نامه خانم سلطانی به آقای میرباقر صداقی

نامه خانم سلطانی به آقای میرباقر صداقی

بتول سلطانی، زنان ایران، پانزدهم اوت 2013: … خوشحالم که شما از زیر سایه تشکیلات رجوی بیرون آمدید و به آن نه گفتید و این تشکیلات نتوانست باز هم در اروپا سراغ ما بیاید و بصورتی جدید باز هم ما را در تظاهراتهایش بکشاند و به سوء استفاده اش ادامه بدهد. از سایر نفراتی که هنوز چتر این سازمان را به هر دلیلی با وجود همه افشاگریها هنوز زیر سایه تشکیلات رجوی هستند می خواهم که به ندای وجدانشان همچون دکتر قصیم …


Mehdi Abrishamchi and Massoud Rajavi taking orders from Saddam’s head of secret services General Haboush

لینک به منبع

نامه خانم سلطانی به آقای میرباقر صداقی

خبر فوت پدرتان واقعا ناراحت و متاثرم کرد یادش گرامی و روحش شاد

اولین قسمت حرفهای شما را در سایت ستارگان خواندم، خیلی خوشحال شدم و جای تبریک داره که بعنوان شاهدی دیگر لب به سخن گشوده اید تا از آنچه که بر دوستان و هم سنگران ما و بر تک تک ما در تشکیلات رجوی گذشته و هنوز ادامه داره سخن بگوئیم …………….متأسفانه زیر پرچم آزادیخوهی رجوی همه این کارها را می کند

آقای میرباقر به شما بخاطر فوت پدر عزیزتان تسلیت می گویم اگر یادتان باشد به من نامه نوشتید و من هر کار که از دستم بر می آمد کردم تا شاید بتوانم ترتیبات آن فراهم بشود تا برادر شما آقای میرواقف بتواند از عراق تماسی با خانواده برقرار کند اما دریغ که تشکیلات رجوی کمترین اهمیتی به این خواسته ها نمی دهد.

به نظرم می رسد باید که همه نفراتی که زمانی دانسته یا نادانسته یا به اجبار با این جریان همکاری کرده اند دست به افشاگری بزنند و واقعیت ها را بگویند

خوشحالم که شما از زیر سایه تشکیلات رجوی بیرون آمدید و به آن نه گفتید و این تشکیلات نتوانست باز هم در اروپا سراغ ما بیاید و بصورتی جدید باز هم ما را در تظاهراتهایش بکشاند و به سوء استفاده اش ادامه بدهد

از سایر نفراتی که هنوز چتر این سازمان را به هر دلیلی با وجود همه افشاگریها هنوز زیر سایه تشکیلات رجوی هستند می خواهم که به ندای وجدانشان همچون دکتر قصیم پاسخ بدهند

ازمردم و هموطنان و مجامع بین المللی می خواهم با ما همراه بشوند تا بتوانیم دست بدست هم این جریان انحرافی را افشا کنیم متأسفانه که این جریان با استفاده از پول نفت مردم عراق و لابی های اسرائیلی و آمریکائی و همینطور اعتراف گیری های اجباری و همینطور ساختار فرقه گرایانه به این سادگی ها کارش تعطیل نمی شود

اما به همت همین تک تک ماها که در هر جا و همه کشورها دست به تأسیس نهادهائی زدیم انشاء الله که سحر نزدیک است و این غم هزاران مادر همچون مادر خودت که الان چشم به راه میرواقف عزیزش است و یا مادر میرباقری که گوش به زنگ یک تماس و تلفن از فرزند عزیزش علیرضا میرباقری و دخترانش کبری و اکرم هست پایان بپذیرد

مردم ما آزاد سازی به گونه سوریه و مصر و عراق و کشتار و برادر کشی از خاک عراق را نمی خواهند امیدوارم که مریم رجوی رهبر فاسد این جریان این را بفهمد

برای شما آرزوی موفقیت روز افزون دارم

بتول سلطانی، آلمان 14.08.2013

همچنین:

مصاحبه با آقای میرباقر صداقی در رابطه با مناسبات و تشکیلات فرقه ای رجوی

انجمن ایران ستارگان، سوئیس، سیزدهم اوت 2013: …  از سال 1377 از سازمان میخواستم جدا بشوم دلیل آنهم بر میگشت به خودسوزی فرمان در مقر 35 از قرارگاه پنجم به فرماندهی مهری علی قلی فرمان نوجوان کردی بود که در کمپ رمادیه عراق بدنیا آمده بود بدلیل بزرگ شدن در عراق فارسی نمیدانست سر این موضوع همیشه زیر انتقاد بود که چرا در مناسبات فارسی صحبت نمیکند و کردی حرف میزند  در آخرین دیگی ( نشست انتقادی بزرگ) که …

آقای میر باقر دوست عزیزم سلام

محمد رزاقی، وبلاگ رزاقی، سیزدهم اوت 2013: …  خودت خوب میدانی رجوی زذل زنباره  و دیگر سران فرقه جنایتکارش نه تنها در حق شخص ما بلکه در حق خانواده هایمان هم ظلم زیادی کرده و اینها گوشه های پنهان جنایات رجوی که من و شما باید پرده از روی ان برداریم . چون در نگاه اول هم خودمان و هم از بیرون اینطور برداشت می شود که رجوی تنها عمر و جوانی ما را گرفت و زندان و شکنجه مان کرد و در اسارت نگه داشت …

نگاهی به فروغ جاویدان، ۲۵ سال بعد- قسمت هفتم

حنیف حیدر نژاد، پژواک ایران، دوازدهم اوت 2013: …  سارا گفت: “با من بگو مگو نکن. همین که گفتم. اگر ننویسی، از رفتن هم خبری نیست.” چند لحظه به او نگاه کردم. اشک در چشمانم جمع شده بود و گفتم: «گالیله موقع محاکمه در دادگاه پایش را روی زمین می زد و می گفت: با همه این احوال تو گردی و می چرخی»، اگر شرط بیرون رفتن من از سازمان این است که این جمله را بنویسم، من هم همزمان با نوشتن این جمله می گم: من …