نظرات مطبوعات و مردم آلبانی در مورد استقرار فرقۀ رجوی در کشورشان

نظرات مطبوعات و مردم آلبانی در مورد استقرار فرقۀ رجوی در کشورشان

kush-jane-muxhahedinetپیوند رهایی به نقل از پشکوپااوژه، آلبانی، چهارم اکتبر 2016:… من تعجب می کنم که چگونه آمریکا توسط کری دنبال پناهندگی اینها در آلبانی است؟ چرا خود آمریکا اینها را نمی برد نگهدارد؟ –  آقا اینها چه مجاهدان و مبارزان آزادی هستند که در آلبانی می خواهند مبارزه کنند؟!! می خواهند جهاد کنند که در آلبانی آزادی برقرار شود یا در میهنشان؟ خب چرا نمی روند در میهن خودشان برای آزادی جهاد کنند؟! مبارزۀ اینها در خاک آلبانی … 

احسان بیدی سیاوش رستاراحسان بیدی : با تروریسم همراه نشوید 

لینک به منبع

لینک به متن اصلی (البانیایی)

نظرات مطبوعات و مردم آلبانی در مورد استقرار فرقۀ رجوی در کشورشان

روزنامۀ آلبانیایی «پشکوپااوژه» – 15 فوریۀ 2016 (قبل از انتقال کامل فرقۀ رجوی به آلبانی)

نشریه آلبانیایی در مورد مجاهدین خلق فرقه رجوی

مجاهدین چه کسانی هستند؟

نوشتۀ سالای بلوندی – تیرانا – آلبانی

نام «مجاهدین» قرنها است که برای مبارزان مسلمان در جاهای مختلف جهان استفاده می شود و به معنی «کسی است که جهاد یعنی مبارزه می کند». در عصر جدید این کلمه به گروه های شبه نظامی مسلمان اطلاق می شود که برجسته ترین آنها مجاهدین افغان هستند که در مبارزه با اتحاد جماهیر شوروی بودند و بخودشان مجاهدین می گفتند. اما مجاهدین که در آلبانی این روزها سخن از آنها گفته می شود هیچ ارتباطی با افغانها ندارند، آنها “مجاهدین خلق ایران”، یک جنبش مخالف رژیم ایران می باشد که در 5 سپتامبر سال 1965 توسط دانشجویان دانشگاه ها درتهرانتأسیس شد و هدفشان سرنگون کردن رژیم شاه با زور اسلحه بود. دانش آموزان و دانشجویان متمایل به چپ به این جنبش به عنوان یک سازمان مترقی اسلامی، ملی و دموکراتیک علاقه داشتند. این سازمان نقش فعالی در انقلاب سال 1979 ایران که به سقوط شاه انجامید ایفا کرد.

پس از سقوط شاه در ایران رژیم بنیادگرای آیت اللهخمینی شروع به آزار و اذیت مجاهدین و زندانی کردن بسیاری از آنان کرد که همراه با حملات به تجمعات و کتابخانه ها و کتابفروشیهای آنها بود که موجب اتخاذ مشی خشونت و ترور توسط مجاهدین شد و این خشونت بالا گرفت تا اینکه موجب زندانی و اعدام کردن اکثر آنان گردید. رهبران و باقی ماندۀ مجاهدین به ناچار زندگی در تبعید در فرانسه و اروپا را برگزیدند جایی که آنها هنوز هم در این تبعید بسر می برند.

پیش از این در سال 1975 سازمان به طور ایدئولوژیک به این نتیجه رسید که مارکسیسم از اسلام بهتر است و اسلام نمی تواند پایۀ فلسفی فکری «مجاهدین خلق ایران» در عصر جدید باشد.

مجاهدین در سال 2001 تمام اشکال خشونت را نفی کرده و اعلام کرد که به تلاش برای سرنگونی رژیم کنونی ایران از طریق صلح آمیز ادامه خواهد داد. در حالی که رهبران همچنان در پاریس اقامت دارند 3200 نفر از اعضای گروه در عراق مستقر شدند.

در سال 2009، شورای اروپا سازمان مجاهدین را از لیست سازمان های تروریستی که قبلا در آن طبقه بندی شده بودند حذف کرد. در سال 2012 ایالات متحده و کانادا مجاهدین را از این لیست بیرون آوردند زیرا این سازمان دیگر با ابزارهای قانونی می خواهد با رژیم سیاسی در ایران مبارزه کرده و آن را تغییر بدهد. در سال 2002 سازمان مجاهدین اعلام کرد که ایران می خواهد سلاح هسته ای تولید کند.

