخل سازمان با آنها تماس گرفته و درخواست پول کرده اند. بهانه ها البته اغلب برای هزینه های درمان بوده و نوعی اضطرار را هم القا نموده اند. این موضوع، خصوصا در شرایطی که سازمان اجازه ارتباط اعضا با خانواده هایشان را نمیدهد، موجب تعجب آنان گردیده است. برخی از این خانواده ها به امید تداوم این ارتباط تصمیم گرفته بودند تا به خواسته های عزیزانشان جواب مثبت بدهند.

از طرف دیگر اطلاع یافتم که ظاهرا در درون سازمان مجاهدین خلق از اعضا خواسته شده تا با خانواده های خود ارتباط برقرار کرده و به بهانه بیماری یا موارد دیگر از آنان درخواست پول نمایند. به اعضا گفته شده است که برای برگزاری مراسم سالانه مریم رجوی در پاریس و دعوت از سخنرانان و غیره نیاز به این پول دارند و لازم است که اعضا در این رابطه کمک نمایند. روی اهمیت این مراسم و ضرورت جمع آوری پول هم در درون سازمان نشست های متعددی توسط مسئولین در کشورهای مختلف گذاشته شده است.

اما واقعیت اینست که سازمان مجاهدین خلق نیازی به چنین پول هائی ندارد و هزینه های هنگفت و نجومی برنامه های مریم رجوی در پاریس با این پول ها تأمین نمیشود و از منابع دیگری بدست می آید. بنابراین واقعیت چیست و چرا سازمان تعدادی از اعضای خود را وادار ساخته تا با محمل های ساختگی از خانواده های خود اخاذی نموده و با فریب از آنها پول بگیرند؟

موضوع به همان بحث مسئله داری و ریزش نیرو بر میگردد که این روزها سخت گریبان فرقه رجوی را گرفته است. این ترفند در بسیاری از دیگر فرقه ها هم بکار گرفته شده و میشود. زمانی که یک فرد به اصطلاح مسئله دار شده و وابستگی اش به فرقه سست میگردد از چنین ترفندهائی برای وابسته نگاه داشتن او و همچنین آزمایش میزان وفاداریش استفاده میشود. اگر فرد مربوطه مجبور شود تا خانواده خود را فریب داده و از آنان اخاذی نماید، به لحاظ روانی پل های روابط عاطفی خود با آنان را خراب کرده و وابستگی اش به فرقه بیشتر میگردد. رجوی همیشه اعتقاد داشت که برای حفظ نیرو باید او را مجبور کرد تا به فرقه پول بدهد و چه بهتر که این پول را از نزدیکان خود اخاذی نماید تا وفاداری خود را بیشتر ثابت کند. او بر این باور بود که هر چقدر نیرو برای فرقه بیشتر مایه بگذارد امکان جداشدنش کمتر خواهد بود.

یک نمونه مربوط به سالها قبل در این رابطه قابل توجه است. بهزاد صفاری از اعضای قدیمی سازمان مجاهدین خلق از عراق با پدر خود در اصفهان تماس گرفته و از او برای خارج شدن از عراق درخواست پول نمود. او ادعا کرده بود که از سازمان فرار کرده و برای خروج از عراق 45 هزار دلار نیاز دارد.

پدر بهزاد که در اصفهان دندانپزشک بود با فروش مطب و وسایل آن و بیکار کردن خود این پول را تهیه کرده و در دو نوبت به حساب هائی که در لندن و اسلو به وی داده شده بود واریز نمود. بعد از این جریان دیگر خبری از بهزاد نشد تا اینکه در تلویزیون فرقه رجوی به عنوان مسئول حقوقی پادگان اشرف مصاحبه نمود و معلوم شد که فرار از سازمان و خروج از عراق تنها محملی برای اخاذی از خانواده بوده است.

بعدها کاشف به عمل آمد که بهزاد مسئله دار بوده و ظاهرا هوای خانواده به سرش زده بود که با این ترفند او را وادار کردند تا سیم های ارتباطی خود با خانواده را قطع کند و دیگر نقطه امیدی در خارج از فرقه نداشته باشد. به این ترتیب عواطف خانوادگی عملا در وجود بهزاد کشته شد و تنها راه نجات او هم مسدود گردید.

همچنین آوردن اعضا به تلویزیون و وادار کردن آنان به دشنام و ناسزا دادن به خانواده و بستگان و عزیزان هم در همین ردیف ترفندها برای حل و فصل مسئله داری و ممانعت از جداشدن افراد صورت میگیرد. به عنوان مثال در چهارچوب شورای ملی مقاومت اعضا وادار میشوند تا به رفقای قدیمی خود که از شورا جدا شده اند ناسزا بگویند و به آنها تهمت بزنند تا راه برون رفت خودشان مسدود گردیده و نقطه امیدی در بیرون از شورا نداشته باشند.

