مذاکرات هسته ای و نقش مجاهدین در این میان

مذاکرات هسته ای و نقش مجاهدین در این میان

کریم غلامی، ایران فانوس، دوم آوریل 2015:… بعد از آتش بس ایران و عراق و بسته شدن راه تغذیه مسعود رجوی، او همیشه بر آن بود که راهی پیدا بکند که بین ایران و عراق، جرقه جنگ را ایجاد بکند تا راه تنفس تروریستی او باز شود. ولی بعد از سال 1991 و حمله عراق به کویت و جنگ خلیج، ایده ایجاد جرقه و جنگ بین ایران و عراق، سوخت و از آن به بعد تمام سرمایه گذاری مسعود رجوی روی محور ایجاد جرقه و …

مریم رجوی، حجاب اجباریMaryam Rajavi – Cheerleader for Israel

لینک به منبع

مذاکرات هسته ای و نقش مجاهدین در این میان

یکی از شعارهای مسعود رجوی فراری این بود که ما مفت خوری نمی کنیم و همه چیزمان را با رنج و خون به دست می آوریم، البته این حرف یک ادعای تو خالی مثل بسیاری دیگر از ادعاهایش است. در اصل او یکی از افرادی است که شاخص مفت خوری است. در این راه از مال و جان هر کسی خرج می کند تا به اهداف خود برسد، بدون اینکه حاضر باشد حتی قطره ای از خود در این راه مایه بگذارد. یکی از این سرمایه گذاری های مفت خورانه اش، موضوع انرژی هسته ای ایران است. بعد از سال 2001 و فاجعه 11 سپتامبر و حمله آمریکا به افغانستان و از طرفی دیگر فعالیت گروه های آژانس بین المللی اتمی در عراق برای یافتن سلاح اتمی و شیمایی، این ایده روی میز مسعود رجوی آمد تا با استفاده از فعالیت های انرژی اتمی ایران، موضوع را عوض کرده و ساخت سلاح اتمی در ایران را افشاء کند تا وسیله ای باشد که آمریکا به ایران حمله نظامی بکند.

بعد از آتش بس ایران و عراق و بسته شدن راه تغذیه مسعود رجوی، او همیشه بر آن بود که راهی پیدا بکند که بین ایران و عراق، جرقه جنگ را ایجاد بکند تا راه تنفس تروریستی او باز شود. ولی بعد از سال 1991 و حمله عراق به کویت و جنگ خلیج، ایده ایجاد جرقه و جنگ بین ایران و عراق، سوخت و از آن به بعد تمام سرمایه گذاری مسعود رجوی روی محور ایجاد جرقه و جنگ بین ایران و آمریکا، شد. در سال 2002 اولین به اصطلاح افشاگری مجاهدین تحت نام شورای ملی مقاومت، انجام شد که در آن افشاگری که موضوع نطنز مطرح شد و طی گذشت چند سال این افشاگری ها موجب اعمال تحریم های شدید بر روی ایران شد. این تحریمها، طی سالیان گذشته فشار بسیاری را روی دوش مردم ایران وارد کرده است. این فشار بخصوص بر روی قشر فقیر جامعه ایران، تاثیر فاجعه باری بجا گذاشته است. اما آنچه که خواسته مسعود رجوی مبنی بر ایجاد جرقه و جنگ بین ایران و آمریکا، بود دست نیافت. طی چند سال گذشته، هیئت های ایران در تلاش بودند که با طرف آژانس بین المللی اتمی به مذاکره پرداخته و راه حلی برای این مشکل پیدا بکنند. هر بار که آتش تبلیغات مجاهدین بر علیه این مذاکرات شعله ورتر می شد، معلوم می شد که این گروه هر چه بیشتر به تفاهم نزدیکتر می شدند، از آنجایی که مذاکرات بین گروه ایرانی و گروه آژانس بین المللی اتمی رضایت بخش بوده و خبرهایی از رسیدن به یک توافقنامه، سوز و گداز مجاهدین هم بالا گرفته است. هر روز خبرهایی ضد و نقیض، مبنی بر اینکه توافق در حال شکست خوردن است و یا فلان مزدور و مزدبگیر مجاهدین بر علیه این توافق موضع گرفته است.