سازمان مجاهدین خلق ایران قبل از جنگ 2003 در عراق یک سازمان مسلح چریکی بود که صدام حسین به آنها قرارگاه و سلاح داد و روزگاری در آن زمان تعداد آنها به هفت هزار نفر می رسید ولی بعد از مدتی تعداد آنها به پنج هزار نفر کاهش یافت تا اینکه بعد از سقوط صدام حسین تا این اواخر تعداد آنها کمتر از سه هزار نفر شد که یک سوم آنها زنان می باشند.

سؤالات و نظرات خوانندگان (کامنتهای مردم آلبانی زیر مقاله):

توجه: این مقاله و کامنتهای آنها متعلق به قبل از انتقال کامل فرقۀ رجوی از عراق به آلبانی می باشند لذا در آنها صحبت از حضور باقی ماندۀ افراد در عراق می رود و نیز در آخر اغلب کامنتها شکلکهای خنده و تمسخر و یا خشم و ناراحتی چسبانده شده که در ترجمه به جای آنها علامت تعجب گذاشته شد – م

–         این توافقها با آمریکا برای جا دادن اینها و صحبتهای کری در مورد نقل مکان اینها به آلبانی را من نمی فهمم این دیگر چه روش همکاری بین دو کشور آلبانی و آمریکا می باشد؟!! مگر اینها آمریکایی اند؟ اینها که ایرانی هستند به آمریکا چه مربوطه؟ چرا آمریکا اینهمه هوای اینها را دارد؟! من نمی فهمم؟!!

–         چه شده که کری به خاطر این مجاهدین ایرانی اینهمه به آلبانی لبخند می زند؟

–         حالا آیا این مجاهدین ایرانی که در آلبانی می خواهند زندگی کنند مالیات بر ارزش افزوده هم خواهند پرداخت؟

–         من تعجب می کنم که چگونه آمریکا توسط کری دنبال پناهندگی اینها در آلبانی است؟ چرا خود آمریکا اینها را نمی برد نگهدارد؟

–         آقا اینها چه مجاهدان و مبارزان آزادی هستند که در آلبانی می خواهند مبارزه می کنند؟!! می خواهند جهاد کنند که در آلبانی آزادی برقرار شود یا در میهنشان؟ خب چرا نمی روند در میهن خودشان برای آزادی جهاد کنند؟! مبارزۀ اینها در خاک آلبانی چگونه خواهد بود؟

–         این یک بازی شطرنج آمریکا در آلبانی است با لبخند کری.

–         عجب فاجعه ای میلیونها ایرانی به خیابان آمدند اما دو سال پس از انقلاب 79 ترور و وحشت شدیدی کشور را فراگرفت. همین مجاهدین که اینجا آمده اند رئیس جمهور و نخست وزیر ایران را کشتند و ما از آن لحظه نام مجاهدین ایران را شنیدیم. اینها استخوان لای زخم ایران هستند که تا امروز این استخوان باقی است.

–         ما همیشه به مبارزان راه آزادی احترام قائل بوده ایم. ما به این مجاهدان راه آزادی می گوییم بیایید در پناه ما در منطقۀ ساحلی کنار دریا تا شخصیت خودتان را بسازید و ظرفیت بیشتری برای پرورش رایگان و بهتر در این تفرجگاه آلبانی پیدا کنید. تقریبا نصف آنها هم زن هستند چه بهتر!… جنس لطیف که خشونت و خطری ندارد. زنان از ایران باستان چنین بوده اند.

–         سازمان دیده بان حقوق بشر در گزارش چارلی ویلسون اطلاعات بیشتری در مورد مجاهدین منتشر کرده است (در مورد نقض حقوق بشر در سازمان مجاهدین).

–         وزارت امور خارجه می گوید که کری (وزیر خارجۀ آمریکا) با اد راما (نخست وزیر آلبانی) توافق کرده اند که آلبانی در ازای20 میلیون دلار به این مجاهدین جا بدهد یعنی برای هر نفر ده هزار دلار به آلبانی داده!! به نوعی شبیه خرید و فروش آدم یا معامله برای نگهداری بچه!!

–         مجاهدین و جهاد (پیکار مقدس) امروز دیگر یک اندیشۀ قرون وسطایی است.