لازم است خانواده ها در برابر چنین تماس ها و چنین درخواست هائی موضوع را بی پرده با عزیزشان در میان گذاشته و او را نسبت به این ترفند فرقه ای که برای حل و فصل مسئله داری و ممانعت از جدا شدن فرد بکار گرفته میشود آگاه نمایند و به او یادآور شوند که فرقه میخواهد تنها سیم وصل وی با بیرون از فرقه، یعنی عواطف و علائق خانوادگی را قطع کرده و او را تماما به لحاظ روانی و ذهنی تحت کنترل قرار دهد.

ابراهیم خدابنده الجعفری عراقگفتگوی ابراهیم خدابنده با ابراهیم جعفری (درخواست عاجل خانواده ها)

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=17756

جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت پنجم (مارها هر جا پیدا میشوند)

ابراهیم خدابنده 2014ابراهیم خدابنده، ایران اینترلینک، یازدهم آوریل ۲۰۱۵:…  اعضای فعلی شورا اینطور بحث میکنند که وقتی واژه “ملی” برای شورای ملی مقاومت استفاده میشود یعنی این شورا تمامی طیف های آحاد ملت ایران را در بر میگیرد حال آنکه عملا تنها تابع دستورات یک جانبه سازمان مجاهدین خلق و مسعود رجوی می باشد. همین بحث در خصوص سیمای آزادی فرقه رجوی که تلویزیون ملی نامگذاری شده است نیز عنوان میگردد …

ابراهیم خدابنده دسامبر 2014ابراهیم خدابنده: وحشت فرقه رجوی از عواقب روند جدائی ها

لینک به صفحه فیسبوک آقای خدابنده

لینک به قسمت اول:
جریان مسئله داری در سازمان مجاهدین خلق و سخنی با هواداران (چو می بینی که نابینا و چاه است ..)
لینک به قسمت دوم:
جریان مسئله داری در فرقه رجوی – ادامه (شماره دو)

لینک به قسمت سوم:

جریان مسئله داری در فرقه رجوی (قسمت سوم)
لینک به قسمت چهارم:
جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت چهارم (مرگ عضو ربطی به مریم ندارد ولی خواب عضو را باید گزارش کرد؟)

جریان مسئله داری در فرقه رجوی – قسمت پنجم

“مارها هر جا پیدا میشوند”

یکی از دوستان مرا به مقاله ای با عنوان “اندر حکایت مارها” نوشته “جواد پوینده” از استکهلم توجه داد که در سایت آفتابکاران به تاریخ ۱۶ فروردین ۱۳۹۴ درج گردیده است.

http://www.aftabkaran.com/maghale.php?id=4666

نویسنده مقاله با بیان داستان مار و عقاب (آواز شاهین) برگرفته از ماکسیم گورکی به تخطئه جداشدگان اخیر شورای ملی مقاومت پرداخته و آنان را بریده مزدورانی خوانده، که همچون مار که توان پرواز ندارد و دیگران را از پرواز منع نموده و آنرا بیهوده میداند، تبلیغ بی عملی میکنند. من البته به نوبه خود در مقابل آقایان کریم قصیم و محمدرضا روحانی و اسماعیل یغمائی و ایرج مصداقی و سایرین که جز بیان واقعیت کاری نکرده اند اما اینگونه مورد توهین و بی احترامی قرار گرفته اند شرمنده ام و میدانم که این رسم فرقه هاست که منتقدین و مخالفین خود را تخطئه نمایند و به جای پاسخ گوئی به انتقادات و ایرادات منطقی آنان به ترفند های جنگ روانی روی بیاورند.

نکته جالب مقاله فوق آنجاست که در پایان اذعان میدارد که “از این مارها هر جا چند تایی پیدا میشود. سوئد، فرانسه، هلند، انگلیس، ایران”. که البته با توجه به نامه هائی که داشته ام باید آمریکا و آلمان و آلبانی و عراق و بسیاری از کشورهای دیگر را هم اضافه کرد و تعداد این به اصطلاح مارها هم از چند تا بسیار فراتر رفته است. نویسنده مدعی است “همین که وزیر اطلاعات نی لبکش را به لب بگیرد و شروع به نواختن کند این مارها از این سر تا آن سر دنیا از سوراخ هایشان بیرون می آیند و شروع به رقصیدن می نمایند و بعد از تجربیات خودشان در مضرات پرواز، در خالی و پوچ بودن آسمان و در دروغگو بودن عقاب ها سخنرانی میکنند”.

