لجن پراکنی سازمان علیه قربانعلی حسین نژاد ووابستگانش را محکوم میکنم!

لجن پراکنی سازمان علیه قربانعلی حسین نژاد ووابستگانش را محکوم میکنم!

سیروس غضنفری، بیست و ششم آوریل 2015:…  درهر صورت، خبر جدیدی که اخیراً سران فرقه انتشار دادند بیان میکرد که چند نفر از نیروهای سپاه قدس به اطراف لیبرتی رفته و مشغول آماده سازی یک عملیات درآنجا هستند واین موضوع سخت سبب ناراحتی اولیه من شد که دوستان زیادی درآنجا دارم! خوشبختانه اما در بیانیه ی بعدی خود این تشکیلات دیدم که خانواده حسین نژاد …

 دروغگویی های خفت بار و حقیر رجوی در باره خانواده ها – شماره ۱

مونا و زینب حسین نژاددرخواستی حقوق بشری برای ترتیب دادن اولین دیدار بین دو خواهر

(با تشکر از آقای غظنفری دریافت شد – ایران اینترلینک)

لجن پراکنی سازمان علیه قربانعلی حسین نژاد ووابستگانش را محکوم میکنم!

سیروس غضنفریسیروس غضنفری عضو سابق ارتش آزادیبخش، پنجم اردیبهشت 1394

موقعی که در تشکیلات بودم شبها بعداز خاموشی با یک رادیو تک موج، اخبار ایران ، بی بی سی، وبعداً هم رادیو فردا را گوش می کردم وفردایش بولتنی که خود سازمان در سالن ها می زد را نیزمی خواندم .

این بولتن ها خبرهای امنتشر می کردکه اگر خبر های دیگری را نداشتی فکر می کردی تا چند روز آینده حکومت ایران سرنگون خواهد شد.

به هرحال خواندن این بولتن ها ازآن حیث خوب بود که از همه جهت خبر هارا دریافت وتحلیل می کردیم وکمک خوبی برای باز شدن چشم وگوش ما و شناخت تدریجی چهره واقعی باند رجوی بود که سرانجام این شناخت به جدایی ازآن انجامید.

درهر صورت، خبر جدیدی که اخیراً سران فرقه انتشار دادند بیان میکرد که چند نفر از نیروهای سپاه قدس به اطراف لیبرتی رفته و مشغول آماده سازی یک عملیات درآنجا هستند واین موضوع سخت سبب ناراحتی اولیه من شد که دوستان زیادی درآنجا دارم!

خوشبختانه اما در بیانیه ی بعدی خود این تشکیلات دیدم که خانواده حسین نژاد میانه ( عضو ارشد سابق ومنشعب سازمان ومترجم مخصوص شخص رجوی ) جلو درب لیبرتی آمده است ونه نیروهای سپاه قدس!

باید توضیح بدهم که خانواده حسین نژاده چند سال است برای رهای دخترشان از این فرقه تلاش می کنند تا آن دختر نگون بخت را از دست فرقه رها سازند و درمقابل سازمان هم تلاش دارد با سوءاستفاده از وضعیت اسیری او ،وادارش سازد تا علیه خانواده خود وارد شوهای تلویزیونی رجوی شود.

اما ما جداشده ها این را بهتر از مردم عادی ویا دیگران که از داخل تشکیلات خبر ندارند میدانیم که درآن تشکیلات اختیارعضو دست خودش نیست بلکه دیگران اند که از وجود توکه اسیر مناسبات هستی ، سوء استفاده می کنند.

به عنوان مثال من یادم است که درسال 82 وقتی خانواده ها به ملاقات می آمدند سران فرقه بخصوص شخص رجوی می خواست جلو ملاقات ها را با نرفتن بچه ها بگیرد اما یک سری از بچه هاهم دوست داشتند به خانواده خود بی احترامی نکنند و قبول نمیکردند.

به همین خاطر، بعداز ملاقات درقرارگاه ها نشست هایی برگزار می کردند وعلیه خانواده سخن پراکنی می کردند.

طوری ازخانواده ها بدگویی میکردند که اگر شناختی از خانواده خود نداشتی فکر می کردی واقعاً خانواده تو همانست که میگویند : اعضای خانواده ی ما اطلاعاتی وپاسدار هستند؟!

من بار اول که رفتم به ملاقات وبرادرم را دیدم درهمان سالن اجتماعات ، از همه چیز صحبت کردیم اما وقعی که به مقرخودم آمدم نشستی گذاشتند که نفراتی درکنارم نشسته بودند هم درآن نشست بودند.

مسئول مربوطه اول از من سوال کرد ملاقات چطور بود گفتم خوب بود وبرادراحمد دانشور واحمد نظری هم با من بودند.

من حضور آنها را بدان خاطر مطرح کردم که بگویم من تنها به ملاقات خانواده ام نرفته بودم بلکه دو نفر دیگر هم ترک زبان با من بودند میتوانستند صحبت های من وخبرادرم را بشنون وبفهمند.