–         مجاهدین یعنی جهادیستها یا مبارزان جهادگر و جهاد هم دکترین یا اندیشۀ اسلامی است که مسلمانان را ملزم به تلاش برای گسترش اسلام در جهان یعنی جنگ مقدس تا پیروزی و مسلمان شدن همۀ ملتهای جهان می کند.

–         پنج قرن عثمانی ها بر آلبانی تحت عنوان جهاد و مجاهدین حکومت کردند و عثمانی ها به عنوان مجاهدین اسلام آمدند اینجا خاک آلبانی را اشغال کردند. مثل اینکه حالا بدبختانه قانون ژنتیک عمل کرده و سه هزار نوه عثمانی ها این بار هم از بغداد آمده و قسمتی از خاک کشور ما را به عنوان «پناهنده» اشغال کرده اند. حالا فرض کنیم اینها ده سال در آلبانی بمانند و کار کنند، این ده سال را به سه هزار ضرب کنید ببینید چند نفر می شوند و جای کار چند نفر را می گیرند؟!… مثل موش زاد و ولد می کنند و زیاد می شوند… من باید خوب زبان انگلیسی یادبگیرم تا بروم صادقانه بر سر اینها فریاد بزنم که: من افتخار می کنم آلبانیایی هستم و خودم کار می کنم و نمی گذارم این نوه های مجاهدین قدیم عثمانی بیایند اینجا کار کنند.

–         حالا یک اقلیت دیگری هم به اقلیتهای کشور ما اضافه شده که وقتی اطلاعات و آشنایی بیشتر در آلبانی پیدا می کنند آلبانیایی می شوند مثل مستغلات گرفتن یونانیها در اینجا و جنوب ایتالیا.

–         واقعا درست گفتید حالا به جای عثمانی ها که 5 قرن در خاک کشور ما بودند باز هم از شرق اسلامی آمدند اینجا که روی نسل و ملیت و زبان و فرهنگ ما تأثیر بگذارند. ما می خواستیم وضعمان بهتر شود نه بدتر.

–         من صد در صد با شما موافق هستم.

–         این دیوانگی است. باید منتظر باشیم که آلبانی هم روزی سوریه شود با جنگ توسط مجاهدین از خارج آمده و قتل زنان و کودکان با سلاحهای شیمیایی وو… چند سال صبر کنید می بینید!…

–         مثل اینکه دوباره کمونیستها آمدند اینجا؟! به اینها باید گفت: آقا جان اینجا دیگر زمین سرمایه داری شده چگونه می خواهید سرمایه داری از شما نگهداری کند؟

–         آمریکا در کشور ما خار کاشته!

–         اد راما و سوروس پول گرفتند ولی مجبور به پرداخت هزینه خواهند شد. به پس زمینۀ پایگاه یا مقر پناهندگی اینها نگاه کنید اینها هنوز مستقر نشده در آستانۀ سالگرد پدر معنوی شان! دارند تحریک می کنند.

–         مجاهدین چه کسانی هستند؟ امیدواریم آلبانی در آینده به اینها «نه» بگوید!

–         دیروز من از خواندن یک مقاله در مورد ورود این مجاهدین به آلبانی شوکه شدم و گفتم که بوفالوها (گاوهای وحشی) دو هزار یا سه هزار می آیند اینجا پناه می گیرند. حالا این سؤال مطرح میشود که آیا اینها فقط فکر جنگ و جنگیدن دارند (معنی مجاهد) یا پناهنده اند؟ چون می گویند «مجاهدین پناهجو»!! یعنی «جنگجویانی که پناهنده شده اند»!! بالاخره اینها جنگجو هستند یا پناهجو؟؟!!

–         بله خوبه! سند چشم انداز روشن برای جمعیت شناسی و اقتصاد در آلبانی! .. می دانیم که دهها هزار جوان از آلبانی فرار کرده اند یعنی فرار مغزها در طول حکومت… حالا این مجاهدین ایرانی همچون سالمندان و بازنشسته های ایتالیایی ولی از خاور میانه بلند شده آمده اند آلبانی تا جای آنها را پر کنند!! خوبه! مبارک باشد!! این الحق سیاست خوبی است به نظر من .. باید هر طور شده توازن جمعیت کشور حفظ شود!!.

–         اینها اینجا یک بمب هستند.