به امید روزی که این مذاکرات به نتیجه برسد و تحریم ها برداشته شود تا فشار اقتصادی از روی دوش مردم ایران برداشته شود و اینکه مسعود رجوی این آرزو را که ایران مورد حمله امریکا قرار بگیرد را با خود به گور خواهد برد. هیچ میهن پرستی حاضر نیست که خاک کشورش به دست بیگانگان بیفتد.

“پایان”

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=17134

نامه آقای کریم غلامی به خانم آنجلا مرکل صدر اعظم آلمان در اعتراض به ورود مریم رجوی تروریست به کشور آلمان

لینک به منبع

خانم آنجلا مرکل صدر اعظم آلمان، با احترام

ما در روز ۷ ژانویه سال جاری (۲۰۱۵) شاهد فاجعه ترور ژورنالیست های فرانسوی بودیم که مسلمانان افراطی در دشمنی با آزادی بیان اقدام به این عمل وحشیانه کرده اند. کشورهای اروپای همواره مهد آزادی بیان و حقوق بشر بوده است، ولی متاسفانه به دلیل ضعف برخورد دولت با گروه های تروریستی که سابقه طولانی در ترور و کشتار مردم بیگناه دارند دست باز داده تا در اروپا اقدام به ترور و خشونت علیه شهروندان آن کشورها بکنند. در سال ۲۰۱۴ ما شاهد حضور قانونی تروریستهای دولت اسلامی(داعش) و تظاهرات آنها در اروپا بخصوص در کشور آلمان بودیم. این حضور علنی نهایتا راه به ترور ژورنالیست های فرانسوی کشیده است.

هفته گذشته روز شنبه ۷ ماه مارس، ما شاهد حضور مریم رجوی رهبر سازمان تروریستی مجاهدین در خاک کشور آلمان بودیم. مریم رجوی در سال ۲۰۰۳ توسط پلیس ضد تروریستی کشور فرانسه به جرم پول شویی و تروریسم دستگیر شد. در حالی که رهبران گروه تروریستی سازمان مجاهدین در خاک کشور آلمان اقدام به کارهای تروریستی می کنند و بطور علنی منتقدین و دگراندیشان را تهدید به قتل می کنند و ما بارها با ارسال نامه در رابطه با این گروه تروریستی هشدار داده ایم، ولی با بی توجهی شما بار دیگر شاهد فاجعه هایی مانند ترور ژورنالیست ها از طرف سازمان مجاهدین به رهبری مریم رجوی خواهیم بود.

ما همیشه گفته ایم سازمان مجاهدین، یک تشکیلات فرقه ای است که اعضای آن هیچ اختیاری برای تصمیم گیری ندارند. ایرانیانی که درون این فرقه اسیر هستند، سالیان زیادی است که از هر گونه دسترسی به رسانه های جمعی محروم بوده اند. اعضای این سازمان، از ابتدایی ترین امکانات مثل رادیو، تلویزیون، تلفن، اینترنت و روزنامه محروم هستند. اخباری هم که به اعضای این گروه داده میشود، تحریف شده و دست چین شده است. به همین دلیل، اعضای این فرقه هیچگونه آگاهی نسبت به حق و حقوق خود و قوانین بین المللی ندارند که بتوانند آزادانه و آگاهانه تصمیم بگیرند.

رهبران این فرقه، با اختناق و سرکوب شدید از درون و شانتاژ علیه تمامی اعضای جدا شده از این فرقه، ترس شدیدی در درون تشکیلات ایجاد کرده اند که اعضای این فرقه از ترس مجازات جدا شدن، این فرقه را ترک نمی کنند. اعضایی که میخواهند جدا بشوند، با مجازاتهای شدیدی روبرو میشوند، مانند برگزاری نشست های مغزشویی و ضرب و شتم افراد در این نشست ها و در ادامه زندان و شکنجه و حتی مواردی بوده که این افراد سربه نیست و اعدام شده اند.