مسئول مربوط به من گفت آنها “حرز” تو بودند که در مقابل مامور اطلاعاتی کم نیاوری من به گفته خواهر سودابه خندیده وگفتم که برادر من کارمند یک سازمانی است که آن هم دولتی تمام عیار نیست. وهمچنین گفتم از تیپش به رژیمی بودن نمی خورد و چطور شد که شما ایشان را یک فردی اطلاعاتی ارزیابی کردید؟

ایشان گفت سازمان خبر دارد خانواده های که امروز به اشرف آمده بودند 90 درصد رژیمی بودند. اینها آنقدر صحبت کرده ومرا خسته و گیج کردند که درآخر من خودم درآخر نشست به این نتیجه رسیدم که آری برادرمن هم اطلاعاتی است .

درآخرجلسه ، مسئول مربوطه از من سوال کرد که از حرف های من چه دریافت کردی گفتم من این را درک کردم که خانواده ها رژیمی هستند وما 17 سال است از خانواده بیخبر هستیم وسازمان بهتر ازما می دادند که خانواده های ما درچه وضعیت هستند!

به هر حال نفر را درآن تشکیلات به این نقطه می رساندند که آگاهانه ویا ناآگاه به وضعیتی برسد که بگوید آری سازمان راست می گوید من بدان جهت این موضوع را بیان کردم که نشان دهم درسازمان اختیار دردست خود فرد نیست.

در ملاقات های آن زمان بچه ها این را بهتر درک کردند وبه همین خاطر خودشان را رها ساختند وآنهایی هم درک کردند ورها نشدند از این جهت نبود که واقعاً وابسته به ایدئولوژی سازمان شده اند ویا عاشقان مسعود ومریم اند ، نه، آنها بین دو را ه گیر کردند واین وضع روحی آنهاست که آنها را در لیبرتی بدام انداخته است.

آنها دوست دارند سازمان ملل به یک کشورشان ببرد که درآنجا پناهندگی سیاسی دریا فت کنند.

علت دیگر ادامه ی اسارت این دوستان من ، ترس ونگرانی هایی است که براثرتبلیغات وتلقینات سران فرقه است که برآنها غالب شده وفکر میکنند اگر از تشکیلات بیرون روند، دولت عراق آنها را تحویل ایران خواهد داد که درنهایت سربار خانواده مشوند به همین خاطر ترجیح میدهند که بمانند. عامل سوم ترس از مرگ ترس است که مانع جدا شدن شان میشود.

خانواده همیشه دربمباران تبلیغاتی این فرقه بود والان هم است وسازمان دراین دوبیانیه ماهیت خود را نشان داد که در اطراف لیبرتی نه نیروی قدس بود ونه سپاه پاسداران بلکه خانواده آقای قربانعلی حسین نژاده بوده است که ایشان دودختر دارد که درزمان خروج از ایران یکی از آنها در ایران مانده ودیگری هم درسازمان بوده است. الان آن دختری که درایران است ازدواج کرده است ودارای تحصیلات عالیه وشغل عیر دولتی است.

ایشان با درخواست از سازمان ملل وکسب نظر موافق آن، با عمه اش وهمسرش به عراق رفته تا تنها خواهرش را ملاقات کنند که رهبران سازمان آنها را نیروی قدس معرفی کرده است .

علت این هم ترس رهبران فرقه از خانواده است.

آقای مسعود رجوی آنقدر از خانواده می ترسد که از نیروی قدس نمی ترسد. چراکه ایشان راضی است نیروی قدس به لیبرتی حمله کند تا ایشان خوراک تبلیغاتی داشته باشد وهمسراش هم در اووراشک تمساح بریزد وعکس های بیشتری درکنار عکس های کشته شده بگیر د ونشان دهد که من واقعاً شما را دوست داریم!

ولی ما ها می دانیم که دوستی او با بچه ها چطور بوده وهست وایشان همان خانم هستند که خانواده ما را رژیمی وخانواده خود را انقلابی معرفی می کنند وهمان شخص است که در دمای 60 درجه فرمان می داد که بچه ها در زمین اشرف بزرگ مانور کنند که سبب زشت شدن چهره های ایشان میشد که برای اواهمیتی نداشت.

بزعم مریم، دراین میان اگر کسی هم دوام نیآورد بمعنی این است که از انقلاب او دریافت کافی نکرده است!

خود شخص مسعود رجوی کتابی علیه خانواده نوشته که طی آن اظهار نظر کرده که:

1- خانواده نقطه فساده هر رزمنده ارتش آزادی بخش ملی ایران است …

2- خانواده ها، رژیمی یا همان اطلاعاتی است که می خواهد شما را به زندان اوین ببرند .

این حرف ها زمانی مطرح میشود که او فراموش کرده که قبلا میگفت که خانواده ها بخاطر ما درزندان اوین شکنجه میشوند و…

آری راست گفته اند که دروغگو کم حافظه هم هست!