–         وسعت کشور ما (آلبانی) 28 هزار کیلومتر مربع می باشد در حالیکه وسعت آمریکا 9،631،418 کیلومتر مربع است. پس چرا آمریکا سبد خرید زباله اش را اینجا آورده؟!… آنها زباله هایشان را همیشه کشورهای دیگر می برند می ریزند. کشور ما با فقر و مشکلات اجتماعی شدید، سیاسی، ملی روبرو می باشد (آلبانیایی ها اکنون در 6 کشور به صورت پراکنده زندگی می کنند) حالا این «از ما بهتران» را اینجا برای چه آورده اند؟!

–         چرا چرا در آلبانی؟ آنها (آمریکاییها) به تازگی خودشان با ایران معامله کردند ولی حالا می خواهند بین ما و ایران مشکل ایجاد کنند. این مجاهدین می گویند «رژیم وحشی ایران»، ولی آمریکاییها اساسا در معامله و سازش با همین «رژیم وحشی» است که شما را از عراق به اینجا آورده اند!!

–         پناهگاه آنها به زودی مرکز مطالعات مارکسیستی برای دانش آموزان ما خواهد شد!

–         به نظر من آمدن اینها به اینجا یک ایدۀ خوبی است چون مهمان خانه هستند ولی پول مهمانی شان را پرداخت می کنند. آپارتمان های خالی می توانند اجاره بدهند و ساکنان آنهابا کارت های مواد غذایی می توانند از بازار استفاده کنند و فروشندگان و معامله گران بهره مند شوند. آنها کاری که ندارند تمام روز خواهند آمد در کافه ها و میخانه ها و مسابقات و جهش با طناب و بازیهای پی پی و… و این بسا سودآور برای همه می باشد.

–         بله واقعا درست است کرایۀ عالی می دهند، هم نژاد ما هستند. جماعت مجاهدین با اجازۀ آلبانی آمده اند و می خواهند اینجا به عنوان یک نیروی انسانی بمانند.

–         این بر اساس دوستی و تعهدات ما با آمریکا می باشد که در معامله با ایران اینها را با وجود مشکلات داخلی و خارجی ما به اینجا آورده است. اسرائیل هم اینجا دستگاه امنیتی قوی دارد.

–         آیا از تمام کشورهای عضو ناتو فقط آلبانی در دسترس بود که اینهمه منتظر ماندید تا این افراد را به اینجا آوردید؟

–         می بینیم که چه کسی در حال رفتن احمقانه به وضعیت شیطانی در داخل است همان راه سلاح های شیمیایی (سوریه) را می رویم، هیچ دوست ندارم! پشت سر هم آلبانیایی می بینی که می روند. اگر پیش بینی من درست در بیاید یک تشکر برای من بدهکارید. آیا کری در تیرانا 100٪ تضمین می کند آیندۀ آلبانی آنگونه نشود؟! در غیر این صورت آمریکا به ریش ما خواهد خندید.

–         به به خیلی خوب وکیل مدافع شیطان شده ایم. مجاهدین ایرانی با مهمان نوازی عراق و هر کشوری در این سالیان همیشه کاهش یافته اند. خب. حالا برای افزایش و زندگی و آموزش و… آمده اند آلبانی تا رقیب دیگر مجاهدین خاور میانه و خاور دور و… بشوند!… این به طور کامل غیر اخلاقی است.

–         حق با شما است دوست عزیز… درستی این تحلیل را زمان ثابت خواهد کرد.

–         مجاهدین به معنی سربازان خدا می باشد. مجاهد دقیقا به همین معنی است یعنی جند الله سپاهیان خدا! اینها همانها هستند. این اشتباه نیست. من به شما می گویم. بعدا پشیمان خواهید شد و شکایت خواهید کرد که آلبانی را پر از مسلمانان افراطی کردید.

–         اگر اینها مشکل ایجاد نمی کنند چرا خود آمریکا اینها را نبرده است؟ الآن آمریکا هر سال هزاران نفر را از سراسر جهان به عنوان مهاجر می پذیرد؛ برخی کشورهای ثروتمند غربی سالانه دو یا سه یا پنچ هزار مهاجر می پذیرند. تازه این در برابر پذیرش صدها هزار مهاجر سوری هیچ است.

–         دو سه یا پنج هزار مجاهد می آیند اینجا برای چه کاری؟ آیا برای ما کاری انجام می دهند؟ آنها شر بزرگی هستند. بنابراین کسی این را دوست ندارد.