این فرقه، با اهرم های زیادی اعضایش را مغزشویی میکند. یکی از این اهرم ها، نشست های مغزشویی طولانی است. طی سالیان طولانی و تکرار مکرر، مغز اعضای خود را پر از دروغ کرده است، دروغ هایی مثل اینکه هر فردی از این فرقه جدا شود، توسط وزارت اطلاعات ایران و دولت عراق، تحت تعقیب قرار میگیرد و زندانی و شکنجه و اعدام میشود. به همین دلیل، اعضای این فرقه از ترس جانشان این فرقه را ترک نمی کنند.

من به مدت ۲۵ سال عضو مجاهدین بودم و از سن ۱۶ سالگی در کنار مجاهدین با ملاهای ایران جنگیدم و تمام بهترین سالهای عمرم را صرف مبارزه با رژیم دیکتاتوری حاکم بر ایران کردم و در این راه مجروح شدم و سالیان است که روی صندلی چرخدار زندگی می کنم. تا این که در سال ۲۰۰۹ به کمک دولت عراق، کمپ اشرف و مجاهدین را ترک کرده و به کشور آلمان آمده ام.

با سپاس فراوان، کریم غلامی

***

شوی مریم رجوی در برلینگند فرقه گرایی در برلین بیرون زد. سخنرانان و تماشاچی ها اجاره ای

Maryam Rajavi’s annual Rally in Villepinte. This year promoting ISIS, MEK, Saddamists – Everyone Loses

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16958

ما که از اول گفته بودیم اینها مزدورند

کریم غلامی، ایران فانوس، ششم مارس ۲۰۱۵:…طی این سالیان، جداشدگان همیشه تلاش می کردند که با ارائه اسناد و مدرک و استدلال، مزدور بودن همه حامیان مجاهدین و اعضای شورای به اصطلاح ملی مقاومت، را اثبات بکنند و خیلی هم موفق بودند. ولی اطلاعیه خود مسعود رجوی، موضوع دیگری است که در اصل اعتراف به درستی همه حرفهای ما جداشدگان است که همیشه می گفتیم، آقا اینها مزدورند و بخاطر دریافت …

از قلاده های طلائی صدام تا قلاده های چرمی تل آویو

لینک به منبع

ما که از اول گفته بودیم اینها مزدورند

فکر کنم سال ۲۰۰۷ بود. همه را در سالن اجتماعات جمع کردند. بایستی به حرفها یا بهتر بگویم به دروغ های مریم رجوی گوش می دادیم. او گزارشی از خیمه شب بازی ویلپنت می داد. بخشی از این گزارش، مربوط به حمایت پارلمانترها بود. در یک جایی از این گزارش، گفت که هیچ کدام از این به اصطلاح حامیان، پول نمی گیرند. تا آن لحظه، من در رابطه با اینکه این افراد از سازمان پول می گیرند و دقیق تر بگویم مزدور هستند، فکر نکرده بودم. این حرف مریم رجوی، جرقه ای بود تا ذهنم در رابطه با هزینه های این برنامه ها، فعال شود. در سازمان، ما یک قانون داشتیم که هر چه سازمان می گوید، دروغ است، مگر اینکه عکس آن ثابت شود و وقتی مریم رجوی می گوید که این حامیان پول نمی گیرند، یعنی به این معنی است که همه آنها را با پول آنجا جمع کرده اند.