خانواده ها: نفرت در نوشته های اخیر رجوی نگران ترمان می کند (نامه سرگشاده)

گزارش کمپ لیبرتی 4گزارش چهارم از بغداد، نوامبر

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=17709

به یاد کشته شدگان ۱۸ فروردین ۹۲ که فرقه به سراغ مرگ شان فرستاد

سیروس غضنفری، انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، نهم آوریل ۲۰۱۵:…  من امروز درسایت ایران افشاگر فرقه رجوی به مطلبی برخوردم که به یاد آن قربانیان اختصاص داشت. همگی آنها آشنا هستند و خاطرات مشترک پر درد با آنها دارم. اکثریت آن قربانیان را از نزدیک درنشست ها دیده بودم ویا با آنها در یک مقر بودیم. آنها انسانهای پاک بودند که رهبران فرقه مجاهدین از نیت پاک آنها سوء استفاده کرد …

مسعود رجوی مریم رجوی مزدوران صدام حسین مهندس میثمی: مسعود رجوی کجاست؟ مسعود رجوی امروز هم آنجاست که پرسش‌ها را پاسخ نگوید

لینک به منبع

به یاد کشته شدگان ۱۸ فروردین ۹۲ که سران فرقه به خاطر حضور درعراق به سراغ مرگ شان فرستاد .

من امروز درسایت ایران افشاگر فرقه رجوی به مطلبی برخوردم که به یاد آن قربانیان اختصاص داشت.

همگی آنها آشنا هستند و خاطرات مشترک پر درد با آنها دارم.

اکثریت آن قربانیان را از نزدیک درنشست ها دیده بودم ویا با آنها در یک مقر بودیم.

آنها انسانهای پاک بودند که رهبران فرقه مجاهدین از نیت پاک آنها سوء استفاده کرد وآنها را به سوی مرگی تلخ وبیهوده هدایت نمود.

من با فریدون عینی ویا جعفر بارجی از نزدیک آشنا بودم وبقیه نفرات را هم به طریقی دیده بودم . آنها مثل من فریب خورده ودر شرایطی قرار گرفته بودند که درآن شرایط مرگ را می پذیرند تا از آن نوع زندگی راحت شوند. انسان دراین شرایط ودریک نقطه سراب که متوجه می شود سراغ مرگ رفتن را بهتر ازهمه چیز میداند که ممکن است باخودکشی باشد و …

درهر صورت ازما استفاده ابزاری کردند وما خوراک تبلیغاتی شدیم.

این تابلو برای ما جدا شده از فرقه آشنا است که من در کنار نام آن دوستان ازدست رفته دیدم وخیلی ناراحت شدم باینکه سران فرقه خودشان به این عمل نمی کنند ازدیگران میخواهند و…

دراین تابلو شعار نوشته که درس ماندگار ، پایداری ، وفا وایمان .

اول من سوالهای خودم را بیان می کنم که سران به این جواب دهند وبعداً برخورد سران به این موضوع را بیان خواهم کرد تا قضاوت با شما خواننده ها باشد .

۱- خانم مریم رجوی چرا درزمان پایداری که قراربود ماوشما در آن زمان همگی باهم درحال سقط صاحب خانه (صدام) به ایران حمله کنیم وپایداری خودمان را به سران رژیم نشان دهیم وحماسه ماندگار دردنیا خلق کنیم، چه شد که همسرتان وشخص خودتان با بقیه سران فرار کردند واعضا را دراطراف کوه های دریاچه احمر رها نمودید؟

همه را منتظر خبر از بالا نمودید که تنها دوروز بعداز سقوط صدام ستون ها را فرمان جابجای دادید ؟ این کار هم جز پایداری وحماسه شما است یا اینکه ترس وبزدلی شما را می رساند؟

ما به سراغ مرک می رفتیم شاید اگر دستور حمله می دادید الان همگی ما کشته شده بودیم ولی چرا شما راه فرار را انتخاب کردید وبما که رسید تابلو حماسه وپایداری را نشانمان دادید . شما که لالایی بلد بودید چرا خودتان نمی خوابیدید؟؟

۲- خانم مریم رجوی اگربه وفا وایمان پایبند بودید چرا آن موقع بطورصادقانه اعلام نکردید که من از کنار شما می روم به فرانسه تا زنده بمانم وبرای مرگ شما درآن کشور اشک تمساح جاری کنم . بی خبر به فرانسه رفته وموقع دستگیری آن هم دو روز بعد ازاینکه همه خبرگزاری ها اعلام کرده بودند ، ناچار شدند به نفرات بگویند که دولت وقت فرانسه با رژیم مماشات کرده وما باید برای رهایی (خواهر مریم ) در جلو دیدگان خودسوزی کنیم و ما باید ازسر ترس یک تعهد خود سوزی را می نوشتیم آیا این بود درس وفا وایمان شما ؟!