–         هی گفتید چنین و چنان، و یا آنها می توانند این سود و آن سود را برای ما داشته باشند. شما یک مثال بیاورید که از هنگام ورود مجاهدین به آلبانی فلان کار انجام شده که قبلا در کشور نشده بود؟ شما نمونۀ محکمی بگویید تا من قانع بشوم.

–         به دولتمردانمان می گویم شما به آمریکاییها بگویید چرا امریکا خودش 2-3 هزار نفر را نگه نمی دارد؟ مگر نگهداشتن آنها برای امریکا که اساسا یک کشور مهاجرین است مشکل می باشد؟، آمریکا به طور معمول هزاران مهاجر را هر سال از سراسر جهان و از همه ادیان می پذیرد. چرا دولتهای غربی دیگر، این اروپایی ها و غیره اینها را قبول نمی کنند؟ به آنها بگویید اگر اینها برای شما خطرناک هستند با مقایسۀ تعداد جمعیت آلبانی نسبت به آن کشورها؛ پس، آمدن اینها به آلبانی و اضافه شدنشان به جمعیت اندک آن برای این کشور بیشتر خطرناک خواهد بود.

–         چشم آلبانیایی تبارهای کوزوو روشن!! با آنکه بسیاری از آنها به آلبانی آمدند ولی هنوز خیلیهایشان را نمی گذارند وارد آلبانی شوند و آنها را «عقب مانده» توصیف میکنند و بسیاری با شنا در دریا قاچاقی و با ترس به آلبانی می آیند؛ حالا چه شده از ورود این «برادران مجاهد» (مجاهدین ایرانی) اینهمه هیجان زده شده اید؟ معلوم است که به خاطر پول آمریکا و معامله با آن است. این تبعیض و عدم صداقت است. آلبانیایی تبار کوزوو می پرسد چرا سه هزار خارجی و دارای ملیت یک کشور دیگر حق یک زندگی بهتر و امن در آلبانی را دارند ولی من آلبانیایی تبار این حق را ندارم؟؟؟! الگوی رفتاری این دولت ما چیست؟

–         از آنجا که آلبانی کمپرسی در اروپا است، به همین دلیل است که سطل زباله هم شده است!

–         فردا دولت حاکم از این مجاهدین که 3000 نفر هستند برای سرکوب اعتراضات کسانی که آنها را مخل نظم عمومی یا آشوبگر برای تخریب کشور می نامد و برای تحکیم دیکتاتوری لرزانش استفاده خواهد کرد چون اینها در گردن زدن و آدمکشی و تهاجم تخصص دارند و به آن آلبانیایی هایی که در دفاع از ملت و کشور به اعتراض برخاسته اند بیرحمانه حمله خواهند کرد.

–         امکان این وجود دارد که بعضی فروشندگان مواد مخدر و یا روسپی های آلبانیایی با اینها در طول اشغال تجاوزگرانۀ زمین آلبانی توسط اینها همدست شوند تا جوانان ما را آلوده سازند. مگر نه؟

–         آنها تروریست هستند. برای من مهم نیست که چگونه؟ و چه کار می توانند بکنند؟ آنچه به نظر من حائز اهمیت است این است که آنها می توانند سرزمینی به نام جمهوری آلبانی را پاره پاره کنند تا نه سرزمین فرشتگان باشد و نه سرزمین عشق. آنوقت دیگر این سرزمین من و راما نیست!

–         چرا تروریستی؟ مگر مبارزۀ آنها برای آزادی کشور خودشان نیست؟

–         آنها خارجی هستند. آنچه برای من جالب است برخی از این حرفها می باشد. بروند در کشور خودشان مبارزه کنند آن هم نه از طریق تروریسم. من دوست ندارم دولت ما حتی یک سانتی متر از سرزمین آلبانی را در اختیار یک نیروی جنگجوی خارجی بگذارد. اینها در حال حاضر مورد مصرف استعمارگران هستند که آنها را اینجا آورده اند. اینجا سرزمین ما است آنها خودشان سرزمین دارند. دیگران حق ندارند خاک ما را به یکی ببخشند. دولت هم حق ندارد. من نمی فهمم!! جنگجوی پناهجو یا پناهنده یعنی چه؟!

–         اوه!! نمی دانستم راما اینقدر خودش را حاکم مطلق بر زمین و جسم من می داند. چیزی باقی نمانده برای به دست گرفتن سلاح در برابر کسانی که می خواهند به سرزمین ما و شما تجاوز کنند و از آنها حمایت نمایند.