این مدت نامه ها و پیام های متعددی از دوستان در خصوص اوج گیری جریان مسئله داری در بسیاری از کشورها خصوصا از فرانسه و عراق و آلبانی داشتم و منتظر فرصتی بودم تا یک جمعبندی از آنها ارائه دهم. در حال حاضر این جریان و خصوصا اختلافات درونی در شورای ملی مقاومت ابعاد بسیار جدی به خود گرفته و به معضل و مسئله اصلی سازمان تبدیل شده است. مقاله ای که در بالا به آن اشاره شد نیز ضمن تهاجم به جداشدگان، و طبق معمول ربط دادن همه چیز به وزیر اطلاعات، به گستردگی و ابعاد وسیع این جریان اعتراف دارد.

ظاهرا بعد از اینکه مصداقی گزارش اول خود را منتشر نمود و در ادامه قصیم و روحانی از شورای ملی مقاومت استعفا دادند و دست به افشاگری زدند و سپس مصداقی گزارش دوم خود را در سالگرد گزارش اول مطرح کرد و همچنین تنش هائی که بین یغمائی و سازمان بر سر مراودات مالی بوجود آمد، شرایط خاصی در شورای ملی مقاومت حاکم شد و مسئله داری اوج گرفت به طوری که در ظرف مدت کوتاهی جلسات متعدد شورا یکی بعد از دیگری برگزار گردید و این در حالی بود که برای مدت های طولانی جلسه ای برگزار نشده بود. سؤال همیشگی “مسعود رجوی کجاست؟” نیز همچنان نفس مسئولین را گرفته که البته پاسخی برای آن داده نمیشود و فقط سؤال کننده با توهین و تهمت سرکوب میگردد. حتی به صراحت از جانب اعضای شورا مطرح شده که یکی از ترفندهای رهبران فرقه ای اینست که خود را از انظار پنهان نمایند تا تقدیس شوند.

بعد از این قضیه مسئولان شورای ملی مقاومت دستورالعملی به اعضای شورا دادند و آنان را مکلف ساختند تا علیه یاران سابق خود موضع گیری نمایند و آنان را آماج حملات خود قرار دهند که مقالاتی توسط امثال منصور قدرخواه و پرویز خزائی و دیگران از این دست منتشر شد. اما اکثر اعضای شورا از این کار امتناع ورزیدند و حاضر نشدند به یاران دیرین خود که بعضا رابطه دوستی و رفت و آمد خانوادگی هم دارند خیانت کنند و دروغ های سازمان را در خصوص آنان تکرار نمایند. البته توجیه ها بسیار بود. برخی عنوان میکردند که باید راه بازگشت برای این افراد گذاشته شود و ارتباط خود با آنان را اینطور توضیح میدادند که دارند روی آنها کار میکنند تا مجددا به شورا بازگردند. برخی شرم حضور نسبت به رابطه آشنائی و رفاقت دیرین را پیش میکشیدند و عذرخواهی می نمودند و درخواست میکردند در این رابطه معاف شوند. تعدادی هم البته تحت فشار سازمان، بدون نام بردن از افراد جدا شده از شورا، به رفع تکلیف پرداختند.

گزارش ها حاکی است که اعضای شورا بدون ترس و واهمه های قبلی مسائل خود را در جلسات مطرح می نمایند و از فقدان کمترین حقوق دموکراتیک در درون مناسبات شورا شاکی هستند. مطالبی که افراد برای سایت های مربوط به سازمان می نویسند باید قبل از درج حتما توسط مسئولین ادیت شود که گاه محتوای آن کاملا تغییر می یابد. افراد شورا مطرح میکنند که در خصوص اعضای سازمان مجاهدین خلق که دیسیپلین فوق نظامی را پذیرفته و اطاعت بی چون و چرا را قبول کرده اند وضعیت فرق میکند اما در شورا چنین چیزی از روز اول پذیرفته نشده بوده است. آنها میگویند یک عضو سازمان در مناسبات مجاهدین خلق بهرحال ذهن خود را بسته و آموخته است که صرفا فرمان را اجرا نماید اما در شورا چنین قراری نبوده است.

اعضای فعلی شورا اینطور بحث میکنند که وقتی واژه “ملی” برای شورای ملی مقاومت استفاده میشود یعنی این شورا تمامی طیف های آحاد ملت ایران را در بر میگیرد حال آنکه عملا تنها تابع دستورات یک جانبه سازمان مجاهدین خلق و مسعود رجوی می باشد. همین بحث در خصوص سیمای آزادی فرقه رجوی که تلویزیون ملی نامگذاری شده است نیز عنوان میگردد که واژه “ملی” باید دال بر فراگیر بودن آن باشد در حالیکه این تلویزیون صرفا نظرات فرقه رجوی را منعکس می نماید.