۳- خواهر مریم!!!! معنی شما از بیان ایستادگی چه بود ؟ مگر نفرات در زنجیر شما به این پایبند نبودند که شما آنها را در میدان نبرد رها کردید وبا همسر خود فرار کردید وبقیه در مسیر حوادث ماندند وامروز هم به آن دسته فریب خورده ها که قیمت ایستادگی خودشان را به شما نشان داده ومی دهند چه کردید ومی کنید؟

آیا حق آنها این بود ویا آیا حق افراد جدا شده ویا منتظر، تا شما آنها را به یک کشور ثالث ببرید.

آیا این قمیت ایستادگی آنها است که به سراغ مرگ بروند وشما هم به آنها منت بگذارید که شما بودید که باعث شدید اشرف را نتوانستیم حفظ کنیم !

مگر خود شما نبودید که قبل از سقوط صدام اشرف راها کردید؟

۴- خانم رجوی (رئیس جهموری خودساخته و مسعود پرداخته)!

آیا اوج شرف این بود که درمقابل آمریکایی ها دختران وپسران مردم را به رقص درآوردید ؟!

درجلو دوربین های آنها به عنوان زندانی عکس گرفتیم وبه بازجوی آنها جواب دادیم که ما چیزی بجز کلاش بلد نیستیم چون ترس داشتید آنها بگویند اینها تروریست هستند!

ویا موقع خلع سلاح شما اوج شرف را به ما یاد دادید و گفتید که عیب ندارد در مقابل این ها ما از خودآمریکایی ها سلاح می گیریم فقط چند ماه به ما مهلت بدهید ؟!

۵- وقتی به پنج ضلع تابلو شما نگاه می کنم به یک سوال هم می رسم که این تابلو همان تابلو پنج ضلع شروع نشست های انقلاب شما نبود که مسعود می گفت من این تابلو آوردم که اگر شما انقلاب کنید وبه من تعهد بدهید من برای محقق کردن آن خواهم رفت که ایشان در مدت ۱۲ سال دربهترین شرایط که به گفته خود پشتش به کوه بود (صدام) نتوانست حتی یکی از آنها را محقق سازد و امروز شما به این بنده خدا های اسیردوباره این تابلو را خرج می کنید؟

خانم مریم رجوی!

من که درآن تشکیلات شما بودم واز نزدیک آشنایی دارم این تابلو را نقد می کنم که بدانید چقدر شما وما مقصر بودیم .

۱- ما سر این کلمه پایداری و… چقدر ضربه خوردیم آنقدر که شاید به سراغ مرگ هم می رفتیم واین هم شعار نبود و درعمل هم نشان دادیم که ما به آن پایبند هستیم ودرتمام صحنه ها بودیم وعمل کردیم اما چه نتیجه بدست ما رسید؟

ما پایداری کردیم ودرمقابل شما به ما مارک خائن زدید و چیزی نگفتیم.

ما پایداری کردیم شما به خانواده ما توهین کردید و به خاطر مبارزه بازهم چیزی بیان نکردیم ! ما پایداری کردیم شما ما را برعلیه همدیگر زندان بان کردید باز چیزی نگفتم و با این گمان ادامه دادیم که شاید اشتباه از ما است وبرداشت ما غلط است . ما پایداری کردیم شما به ما مارک زندگی زدگی روزمره را زدید . ما پایداری کردیم شما ما را در کوه های احمر رها کردید وفرار نمودید . ما قیمت پایداری را پرداختیم ولی شما در بهترین شرایط زندگی را ادامه دادید وامروزهم می دهید ولی اعضا در لیبرتی به گفته خودتان دسترسی به چیزی ندارند …

۲- وفا وایمان ، چه کلمه خوبی بود که یک زمان برای ما بیان می کردند و ما به آن ارزش قایل بودیم ولی درطول زمان ما هم وفا وهم ایمان شما را دیدیم که بطور باورنکردنی اجازه ندادید به خانواده خود یک نامه بنویسیم ویا از وضعیت آنها باخبر باشیم ! الان هم آنها که اسیرشما هستند واقعا خبر ندارند که الان پدر ومادرشان زنده است ویا فوت کردند اما شما خودتان به خانواده خود آن خدمت ها را کردید وگاه آنها را به بهترین مکان برای زندگی بردید ودرعوض برای رفتن به یک پزشک روزها وساعت ها بما توهین کردند اما شما به بهترین دکتر ها برای جراحی زیبایی رفتید وبچه هایی که نمی توانستند پوتین بپوشند شما چقدربه آنها توهین کردید واین درحالی بود که شما بهترین کفش را پوشیدید.

ما در حسرت پوشیدن لباس خواب دریک آسایشگاه ۴۰ نفره بودیم اما شما ها را به آن مقرهای ویلائی مجلل رساندیم ما رنگ پول را ندیدیم ولی شما ها آن پولها را صرف هوس بازی های خود کردید واین هم عاقبت ما وآنها که امروز کماکان اسیر چنبره ی شما هستند!