طی این سالیان، جداشدگان همیشه تلاش می کردند که با ارائه اسناد و مدرک و استدلال، مزدور بودن همه حامیان مجاهدین و اعضای شورای به اصطلاح ملی مقاومت، را اثبات بکنند و خیلی هم موفق بودند. ولی اطلاعیه خود مسعود رجوی، موضوع دیگری است که در اصل اعتراف به درستی همه حرفهای ما جداشدگان است که همیشه می گفتیم، آقا اینها مزدورند و بخاطر دریافت پولهای کلان برای مریم رجوی، سینه چاک می دهند و همین آقای کریم قصیم تا یک سال پیش ماها را مزدور و مامور وزارت اطلاعات ایران صدا می زد. الآن، اربابانش با سند و امضاء خودش، مزدور بودنش را نشان همگان دادند. آن روزهایی که اعضای اسیر مجاهدین در عراق، زیر بمباران بودند، این آقایان پشت تریبون می آمدند و با سخنان آتشین دم از مقاومت خلل ناپذیر و بدون تزلزل در اشرف می زدند و روزهای تاریکی که ما اسیران در اشرف زیر فحش و مشت و لگد چماق داران مریم رجوی، بودیم، این آقایان، با سخنان آتشین در برنامه های تلویزیون مجاهدین به اسم سیمای آزادی، دم از انقلاب ایدئولوژیک و مریم رجوی، می زدند.

آقایان و خانمها، طی سالیان گذشته به ما جداشدگان مارک مزدوری و مامور وزارت اطلاعات، می زدید. حالا که سرکرده شما بزرگ مزدوران مسعود رجوی، مچ شما را تا حدی باز کرده، این مورد دیگر قابل بخشش نیست، مگر آنکه تمامی جزئیات مزدوری خودتان را فاش کرده و بگویید که تا کجا در چاه مزدوری مسعود رجوی، فرو رفته و تا کجای دستتان در خون آغشته است. سهم شما، شستن دستهای خونین و تیز کردن چاقوی جلاد بود و این نکته ای نیست ما جداشدگان و مردم ایران، کوتاه بیایند.

از طرفی، این پرسش مطرح می شود که چرا مسعود رجوی دست این مزدوران را رو کرده است؟ آیا این اطلاعیه، زیر آب تمامی اعضای شورا را نمی زند؟ مگر دست آنها را به عنوان مزدور رو نمی کند؟ جواب همه اینها بله است. ولی پیام واقعی این اطلاعیه، نشان دهنده پایان دوره مسعود رجوی است. او می خواهد، به همراه کشتی خودش تمامی سرنشینان آن را نیز غرق کند. بله این ماهیت واقعی رجوی است. او که بخاطر حفظ جان بی ارزش خودش، بارها و بارها جان وفادارترین نفراتش را به بازی گرفت، دیگر غرق کردن این مزدوران چندان ارزشی ندارد.

“پایان”

شکرالله پاکنژاد مزدور صدام رجوی خیانتمجتبی رشیدی: داغ ننگ ابدی بر پیشانی رجوی رذل

تروریست ها شورای ملی مقاومت رجویاعضای ” شورای ملی مقاومت ” بدانند که چه نانی می خورند؟

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=16736

لومپن مزدوری به نام منصور قدرخواه

کریم غلامی، ایران فانوس، بیست و ششم فوریه ۲۰۱۵:… تقریبا یک سال پیش به مزدور منصور قدرخواه، هشدار دادم که کاسه لیس مریم رجوی نباشد و تا فرصت دارد از لجن زار مسعود رجوی خارج شود. ولی گویا این مزدور کاسه لیس، روح و شرف خود را به دلارهای کثیف و خونین مسعود رجوی فروخته است و پلیدی و تاریکی مسعود رجوی او را تماما در خود بلعیده است. این مزدور، اخیرا مقاله ای نوشته و گویا در …

منصور قدرخواه مجاهدین خلق فرقه رجوی کریم غلامی سال ۲۰۱۴: منصور قدرخواه، اسیر باتلاق مجاهدین خلق (فرقه رجوی)