همچنین این افراد مطرح میکنند که واژه “شورا” دال بر اینست که تصمیمات شورای ملی مقاومت جمعی و شورائی و با بحث و اقناء گرفته میشود وگرنه فرقی با سازمان مجاهدین خلق ندارد. بنابراین رابطه نقد و مخالفت در مناسبات شورا پذیرفته شده است اما عملا هر کس به نقد و مخالفت بپردازد فورا مستخدم و حقوق بگیر وزارت اطلاعات یا حداقل در خدمت اهداف رژیم معرفی میگردد که البته این ترفند برای از میان بدر کردن منتقد و مخالف بصورت مداوم بکار گرفته میشود. با این حال فضای مخالفت با مناسبات غیر دموکراتیک درونی شورا در میان اعضای آن در بسیاری از کشورهای غربی وجود دارد و به صراحت بیان میگردد.

یکی از مسائلی که شورائی ها مطرح میکنند اینست که در سالهای اخیر صرفا شاهد ریزش در اعضای غیر مجاهد شورا بوده اند و از جذب خبری نیست و بسیاری از کسانی که جهت عضویت در شورا معرفی شده اند با مخالفت سازمان مجاهدین خلق که هژمونی شورا را به دست دارد روبرو گردیده اند. این وضعیت فی النفسه روابط و مناسبات فرقه ای را تداعی میکند. حرف این دست از معترضان درونی شورا اینست که چرا اولا به طیف های مختلف اجازه حضور در شورا داده نمیشود و ثانیا چرا نظرات همین اعضای فعلی وقتی به مذاق مسئولین سازمان خوش نمی آید سرکوب میگردد.

این طور که از مفاد نامه ها و پیام ها استنباط میشود باید در آینده نزدیک شاهد مارهای بسیار بیشتری بود که هرجا پیدا شوند و سر برآورند و واقعیات باز هم بیشتری را برملا نمایند و بر این حقیقت محض صحه بگذارند که راهی که سالهای سال است سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت در پیش گرفته بوضوح فرسنگ ها از راه مردم ایران و سایر گروه های اپوزیسیون فاصله دارد و به بیراهه میرود.

ابراهیم خدابنده

۲۱ فروردین ۱۳۹۴

رونمایی کتاب “گسست بندها”

ترجمه کتاب فرقه ها درمیان ما
(مهندس ابراهیم خدابنده، انتشارات دانشگاه اصفهان)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16323

تشدید تضادها و اختلافات در درون شورای ملی مقاومت

ابراهیم خدابنده 2014ابراهیم خدابنده، ایران اینترلینک، یازدهم فوریه ۲۰۱۵:…  موضوع اختلاف نظر و دیدگاه ها در درون شورای ملی مقاومت به یک معضل جدی برای سازمان و شخص مریم رجوی، که اداره جلسات شورا را به عهده دارد، تبدیل شده است. جدائی از شورا البته سابقه طولانی دارد و از زمان جدا شدن بنی صدر و حزب دموکرات کردستان تا استعفای روحانی و قصیم همچنان ادامه داشته است. اما در حال حاضر مسئله داری و …

شحمانی خدابندهمصاحبه اختصاصی بنیاد خانواده سحر با ابراهیم خدابنده

https://iran-interlink.org

تشدید تضادها و اختلافات در درون شورای ملی مقاومت

ابراهیم خدابنده، ۲۲ بهمن ۱۳۹۳

این مدت ایمیل یا پیامی نیست که به دستم رسیده باشد و در آن با ذکر نمونه به مسئله داری و تشدید تضادهای درونی، خصوصا در قالب شورای ملی مقاومت، اشاره ای نشده باشد. به قول یک نفر سازمان دارد فقط برای حفظ نفرات موجود تلاش و هزینه میکند و کار اول و آخر مسئولین ممانعت از جدا شدن افراد است که در این رابطه به انواع ترفندها، حتی تهدید، متوسل میشوند.

موضوع اختلاف نظر و دیدگاه ها در درون شورای ملی مقاومت به یک معضل جدی برای سازمان و شخص مریم رجوی، که اداره جلسات شورا را به عهده دارد، تبدیل شده است. جدائی از شورا البته سابقه طولانی دارد و از زمان جدا شدن بنی صدر و حزب دموکرات کردستان تا استعفای روحانی و قصیم همچنان ادامه داشته است. اما در حال حاضر مسئله داری و بیان انتقادات علنی نسبت به عملکرد سازمان مجاهدین خلق در درون شورا تشدید شده و شکل تازه ای به خود گرفته که به این صورت تاکنون بی سابقه بوده است.