۳- ما بنوبه خود ایستادگی کرده و گرمای ۶۰و۷۰ درجه عراق را به تن مالیدیم وچهره سوخته در جلو آفتاب را به تن خریدیم .

زندگی را رها کردیم با شما ماندیم به هرنوع که شما خواستید عمل کردیم.

ما همواره تحت امر ودر درکنارشما بودیم. شب ها در میدانهای مین بودیم، راه بازکردیم واها از دست دادیم ولی شما چه درآن زمان برای هوس بازی های همسر خود انقلاب به پا کردید همه را از زندگی محروم کرده و به خود و همسرت زندگی هزارو یک شب گونه درست کردید!

به همسران آن دسته که رزمنده بودهم رحم نکردید واز آنها سوئ استفاده نمودید وبا نام رهایی آنها را به رقص جنسی درمقابل مسعود سوق دادید!

هزینه ی ایستادگی از ما وخوش گذرانی برای شما شد وهنوز هم آن دسته که دوست دارند به یک کشور ثالث بروند شما درعوض اش به سمت مرگ می برید!

این را هم اضافه کنیم آقای مسعود رجوی همیشه قیمت ایستادگی را از جیب نفرات پرداخت کردند ودر شرایط های مناسب بدون دردسر آنها را به سمت مرگ برده والان هم می برد.

به عنوان مثل موقع رفتن به فرانسه موسی خیابانی را خرج کرد که درآینده موی دماغ اش نباشد ، درپایان شکست ها درعملیات فروغ جایدان علی زرکش را سربه نیست کرد تا بعدها موردانتقاد واعتراض ایشان نشود والان هم کل اعضاء را می خواهد به کشتن بدهد تا آنها افشاگری نکنند واین است دستآورد ایستادگی از آنها ودستمزد شما خانم رجوی ازاین ایستادگی!

۴- ما اعضای ساده ، اوج شرف را درزمان جنگ ها نشان دادیم وآن روز که آمریکایی ها به اشرف آمدند اوج شرف شما را هم دیدیم که برای آنها رقص ترتیب دادید وقتی که تناقض را بیان کردیم به ما توهین شد اما قبل از آن شما درداستان ۱۱ سپتامبر می گفتید آن برج ها را نیروهای اسلام ارتجاعی انجام داد و اگر نیروهای انقلاب کرده وارد می شدند وای به روزگار آمریکا بود وآن سرودهای گذاشته شده وجشن شادی به پا شده که ما بیان کردیم که با مردم آمریکا دشمن نیستیم بلکه با ایدئولوژی سرمایه داری مخالف ایم، به ما توهین شد واوج شرف را ازطرف شما دیدیم وحالا دعوت از همان نیروهای آمریکا برای بمباران ملت ایران روی دیگر اوج شرف شما رهبران سازمان را نشان میدهد!!!

سیروس غضنفری

مسعود رجوی قبل از فرارمسعود رجوی یازده سال قبل  با نزدیک شدن سقوط ولینعمتش صدام حسین از قرارگاه اشرف فرار کرد و مخفی شد

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیمسعود و مریم رجوی زهره قائمی مسئول ترور شهید صیاد شیرازی را به همراه دیگران در قرارگاه اشرف باقی گذاشت تا کشته شوند

زهره قائمی کمپ اشرف 2زهره قائمی بصورتی مشکوک در کنار بیش از پنجاه تن دیگر در قرارگاه اشرف به ضرب گلوله گشته شد. رجوی هنوز اجازه دسترسی و تحقیق از ۴۲ تن باقی مانده از این واقعه را نمی دهد

سازمان ملل در مورد نقش رجوی در کشتار ۵۳ تن از قربانیان مجاهدین خلق در کمپ اشرف تحقیق کند

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=17541

مصاحبه با سیروس غضنفری (رجوی و زنش میگفتند پیروزی مهران ثمره ازدواجشان ولی شکست فروغ تقصیر ما بود )

انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، سی و یکم مارس ۲۰۱۵:…  یادم هست که رجوی عامل موفقیت نسبی درعملیات مهران راشخص خود و ناشی ازازدواج خود با مریم دانست اما شکست عملیات فروغ رادرتن ندادن نیروها به فرامین وآرزوهای رهبری وعدم ذوب کامل آنها در مسعود ومریم دانست! یا مثلا مریم همیشه درنشست های درونی میگفت : مسعود سفره ای بازکرده که شما قدر آنرا نمیدانید و یکی ازنعمات این سفره …

از یادداشت های سیروس غضنفری. اعمال ننگین رجوی هرگز از خاطرم نمی رود (قسمت های نهم و دهم)

لینک به منبع

مصاحبه با سیروس غضنفری درمورد ماهیت و عملکرد فرقه ی رجوی

– ازاینکه مجددا مصدع اوقات شدیم، عذر خواسته و مایلیم برداشت های خود ازافشاگریهای آقای امیر رحیمی ( عضو قدیمی نجات یافته وبه میهن بازگشته)در همایش سه روزه ۱۲-۱۴ بهمن ماه ۹۳ که در دفتر انجمن نجات تبریزانجام شد، بیان فرموده وبعنوان یک عضو سابق قربانی فرقه رجوی، مطالب دیگری را هم که لازم میدانید بیان کنید؟

– با عرض تشکر متقابل، بنده نیز درآن جلسه که دعوت شده بودم ، حضور داشتم واستنباطات اینجانب ازسخنان بسیار موثر ومفید آقای رحیمی درمورد مناسبات ورفتار سران سازمان با نفرات وهمچنین بهانه هایی که برای جلوگیری از ملاقات ها می گیرد را درچند مورد بیان می کنم.