–         اتحادیۀ اروپا و آمریکا این مجاهدین را از لیست تروریستی خارج کردند تا گوششان را گرفته و برای ما به ارمغان بیاورند. آقای کری به جای اینها یک گلدان برایمان می آوردی!

–         یک مقام وزارت خارجه آمریکا گفت که هدف از سفر جان کری به آلبانی فقط خواستن از دولت آلبانی برای پناه دادن به مجاهدین بود. وی از دولت آلبانی به علت جا دادن به مجاهدین تشکر کرد.

–         به گفتۀ یک روزنامه نگار، آلبانی به مدت طولانی فاسد ترین کشور در اروپا باقی مانده، در حالی که راما به کری می گوید: «آلبانی امروز بیش از هر زمان دیگر در حال توسعه و در تاریخ محترم می باشد»!!

–         خیلی جالب است! ایرانی آمده اینجا زندگی کند!!

–         داشتم سفیر ایران در تیرانا را در صفحۀ تلویزیون می دیدم؛ گفتم نرو تو هم همینجا باش!!

–         قطعه ای از آلبانی را برمی دارند رایگان می دهند به بیگانه!…

–         به یاد داشته باشید این فرضیه را که اینها از پایگاه اولشان یعنی عراق به آلبانی آمدند ولی بعدا این روند شکسته می شود و اینها به فرانسه و انگلستان و آلمان وو… که جامعۀ بزرگی از ایرانیان در آنها هستند خواهند رفت.

–         اینجا شده بازار بین ایران و عراق!!

–         اینها ایرانیان شیعه هستند و نه سنی. بعضیها می گویند اینها بعد از مدتی  به شکل گسترده ای از طریق مساجد فرار خواهند کرد. ولی این بعید است.

–         شاید سنی هم توی اینها باشد. اطلاعات زیادی از داخل اینها وجود ندارد.

–         ولی اینها متحد صدام سنی بودند برای سرنگون کردن رژیم آیت الله ها. اما امروز عراق متحد تهران است.

–         کری باز هم می خواهد به آلبانی بیاید تا در مورد جا دادن به هزار مجاهد ایرانی دیگر صحبت کند (مجاهد به معنی جنگجو است و یعنی جهادگر و جهاد در اسلام یعنی جنگ مقدس) که در میان افراط گرایان اسلامی خطرناک ترین در جهان است. اینها پناهندگان جنگجو هستند!، مردان، زنان، کودکان جهادی هستند. آنها مهاجران در عراق در دهه هشتاد بودند زمانی که صدام حسین در زمان جنگ ایران و عراق به آنها پناه داد، چرا که آنها با مقامات ایرانی در تضاد بودند و هستند. از آن زمان این افراد در یک اردوگاه یا شهر نظامی بودند، که در آن زنان و کودکان نظامی آماده برای زنده ماندن و جنگ مقدس اسلامی زندگی می کردند. این افراد یک مشکل بزرگ برای دولت عراق پس از زمان صدام حسین هستند، چرا که آنها بیش از حد خشن و مستعد یعنی آموزش دیده می باشند و به این علت دچار مشکل هستند. گاهی اوقات پلیس و ارتش عراق به اردوگاه “اشرف” که مجاهدین ایران در آن زندگی می کردند حمله ور شدند که در نتیجۀ آن 100 مجاهد کشته شدند. دولت عراق از ایالات متحده خواسته است به حضور این افراد در قلمرو عراق پایان دهد و این در کادر مبارزه با تروریست ها می باشد. دولت ایالات متحده قرار است برای حل این مشکل از طریق توزیع این جهادگران ایرانی در اروپا اقدام کند که در این میان آلبانی بیشترین تعداد را جا می دهد یعنی بیش از هزار نفر. این غیر قابل درک است که چرا یک کشور کوچک مثل آلبانی با یک ثبات شکننده، و با تعداد زیادی از افراط گرایان اسلامی و قسمتی از مردم هم مسلمان برای پذیرش بیشترین تعداد از یک نیروی جهادگر نامزد شد؟. ما نباید فراموش کنیم که این جهادی ها را ایران نمی پذیرد. دولت آلبانی علاوه بر اینها تعهد کرده است که 25 هزار نفر پناهندگان جنگی سوری از مجموع 75 هزار نفر را در سه گروه بپذیرد.