لینک به منبع

لومپن مزدوری به نام منصور قدرخواه

تقریبا یک سال پیش به مزدور منصور قدرخواه، هشدار دادم که کاسه لیس مریم رجوی نباشد و تا فرصت دارد از لجن زار مسعود رجوی خارج شود. ولی گویا این مزدور کاسه لیس، روح و شرف خود را به دلارهای کثیف و خونین مسعود رجوی فروخته است و پلیدی و تاریکی مسعود رجوی او را تماما در خود بلعیده است. این مزدور، اخیرا مقاله ای نوشته و گویا در آن تلاش کرده که مزدوری و خیانت و بدتر شکنجه گر بودن آقای کریم قصیم (مزدور سابق) را ثابت بکند و حاضر است که در هر دادگاهی از این استدلال خود دفاع بکند. البته باید به این مزدور یادآوری بکنم که صاحب تو همین چندی پیش بود که با عدد و رقم، مزدوری همه شما اعضای شورا را رو کرد و این را هم باید بگویم که ما از هر نوع دادگاهی استقبال می کنیم. ولی می دانم که صاحب مزدور منصور قدرخواه، نشان داده چنان موجود ترسویی است که هرگز او را در دادگاه و هر جایی که پای حساب رسی باشد، حاضر نمی شود.

مقاله ای که مزدور منصور قدرخواه، نوشته است، دقیقا همان فرهنگ و نوشتار لومپنی مسعود رجوی را دارد. به عنوان مثال، استفاده از جمله ای مثل این “برای ثبت در سینه تاریخ” و فحاشی های موجود در این مقاله از این گذشته بر اساس نوشته های آقای کریم قصیم (مزدور سابق) و به اصطلاح افشاگری های مجاهدین علیه او نشان داده که بعضا آقای کریم قصیم با بعضی از طرح ها و… مسعود رجوی موافق نبوده و مخالفت کرده و اینجا است که مزدور منصور قدرخواه با “ثبت کردن در سینه تاریخ” مخالفت و یا انتقاد کردن آقای کریم قصیم را “رفتار خودخواهانه” می داند و بله و چشم گفتن به تمامی اعمال مسعود رجوی را “رفتار متواضعانه” می داند. این موضوع، دقیقا مرا یاد مناسبات مجاهدین می اندازد که در سازمان مجاهدین، آدم خوب و تشکیلاتی و ذوب شده در رهبری، کسی بود که هر چه می گفتند بگوید، بله درست است و هر جنایتی را که بخواهند انجام دهد و افرادی مثل من که در سازمان انتقاد می کردند و یا با موضوعی مخالف بودند، همیشه جایشان در زندان و یا زیر مشت و لگد بود و در بهترین حالت، مارک مزدور و شعبه سپاه پاسداران و یا خائن می خوردند و یا بسیاری بودند که دچار مرگهای مشکوک و یا ناپدید شدند. بله مزدور منصور قدرخواه، از همان جمله افراد “ذوب شده در رهبری” است. در فرهنگ مسعود رجوی، جدا شدن از فرقه بدنام مجاهدین و یا حتی انتقاد کردن به معنی “پیوستن به صفوف دشمن” است.

در بخشی از مقاله، مزدور منصور قدرخواه تلاش کرده که با مثال زدن از شرایط نابهنجار اعضای مجاهدین، به آقای کریم قصیم خرده بگیرد. این متن بخشی از واقعیت است،

“بگذارید این نکته را بعنوان کسی که از نزدیک زندگی مجاهدین را دیده است بگویم. این را باید در مقابل خلق و تاریخ شهادت داد که مجاهدین هیچ چیز برای خود نمی خواهند نه همسر، نه فرزند و نه هیچ تعلق شخصی. از همه چیز در راه آرمان مقدس این مقاومت یعنی دمکراسی و حاکمیت مردمی صرفنظر کرده اند. من به جرأت می توانم بگویم در ۲۰ سالی که از نزدیک مجاهدین را می شناسم، هزینه شخصی یک عضو مجاهدین ۱۰ بار کمتر از هزینه زندگی شخصی من غیر مجاهد است که البته در کمال صرفه جویی زندگی می کنم. تمام زندگی شخصی یک مجاهد خلق در یک کاور یا یک ساک دستی خلاصه می شود و در آسایشگاهی زندگی می کند که به سختی ۴ متر مربع سهم هر نفر می شود”.