واقعیت اینست که مریم رجوی تسلط کافی برای پاسخگوئی به سؤالات گوناگون نفرات را به شکلی که مسعود افراد را متقاعد یا سرکوب می نمود ندارد و موضوع طرح سؤالات و ایرادات از کنترل وی خارج شده است. کلا غیبت طولانی مدت مسعود هم بر مشکلات افزوده و خود به یک ابهام جدی بدل گردیده است. مریم رجوی توان برخورد به صورت واقعی و علمی با افرادی مانند هزارخانی و سامع و گنچه ای را ندارد و از پس سؤالات آنان بر نمی آید و طرح سؤالات از جانب این افراد، بدون دریافت پاسخی منطقی، بر ابهامات دیگران نیز می افزاید.

در نامه یکی از هواداران از قول یکی از اعضای شورا، که ظاهرا دل خوشی از ماندن در شورا نداشته و مترصد فرصتی برای استعفا می باشد، نوشته بود که: “شما هنوز این مجاهدین خلق را نشناخته اید. این سازمان دقیقا همان تعریف فرقه ها را دارد و به هیچ عنوان قابل تغییر نیست و گوش شنوائی در آن وجود ندارد، اما چکار میتوان کرد.”

بیان وی مرا به یاد این شعر از گلستان سعدی از قول لقمان حکیم انداخت که: “آهنی را که موریانه بخورد، نتوان برد از او به صیقل رنگ – با سیه دل چه سود گفتن وعظ، نرود میخ آهنین در سنگ”. کسانی که هنوز در شورا مانده و به امید ایجاد تغییراتی در آن هستند بد نیست قدری به سوابق امر نگاه کنند و به قول این عضو شورا در نظر داشته باشند که هرگز گوش شنوائی در رهبری این شورا نبوده و نخواهد بود.

همچنین از قول یکی از اعضای شورا نقل شده است که گفته است: “من مقالاتی می نویسم اما وقتی در سایت های سازمان درج میگردد کاملا فرق کرده است. آنها فقط میخواهند از نام من استفاده کنند و نظرات من برایشان اصلا اهمیتی ندارد.”

آنچه از خلال پیام ها استنباط میشود اینست که استعفای آقایان روحانی و قصیم و همچنین افشاگری ها و طرح سؤالات از جانب آقایان یغمائی و مصداقی تأثیرات جدی بر مسئله داری و تشدید تضادها در درون شورای ملی مقاومت داشته است. بحث های مالی که سازمان با آقای یغمائی براه انداخته موجب طرح سؤالاتی شده و علنا در برابر مریم رجوی از وی پرسیده اند که چرا سازمان جواب آنچه که یغمائی میگوید را نمیدهد و موضوع پول هائی که مطرح شده چیست.

آنطور که مطلع شده ام برخی افراد در جلسات شورا بحثهائی میکنند و نظراتی میدهند که با دیدگاه های سازمان متفاوت است و در این رابطه بلافاصله با واکنش تند نفرات عضو سازمان در شورا مواجه میشوند و حتی از جانب آنان بعد از جلسه نیز مورد بایکوت قرار میگیرند.

یکی از این موارد در خصوص ادعای تنها آلترناتیو بودن شورا است. برخی چنین بحث میکنند که بیش از سه دهه از ادعای آلترناتیوی میگذرد و هیچ اتفاقی نیفتاده است و دیگر به لحاظ علمی نمیشود گفت که شورای ملی مقاومت یک آلترناتیو کامل در برابر رژیم تهران است چه برسد به این که تنها آلترناتیو باشد. در این بحث عنوان نموده اند که در خوش بینانه ترین شکل شورا را می توان بخشی از آلترناتیو احتمالی آینده فرض گرفت که البته این حرف به مذاق سازمان خوش نیامده و با واکنش تند اعضای سازمان مواجه شده است.

همچنین از قول یکی از شورائی ها نقل شده که گفته است افرادی همچون روحانی و قصیم واقعا شجاعت به خرج داده اند ولی همه چنین جرأتی را، در شرایط فعلی بعد از عمری با شورا بودن و قطع ارتباط با دنیای خارج، ندارند. او معتقد بوده است که واکنش هائی که سازمان در قبال افرادی همچون مصداقی و یغمائی و غلام روابط (علی حسین نژاد) و دیگران داشته صرفا برای ترساندن آن دسته از کسانی است که در نوبت بعدی جدا شدن قرار دارند.

آنچه که از خلال نامه ها و پیام ها استنباط میشود اینست که میزان مخالفت با سیاست های سازمان در درون شورا ابعاد جدی تری به خود گرفته و این معضل بدون ورود مؤثر خود مسعود رجوی قابل حل و فصل نیست و روز بروز بر ابعاد آن افزوده می گردد.