–         ما نباید درس های تاریخمان را فراموش کنیم. زمانی که شورش اسلامی در سال 1914 در آلبانی به وقوع پیوست که به عنوان قیام حاجی کاملی شناخته شد. نیروی شورش اساسا پناهندگان جنگ بوسنی در آلبانی پس از اشغال بوسنی و هرزگوین توسط اتریش- مجارستان در سال 1878 بود. آنها در برابر ارتش امپراتوری اتریش و مجارستان فرار کردند و قلمروآلبانی تا زمان آلبانی جدید عمدتا توسط مقامات عثمانی اداره شد. در سال 1914 آنها هسته ارتش اسلامی در آلبانی را به رهبری حاجی کاملیتشکیل می دهند. در آن زمان در آلبانی میانه حدود 30 هزار بوسنیایی بود. این ها همه شبه نظامیان هار متعصب جهاد اسلامی و در هر لحظه آماده بودند. این یک شانس بزرگ برای آلبانی پس از ورود اتریش مجارستان به آلبانی بود. در اوایل سال 1916، به علت جنگ جهانی اول، بخش عمده ای از آلبانیاییها و بوسنیاییها به ترکیه گریختند. حذف بوسنیاییها دلیل اصلی بود که در آلبانی شورش اسلامی پس از 1914 رخ ندهد

این قابل درک است که در مورد آلبانی ورود یک تعداد زیادی از مردم از کشورهای اسلامی، ایجاد یک مشکل بسیار پیچیده تر در مقایسه با دیگر کشورهای اروپایی می کند. به همین دلیل، بوسنی و هرزگوین و کوزوو، دو کشوری که دارای جمعیت بزرگ مسلمان هستند، نباید به پناهندگان جنگ خاور میانه پناه بدهند. از این رو آلبانی برای قبول جهادگران (مجاهدین) ایران و پناهندگان جنگ سوریه، به دلیل تعهد ما نسبت به آمریکا که آزادی کوزوو را محقق کرد اعلام آمادگی نمود.

آلبانی وقتی حاضر شد هزار مجاهد ایران را بپذیرد که نسبت به جمعیت، همان آمریکا حدود 140 هزار جهادیست دارد. وقتی از آلبانی خواستند 75 هزار پناهنده جنگ سوریه را بپذیرد ایالات متحده 16 میلیون از پناهندگان مسلمان جنگی را می باید پذیرفت. این قابل درک است که هیچ رئيس جمهور آمریکا جرأت انجام این کار را ندارد، چرا که بسیاری از مسلمانان از خاور میانه به ایالات متحده آمده و در آن کشور اقدام به نا امن کردن و بی ثبات کردن این کشور قوی و بزرگ کردند.

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26907

حالا مسعود رجوی کجا هستی ” مرحوم ” یا مرده؟ 

 احسان بیدی، نجات یافتگان در آلبانی، بیست و پنجم سپتامبر ۲۰۱۶:…  مریم رجوی تو که باشهامت کامل اجازه دادی دستهایی انقلاب نکرده تو را نوازش کنند و بخاطر مردم ایران حاضر به هرکاری بودی وحتی انقدر شهامت داشتی تا ازشوهر سابقت جداشده وبا مسعودرجوی ازدواج کرده وانقدر دراین ایثار وازخودگذشتگی مست بودی که حتی دیگر همرزمان خودت را به طلاق اجباری مجبور کردی،  حالا چی؟ راستی مسعودرجوی انروزی که با صدام نشستی … 

شکست یک اندیشه

لینک به منبع

حالا مسعود رجوی کجا هستی ” مرحوم ” یا مرده؟

اولا جادارد ابتدا  امدن تمامی نفرات در زنجیر زندان رجوی را به البانیا تبریک بگویم. نکته بعدی را می‌خواهم اختصاص بدهم به فرقه رجوی.

حتما همه شما بخوبی اگاه ودرجریان امر هستید که مسعودومریم رجوی هردوخواستار ان بودند که تمامی این زندانیها عاشورا گونه کشته بشوند وازان زندان مخوف اشرف هیچ اثار وبقایایی نماند. اما  برنده این میدان کسانی نبودند جز خانواده ها و منتقدین ودلسوزانی که دریک صف قرار گرفته بودند و با افشا گری وخون دل خوردن ودست اخر با افشا شدن ماهیت ضد انسانی وحیوانی مسعودرجوی ارباب رجوی مجبور شده که جام زهر اشرف و لیبرتی و عراق را هم خود بخورد وهم به حلق مریم رجوی ملیجک خودش بخوراند .