حال سئوال از مزدور منصور قدرخواه، این است که اگر اعضای مجاهدین، تماما از یک زندگی خیلی معمولی محروم هستند و حتی اجازه عشق ورزیدن به خانواده خود و داشتن همسر و فرزند محروم هستند، چرا کمی از وضعیت زندگی خودت نمی گویی که برای مزدوری ماهانه چند هزار یورو از مریم رجوی می گیری و یا برای نوشتن این فحش نامه ها، چقدر دریافت می کنی؟

البته که صاحبش در آخرین اطلاعیه شان دست همه شما مزدوران شورای به اصطلاح ملی مقاومت را رو کرده است.

از طرفی هم پر واضح است که این فحش نامه ها که مزدور منصور قدرخواه نوشته است، تجدید عهد مزدوری خود برای مریم رجوی است. حرف آخر به مزدور منصور قدرخواه، اطلاعیه اخیر و لو دادن همه شما مزدبگیران پاچه خوار، تازه از نتایج سحر است. باش تا صبح روشن افشاگری ها بدمد.

“پایان”

***

همچنین:

نامه سرگشاده آقای کریم غلامی به آقایان ایرج علیشاهی و محمد حسینی

کریم غلامی، ایران فانوس، چهارم فوریه ۲۰۱۵:…  به تازگی خبردار شدم که شما عزیزان به اروپا رسیده اید و این خبر بسیار خوشحال کننده ای که مرا شاد می سازد. از این که می بینم شما زنده هستند، بسیار امیدوار کنند است. هیچ کس به اندازه من نمی داند که شما عزیزانم در این سالیان چه سختی و رنجی کشیده اید. خوشا که سالیان دراز اسارت به پ�

تروریست ها در خانه شما در فرانسه هستند آنها را در خاورمیانه جستجو نکنید! (نامه به وزیر کشور فرانسه)

کریم غلامی، ایران فانوس، سی ام ژانویه ۲۰۱۵:…  ابراز همدردی و تاسف مرا بخاطر کشته شدن ۱۲ ژورنالیست و پلیس در شهر پاریس، مهد دمکراسی و آزادی را بپذیرید. تفکرات افراط گرایانه مذهبی که همیشه برای پیشبرد اهدافشان متوسل به خشونت می شوند، تحمل شنیدن کوچکترین انتقاد و ایراد را ندارند و جواب هر انتقادی را با خشونت و ترور پاسخ �

از اردوگاه اشرف تا اردوگاه پناهندگی (قسمت هشتم)

کریم غلامی، ایران فانوس، بیست و دوم ژانویه ۲۰۱۵:…عملیات آفتاب، در ۷ فروردین سال ۱۳۶۷ انجام شد و عملیات چلچراغ در ۲۸ خرداد همان سال یعنی بین عملیات آفتاب تا عملیات چلچراغ، فقط دو و نیم ماه فاصله وجود داشت. در این دو و نیم ماه، نیروها باید استراحت می کردند، جمع بندی صورت می گرفت و سازماندهی جدید شکل می گرفت و نیروها آموزشها�

مجاهدین و سابقه حمایت از جنایت کاران

کریم غلامی، ایران فانوس، چهاردهم ژانویه ۲۰۱۵:… از سال ۱۳۷۲ به بعد، در سازمان مجاهدین، شاهد گسترش ورود افراد معتاد و قاتل و حتی افراد مبتلا به ایدز و هپاتیت بودیم. یکی از همین حمایت ها که در درون سازمان مجاهدین با واکنش بسیار شدیدی روبرو شد، حمایت مجاهدین از چند جنایتکار بود. دقیقا بخاطر ندارم در چه سالی بود، ولی فکر کنم