ضمنا از دوستانی که محبت کرده و ایمیل میزنند درخواست دارم که صرفا از ایمیل زیر استفاده نمایند. ایمیل های دیگری هم از جانب من طی این سالیان اعلام شده که من به صورت مرتب آنها را بازبینی نمیکنم.

ebrahim.khodabandeh@gmail.com

همچنین مانند گذشته میتوانید روی صفحه فیس بوک من پیام بگذارید.

https://www.facebook.com/ebrahim.khodabandeh

ابراهیم خدابنده، ۲۲ بهمن ۱۳۹۳

گزارش کمپ لیبرتی 4گزارش چهارم از بغداد، نوامبر

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=15859

اوجگیری جدید جریان مسئله داری در فرقه رجوی

ابراهیم خدابنده 2014ابراهیم خدابنده، ایران اینترلینک، بیست و هفتم ژانویه ۲۰۱۵:… مسئله داری در درون فرقه رجوی به یک جریان و حتی یک موج رو به گسترش تبدیل شده است که قابل مهار کردن نیست. رجوی تلاش میکند تا صرفا وزارت اطلاعات را مسبب اصلی این موج تخریبگر مسئله داری معرفی کند، اما یک مثل معروف ژاپنی میگوید که این زلزله نیست که قربانی میگیرد بلکه خانه سست بنیان است که قربانی میگیرد …

https://iran-interlink.org

اوجگیری جدید جریان مسئله داری در فرقه رجوی

در گذشته در خصوص جریان مسئله داری در فرقه رجوی با عناوین مختلف مقالاتی نوشته ام که در برخی سایت های مربوط به جداشدگان در اروپا درج گردیده است. انسان وقتی کاری را با اعتقاد انجام میدهد و نتیجه اش را به صورت مثبت مشاهده میکند دلگرم میشود تا به آن کار ادامه دهد. من از زمانی که از فرقه رجوی جدا شده ام، خصوصا بعد از مشاهده شرایط خانواده ها در داخل ایران، به تدریج انگیزه مضاعفی پیدا کرده ام تا به هر شکل ممکن برای نجات اسرای گرفتار در چمبره ذهنی فرقه رجوی اقدام نمایم و به هر شکل ممکن تجارب و یافته های خودم را در اختیار دیگران قرار دهم. بازخوردهای نوشته های من به صورتی بود که به قطع و یقین رسیدم که مطالبم به هیچ وجه بی تأثیر نبوده و این امر مرا تشویق نمود تا به کنکاش و مطالعه و نوشتن بیشتری بپردازم.

برخی بعد از مطالعه اطلاعاتی که در نوشته هایم ارائه دادم به نقطه ایقان در خصوص ماهیت فرقه رجوی رسیده اند که این امر هم در سطح عضو و هم در سطح هوادار اتفاق افتاده است. دوستان از آلمان و آلبانی و اسکاندیناوی و سایر نقاط مطالبی فرستاده اند و فوق العاده مشوق من بوده اند. البته هنوز این افراد در خصوص مطرح کردن نام خود ملاحظاتی دارند که من به خواست آنان احترام میگذارم اما امیدوارم روزی مطالب خود را به صورت علنی و با نام اصلی خود منتشر نمایند و همانطور که شجاعت جدا شدن از اسارت ذهنی فرقه رجوی را داشتند، که کار کمی نبوده است، در یاری رساندن به دیگران نیز شجاعت بخرج دهند. افراد کاملا شناخته شده ای از جله سین پ، عین میم، یا میم الف نامه های حاوی بسیاری اطلاعات فرستاده اند که در صورتی که با نام اصلی آنان انتشار یابد قطعا تأثیر گذار خواهد بود.

اطلاع دارم که سازمان تهدیدات خود را نسبت به اعضا و هواداران در خصوص جدا شدن از فرقه شدت بخشیده است. مثلا سازمان در حوزه اسکاندیناوی، که هم بیشترین هوادار را داشته و هم فزاینده ترین میزان مسئله داری را تجربه میکند، به تهدید علنی افراد پرداخته است اما این افراد علیرغم تهدیدات و خطرات احتمالی دست از هواداری برداشته و البته اطمینان داشته اند که سازمان در موقعیتی نیست که بتواند هیچ یک از این تهدیدات خود را عملی سازد. حتی آنان در خصوص مسافرت به ایران تهدید به جنگ روانی شده اند که البته به حق بر این اعتقاد بوده اند که اگر کسی بخواهد به کشورش برگردد موضوع هیچ ارتباطی به مسعود رجوی و فرقه اش ندارد.