فرقه همیشه از ترفند فریب در پیشبرد امور واهداف خود استفاده زیادی میکنند. نمونه ی بارز این مسئله که درمورد شخص من ودیگر دوستان من ودرزمان اسارت اتفاق افتاد این بود که وعده دادند که ظرف ۲ماه آینده ما به ایران حمله کرده وحکومت رادردست خواهیم گرفت و حالا احتیاجی به رفتن تک تک وجداگانه شما به ایران نیست. مسلم است که این نیرنگ بزرگ وکارسازی بود وهرکس میتوانست به این منطق تراشی ریاکارانه ی رجوی ها اطمینان کند، چرا که این پیشنهاد سازمان ظاهرا بسیار جذاب وسهل الوصول بود و هر کسی را ازفرارازکمپ باز میداشت ویا من چند روز پیش با آقای اردلان صحبت می کردم سوال کردم چه شد که بعداز ما که جدا شدیم نیامدید ایشان گفت من هم آن نامه که داده بودند امضاء نکردم وبه همین خاطر آن موقع خانم مهناز شهنازی مرا صدا کرد و مجددا وعده هایی دادند که ما خودمان راه را برای شما ها باز خواهیم کرد که به همین خاطر چند سال بیشتر گرفتار شدم.

من یادم است که در همان زمان یک نفر از اسیران در نشست مسعود گفت که آقای ابریشم چی به ما گفته بود شما بعداز دو ماه آزاد هستید اما مسعود درجواب آن طفره رفت.

ازهمان ابتدای تاسیس،این سازمان، بر سه محور مذهبی – اسلامی ، ملی گرایی و چپ سوسیالیستی بعنوان ایدئولوژی سازمان تاکید شده بود که گذشت زمان ومحک تجربه نشان داد که این التقاطی گری در ایدئولوژی چه فجایعی برای کشور و چه شکست های بزرگی برای سازمان داشته است. به دیگر سخن، تجربه زندگی نشان داد که پایه های سازمان بر روی زمین سستی برقرار شده بوده و روند حوادث بسادگی این بنای سست بنیاد را درهم ریخت چنانکه آقای رحیمی هم بیان کرد وخانواده ها هم در آن جمع این را تایید کردند که ایدئولوژی التقاطی که آن موقع مسعود با تببین جهان خود به هوادران عرضه می کرد در جواب سوال هواداران طفره می رفتند . مثلا در باره همان جامعه بی طبقه توحیدی که خانواده سوال کردند سازمان در جواب دادن به این می ماند وخود نیز شاهد بودیم که در یک کمپ سازمان نتوانست حتی ٌ گفته خود را عملی کنند نفرات در آنجا حقوق دریافت نمی کردند اما نفرات را به چند درجه تقسیم کرده بودند منظور من درجه تشکیلاتی نیست بلکه درجه ۱و۲ است اگر سازمان در آن کمپ نمونه ای از جامعه بی طبقه ایجاد می کرد الان نه داستان حرامسرا بود ونه آن خود کشی ها بود ونه آن زندان برای اعضا !

مگر آن نفرات انسان نبودند یک روز انتخاب کرده بودند به سازمان بروند ویک روز هم تصمیم میگیرند دیگر برای ادامه زندگی به خارج بروند مگر اشکالی در کار آن دسته بود که رجوی آنها را زندانی کرد.؟

این پایه های ایدئولوژیک سازمان که کج ریخته شده بود، با گذشت زمان درد سر ساز شد. مثلا درگذشته افراد تشکیلاتی از دست زدن به مراسم عزادری سنتی ازقبیل سینه زنی و … خودداری کرده واظهار میداشتند که ما خود را انقلابی حسینی میدانیم و کاری به اجرای رسوم عوام الناس نداریم. اما همین جریان وقتی درتنگناهای مشخصی قرار گرفت ازسال ۱۳۷۲، روی به برگزاری مراسم سینه زنی و… آورد که قبلا آنرا کار مردم بیسواد وغیرانقلابی میدانست وبدتر اینکه هرگز به اعضا توضیح داده نشد که چرا زمانی سینه زنی و… کارغلطی بوده وحالا به کار درست تبدیل شده است. اساسا کار فرقه ها دراین است که دربرابر تغییر رفتارها، هیچ توضیحی به اعضای خود نمیدهند و انتظار دارند که هر خط مشی جدید – ولو نامانوس – باچشم بسته ازطرف اعضای دربند پذیرفته شود.