حتی افرادی که در خاک اروپا به دنیا آمده و بزرگ شده و خواهان دیدار از کشور آباء و اجدادیشان بوده اند را منع کرده اند و تهدید نموده اند که در بازگشت روزگارشان را سیاه خواهند کرد و آنان را نزد همگان نفوذی و جاسوسان وزارت اطلاعات ایران معرفی خواهند نمود و آنان را به دست سایر هواداران خواهند سپرد تا تکلیفشان را با آنها معلوم کنند. یکی از آنان می پرسید که چگونه وی که در درون سازمان مجاهدین خلق به دنیا آمده و بزرگ شده و هرگز پایش به ایران نرسیده میتوانسته مستخدم وزارت اطلاعات ایران بوده باشد. البته در دیدگاه فرقه ای رجوی هر کس خلاف نظر او نظری داشته باشد قطعا در همکاری نزدیک با وزارت اطلاعات ایران است. او میخواهد اینطور جا بیندازد که سفر به ایران مترادف با تأیید صددرصد جمهوری اسلامی و اقدام جهت سرکوب مخالفان رژیم می باشد. سفر به ایران کمترین نتیجه اش اینست که دروغ های فرقه که مدعی مبارزه است برملا میشود.

من بر اساس نامه ها و ایمیل ها و پیام هائی که تاکنون دریافت کرده ام امیدواری و اطمینان خاطر پیدا کرده ام که ماهیت مسعود رجوی و فرقه اش به صورت فزاینده ای برای طیف وسیعی از هواداران و حتی اعضای سازمان و کسانی که این فرقه را یک نیروی اپوزیسیون تلقی میکردند برملا میشود و راه برای نجات افراد و بازگشت به دنیای تفکر آزاد فراهم میگردد. مسئله داری در درون فرقه رجوی به یک جریان و حتی یک موج رو به گسترش تبدیل شده است که قابل مهار کردن نیست و هیچ یک از ترفندهای فرقه ای مانع رشد و همه گیر شدن آن نشده و نخواهد شد. رجوی تلاش میکند تا صرفا وزارت اطلاعات را مسبب اصلی این موج تخریبگر مسئله داری معرفی کند، اما یک مثل معروف ژاپنی میگوید که این زلزله نیست که قربانی میگیرد بلکه خانه سست بنیان است که قربانی میگیرد.

در برخی کتابها و مقالاتی که دانشمندان و محققان در آنها در خصوص موضوع فرقه های مخرب کنترل ذهنMind Control Destructive Cults بحث میکنند، گرفتاری ذهنی در چنین فرقه هائی به اعتیاد تشبیه شده است. فرد معتاد هرگز روزی تصمیم نگرفته که معتاد شود و آگاهانه و عامدانه پا به این راه بگذارد. او حتی نسبت به زمان شروع اعتیادش هم چندان مطمئن نیست و در ضمن آخرین کسی بوده که متوجه اعتیادش شده است. معمولا فرد معتاد توسط دوستانش به این راه کشانده شده و خودش شخصا به دنبال آن نرفته است. هیچ معتادی از شرایط خود راضی نیست اما به نظرش میرسد که راه نجات و رهائی ندارد. او مدام به ترک و فرار از وضعیتی که در آن اسیر است فکر میکند اما همیشه موضوع را به بعد موکول می نماید و مدام زمان را از دست میدهد. فرقه رجوی، با فریب و نیرنگ، برخی جوانان صادق و فداکار اما کم تجربه را به اسم مبارزه و سرنگونی رژیم و غیره به دام انداخت و آنان را اسیر خود نمود و شرایط را طوری برایشان رقم زد که یارای خلاص شدن نداشته باشند.

برخی مطالبی که اطلاع پیدا کرده ام اعضای درون سازمان و فرزندان مسئولان بالای سازمان مطرح میکنند مطالبی هستند که زمانی که خودم در سازمان بودم هرگز جرأت فکر کردن به آنها را هم نداشتم. فرزندان اعضای قدیمی که سازمان نام میلیشیا بر آنها گذاشته است به شدت نسبت به حضور در سازمان سرخورده شده اند. قبلا به صورت موردی از سازمان جدا میشدند اما حالا جمعی جدا میشوند. جدا شدن و ترک سازمان در حال حاضر به معضل اصلی و تهدید جدی فرقه رجوی تبدیل شده است. جدا شدن قطعا و حقیقتا رو به افزایش است.

مسعود رجوی اخیرا برای روحیه دادن به نفراتش صحبت هائی کرده که البته تأثیر معکوس داشته است. الان دیگر شرایط قرارگاه اشرف حاکم نیست که رجوی در درون حصارها و دور از دنیای واقعیات و در یک فضای هیجانی با استفاده از شگردهای روانی فرقه ای حرف بزند و حرفهایش را حقیقت مطلق و عین واقعیت جا بیندازد. حرفهای رجوی دیگر آنقدر تکراری گردیده که گوش همه از آنها پر شده و تأثیرات خود را از دست داده است. تاکنون بیش از ۵۰۰ نفر به آلبانی منتقل شده اند و مابقی هم دیر یا زود همین راه را باید طی کنند.

در آلبانی افراد به طیف های مختلفی تقسیم میشوند. عده ای کاملا جدا شده و زندگی آزاد خودشان را دارند. عده ای به دلایل مشکلات مالی و جسمی مجبور به ماندن در سازمان شده اند اما به قول مسئولین فقط با یک سیلندر کار میکنند. عده ای هم به لحاظ ذهنی راه فراری نمی یابند و خود را مجبور به ماندن می دانند و البته عده ای هم آنچنان به صورت عمیق مغزشوئی شده اند که همچنان رؤیای سرنگونی و رفتن به تهران با توپ و تانک را در سر می پرورانند و خود را متعهد به این راه می دانند. اما از نشست های کنترل شده که مسعود سخنرانی کند و افراد با مشت های گره کرده حاضر حاضر بگویند خبری نیست و کنترل رفته رفته از دست مسئولین هم خارج میشود و آنها حتی بر روی فرزندانشان که در سازمان به دنیا آمده و در آنجا بزرگ شده اند هم هیچ کنترلی ندارند.

رجوی در سخنرانی های اخیرش ابراز شادمانی کرده که در آلبانی به موفقیت هائی دست یافته است. این حرفها را البته به جماعت لیبرتی میزند که تصور نکنند افرادی که به آلبانی رفته اند از گردونه مبارزه خارج شده اند و این امیدواری را بدهد که مبارزه همچنان ادامه دارد و همچنان صاحب پیروزی هائی میشود. رجوی در پایان صحبت هایش ذکر “لاحول ولا قوة الا بالله” را بیان نموده است. این همان ذکری است که امام حسین (ع) بعد از روشن کردن چراغ ها و مشاهده اینکه عده کمی مانده اند بیان نمود که مسعود رجوی خود را در این قیاس قرار داده است. وی تمامی محتوای صحبت های خود را بر تجدید عهد با او، که البته معلوم نیست در کجا پنهان شده و تا کی مخفی باقی خواهد ماند، بنا نهاده و افراد را از جدا شدن برحزر داشته است. او افراد را تشویق نموده تا باز هم با فرقه او بمانند و به آینده امیدوار باشند و به مبارزه خیالی خود با رژیم ادامه دهند.

من شخصا مایلم به آن دسته از اعضا و هواداران فرقه رجوی که تصمیم شجاعانه ای گرفته و بندهای اسرات خود را گسسته و جدا شده اند تبریک بگویم. من بر اساس تجربه خودم و همچنین مطالعاتی که داشته ام معتقدم که کاری که آنها انجام داده اند به هیچ عنوان کار ساده ای نبوده است. خصوصا آنهائی که وارد صحنه افشاگری برای مطلع کردن افکار عمومی شده اند واقعا کار مهمی انجام داده اند. من اعتقاد دارم که هر روز افراد بیشتری جدا میشوند و همچنین جداشدگان بیشتری لب به سخن باز میکنند و دست به قلم می برند و مسیر دیگران را روشن تر می نمایند.

همچنین:

عراق به نمایندگان خانواده های گروگانهای رجوی در لیبرتی قول همکاری دارد

ایسنا به نقل از “اشرف نیوز”، بیست و دوم دسامبر ۲۰۱۴:… و خروج آن از عراق و محاکمه سرکردگانش خواسته همه جناح‌های سیاسی با هر نوع گرایشی است. به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) بنابر اعلام اشرف نیوز، ابراهیم الجعفری طی دیدارش با تعدادی از سرکردگان جداشده گروهک تروریستی منافقی

از اشرف تا لیبرتی – از لیبرتی تا تیرانا. چه سرنوشتی در انتظار قربانیان رجوی است؟

ابراهیم خدابنده دسامبر 2014ابراهیم خدابنده، ایران اینترلینک، هجدهم دسامبر ۲۰۱۴:… سازمان محل هائی را از قبل در حومه تیرانا فراهم کرده و افراد را مستقیما به آن مکان ها منتقل نموده و همان ضوابط و شرایط حاکم بر اشرف را در آنجا نیز برقرار کرده است. سازمان تلاش میکند در �

گفتگوی ابراهیم خدابنده با ابراهیم جعفری (درخواست عاجل خانواده ها)

بنیاد خانواده سحر، بغداد، شانزدهم دسامبر ۲۰۱۴:… ابراهیم خدابنده همچنین دیداری با ابراهیم جعفری وزیر امور خارجه عراق بعمل آورد و خواست عاجل خانواده ها مبنی بر برقراری امکان ارتباط با عزیزانشان در اردوگاه لیبرتی را مطرح نمود که با همدردی و قول همکاری ایشان با خا