مثلا ما میدانیم که سازمان بطرق فریبکارانه و اینکه به اسلام معتقد است، اجازه دست دادن خانم وآقا رادر داخل تشکیلات نمیداد اما پا که به بیرون ازمناسبات داخلی میگذاشت، با راحتی تمام مردها با زنها دست میدادند و این موضوع توسط مریم رجوی و… بارها تکرار شده نگاه کنید دراین چون مریم است پاک جلوه می دهند ولی بقیه نفرات را نا پاک ؟!

به ملی گرایی که میرسیم و اتفاقا درگذشته شدیدًا موردتاکید سازمان بود، این مسئله درعمل به اقدامات ضد ونقیضی منجر شد.

قدرمسلم اینکه اکثریت اعضای ساده سازمان که حول شعارهای ضدامپریالیستی کذائی آن گرد آمده بودند، ازاین تغییر مسیر کاملا شرم آور ناراحت شده، اعتراضاتی کردند و سرانجام با سرکوب شدن فیزیکی یا روانی این اعتراضات ، اعتقادات خود به سازمان را در ضمیر ناخود آگاه خود ازدست دادند.

لازم به توضیح است که رجوی درجواب اعتراضات افراد اظهار داشت که این موضعگیری جدید ما جنبه تاکتیکی (گذرا) دارد و دراستراتژی ما تاثیری نخواهد داشت که این ادعاهم بعد ازمدت کوتاهی ودرجریان خلع سلاح دروغ ازآب درآمد ورجوی مدعی شد که ما سلاح های خود رابخاطر کسب حمایت آمریکا تحویل میدهیم . یک سلاح دادیم ودرعوض هزار سلاح تحویل خواهیم گرفت ودراینجا بود که همه ی ژست های ضد امپریالیستی سازمان باد هوا شده و برمشکلات روحی اعضای صادق افزود.

همین سازمان یک زمان کشتار مردم فسطین را محکوم می کرد ولی الان با همان جلادان صبرا وشکیلا دست دوستی واطلاعاتی می دهد .

شق دیگر قضیه عبارت از آنست که باند رجوی بخاطر روابط اش با فلسطینی ها بخود میبالید و آنرا از امتیازات منحصر بفرد خود ودرراستای مبارزات ضد صهیونیستی- آمریکائی بودن خود حقنه میکرد که حوادث سالهای اخیر وتخته نرد بازی کردن این گروه با هارترین و افراطی ترین جناح های امپریالیستی- صهیونیستی ( از بعهده گرفتن نقش محلل درباصطلاح افشای مسائل اتمی ایران تا مشارکت در ترور دانشمندان هسته ای ما) باردیگر ثابت کرد که تلاش برای بدست گرفتن قدرت درمیان مردمی که اقبالی به این جریان نشان نمیدهند ، چه فجایعی میتواند داشته باشد.

امروزه رهبری فرقه رجوی دست دردست ارتجاعی ترین محافل جهانی ودرکنار ظالمان وتروریست های واقعی جهان حرکت میکند که مثال های فوق ونیز برخورد دوستانه ی آنها با تجاوزگران به خاک، جان، وناموس سوریه ازنمونه های دیگر این خیانت وحشتناک بشمار میرود وپر واضح است که این تشبثات فرقه، سبب مسئله دار تر شدن هرچه بیشتر اعضایی که هنوز کورسویی از میهن دوستی وظلم ستیزی درآنها باقی مانده است، خواهد بود وما با فروریختن کمپ لیبرتی و بدست آمدن آزادی مختصر، شاهد فروپاشی هرچه بیشتر درصفوف فرقه خواهیم بود.

این جریان خود را مافوق همه ی جریانات چپ وسرورآنها میدانست وادعا میکرد که تنها راه و روش اوست که با اجرای برنامه جامعه بی طبقه توحیدی اش ، مردم ایران را به سعادت، برابری وآزادی خواهد رسانید که البته این شعارهای فریبنده سبب جذب نیروی قابل توجهی هم میشد.

اما درعمل چه شد؟

رجوی با طرح انقلاب ایدئولوژیک درونی واجبار اعضا به جدا شدن ازهمسران خود و ممنوعیت تشکیل خانواده دربرابر اختیارت بی حدی که برای خود دراین زمینه وسایر جاها قائل شد و ضمن حفظ همسر آشکار وعلنی خود، همسران متعددی را هم صاحب شد، نشان داد که این جامعه ی بی طبقه او ازچه قماش ظالمانه ای بوده است. شما دردیکتاتوری ترین حکومت ها هم نمیبینید که افراد ازحق ابتدائی ومسلم خود درتشکیل خانواده محروم باشند.

ما تاکنون درجایی ندیده ایم که مدعی یک جامعه ی اتوپیایی (بی طبقه توحیدی)، استثمار فرد ازفرد، دخالت تمام عیار درزندگی روزمره وخصوصی افراد واستفاده ابزاری اززنان مفلوک هم برای کارهای غیر اخلاقی وهم برای سرکوب کردن مردان همرزم خود ونیز درراستای بهره برداری فمینیسم ریاکارانه آزاد باشد وچون تمامی این کارها درتشکیلات رجوی آزاد است بنابراین براحتی میتوان نتیجه گرفت که آموزش ها والقائات رجوی نه درخدمت یک جامعه عادلانه، بلکه درخدمت یک فرقه خطرناک تخریب ذهنی افراد واستفاده ازآنها برای منافع شخصی وشخصیت پرستی رهبر فرقه میباشد.

ازآنجا که ادعای انسان کامل بودن حرف مسخره ایست وغیر قابل اثبات، ازاینکه این نوع رهبران براین تصور باطل اند که خود، محورعالم بوده و کامل ترین وباصلاحیت ترین فرد روی زمین هستند واین امر ناممکن را به زیردستان خود نیزبطورخستگی ناپذیری القا میکنند، یک ضعف فکری وشخصیتی بزرگی بشمار مِیآید واحتیاج به ضعف های فرعی دیگر نیست.

رهبران فرقه تمامی پیروزی ها را بحساب خود وشکست ها را بحساب افراد میگذارند.

یادم هست که رجوی عامل موفقیت نسبی درعملیات مهران راشخص خود و ناشی ازازدواج خود با مریم دانست اما شکست عملیات فروغ رادرتن ندادن نیروها به فرامین وآرزوهای رهبری وعدم ذوب کامل آنها در مسعود ومریم دانست!

یا مثلا مریم همیشه درنشست های درونی میگفت : مسعود سفره ای بازکرده که شما قدر آنرا نمیدانید و یکی ازنعمات این سفره برای قدرشناسان این است که درروز رستاخیز سئوال وجوابی از این افراد نخواهد شد چرا که مرید رجوی هستند وبه بهشت خواهند رفت!

مسلم است که این سفره خصوصیاتی مانند انجام هرگونه عملیات انتحاری وتروریستی جنایکارانه، خودسوزی درراه رهبر، بریدن از خانواده ها و دست رد زدن برتمامی عواطف انسانی – باستثنای عواطفی که باید نثار رجوی شود – دارد. که ما گوشه کوچک آن را برای شما می گویم واز دید یک نفر اگر امکان وجود داشت تمام نفرات اسیر درفرقه رجوی باهم بودند واز جنبه های مختلف باز می شد الان شاید برای مخاطب هم بهتر بود اما آن سازمانی یک روزی شعارهای بزرگ می داد الان شعار غیر عملی برای حفظ نیرو ها درلیبرتی آماده می کنند تا آنها را مدتی دیگر فریب دهد و… واین است آینده گروهی مثل سازمان مجاهدین که به رهبری مسعود رجوی به فرقه ای با اعضای زندانس شده بدست رهبران خود تبدیل شده است!

– با تشکر مجدد از حضورتان دراین جلسه وبه امید ملاقات های آینده

– من نیز سپاسگزارم.

***

همچنین:

 در نکوهش حملات ناجوانمردانه به مسعود تقی پوریان

سیروس غضنفری، دوم مارس ۲۰۱۵:… مسعود تقی پوریان ومسعود های دیگر الان ده سال است که در ایران زندگی می کنند واگر ایدئولوژی شما یک ایدئولوژی قابل تغییر بود ایشان به کنار شما آمده بود . بگذارید این را هم بگویم که هر کس هم فرستاده بود ایشان دردست شما اسیر بود. پس چرا نتوانستید ایشان که یک زمان میلیش

” سرسخن ” که این باشد، تکلیف بقیه ی مطالب روشن است!

سیروس غضنفری عضو رها شده ارتش آزادی رجوی، بیست و سوم فوریه ۲۰۱۵:…  همکار یا فرمانده سابق گرامی! آیا این چرند گویی نیست؟ کدام ” «ناوگانهای عظیم و هراس انگیز»؟ اگر حرف شما راست باشد وحکومت ایران – که روابط شما با آن ربطی بمن ندارد- این معنی را میدهد که رژیم احتیاج به ناوگانی نمی

نقدی بر مقاله آقای حمید طاهری خسروشاهی

سیروس غضنفریسیروس غضنفری، انجمن نجات، مرکز آذربایجان شرقی، نوزدهم فوریه ۲۰۱۵:… البته این ادعا که سازمان مجاهدین در پیشاپیش صفوف قیام تبریزدر۲۹ بهمن ۱۳۵۶ بودند و نقش برجسته ای را بعهده داشتند، دروغ بزرگی است. چرا که درآن موقع اختیار سازمانی که ازهم پاشیده شده بود ، دردست باند تقی شهرام ودیگران