متن خبر خیلی شیک ومجلسی وخیلی سیاسی تنظیم شده بود که هم اززبان یاران رجوی نقل شد وهم اززبان دیگران

دوهواپیما امریکایی بقایایی رجوی را ازلیبرتی به البانیا منتقل کردند وعراق بعدازسی سال ازحضور منحوس رجوی پاک شد . خبر خوشی که هم مردم عراق خوشحال شدند و هم  ملت ایران ؛ خبری که بمانند یک پتک برسر مترسک مریم رجوی خورد

ایا فقط این یک خبر بود وامدن انها به البانیا فقط معنایی زنده ماندن اسرا اززندان بود؟

به راستی مگر مسعودرجوی نمیگفت انهاییکه دراروپا هستند و تحلیل و فعالیت سیاسی میکنند همانا بیخرد هستندو غرب زده و پیپ به دست؟

مگر رجوی نمیگفت من قربانیهایی زیادی کردم ودرد رنج وایثار کردم وترک میهن وبه اروپا ودست اخر درجوار میهن تبعید هستم که دلتنگ وطنم؟

مگر رجوی نمیگفت که پروازسیمرغ وارکرده و به عراق امد؟

مگر رجوی نمیگفت که یک نیروی مستقل انقلابی است وپرچمدارارمانها وارزشهای سازمانی است که محمد اقای حنیف نژاد به یادگار گذاشته بود؟

به راستی مگر رجوی ملعون دم ازجامعه بی طبقه توحیدی واسلام انقلاب گری نمیزد؟

مگر رجوی برای اینکه مردم ایران طعم ازادی را بچشند رنج خاطر ندید وترک دنیا نکرد ووداع با مادیات وتجملات نکرد ؟

به راستی مگر مسعودرجوی مدعی این نبود که تنها نیرویی است که برابر رژیم ایران قد علم کرده؟

راستی کجای کارش اشتباه بود که دراین سوی میدان رژیم ایران تثبیت شد وشد جمهوری اسلامی ایران ومسعودرجوی سرنگون شد واربابانش اورا به کام مرگ بردن وسازمانش ام به انحلال کشیده شد

کجای کارش اشتباه بود که حرف منتقدین وجداشده ها جامعه عمل پوشاند وپرده ازماهیت حیوانی این دیواشرف برداشت ودست اخر عریان شدکه مسعودرجوی یک پروژه امریکایی بوده ودرقالب انقلاب گری اهداف حیوانی و… داشته

به راستی یک عنصری که ترک دنیاکرده وپا دراحکام وشرعیات قرانی گذاشته ودرموازات اداب پیامبران گام نهاده وحتی یک گام بالاترازهمه انها  زندگی و زدواج  را بر اعضای سازمان حرام کرده است . چرا باید این کشتی به گل بشیند وسکندری خورده ودربدبختی سیاسی وایدئولوژیک خبر مرگش را بدهند؟

مگر مسعودرجوی مدعی این نبود وبارها نمی گفت من صاحب زمان هستم و پیام خدا برمن نازل گشت ؟

راستی چرا خدای این صاحب زمان به یاریش نشتافت ؟

مگر مسعودرجوی که منم صاحب زمانی میزد برهمان خدایی که این مقام رابهش اعطا کرده بود خرده نمیگرفت وبرخلقتش ومرامش ایراد نمیگرفت؟

به راستی چرا خدایش اینطوری با صاحب زمان خودش کرد مگر خدایش بخشنده نبود ؟

به راستی چرا مسعودرجوی که خودراحامی مردمان اعراب وعراق میخواند وانها را برادر خطاب کرد ودست اخر تمامی نیروهایی انقلابی را به کام مرگ برد وتمامی دانشمندان انهارا به اربابان خود فروخت ودست اخر صاحب خانه خودش را ام فروخت ومورد حمایت میلیونها میلیون مردمان اعراب وهزاران متروکیلومترها طوماری دروصف وحال وماندگاری سازمان مسعودرجوی امضا شده بود. چرا همان مردمان عراق دم مسعودرجوی را گرفتن وبا یک تیپای جانانه زدن درکونش وانداختنش بیرون

به راستی کارکرد انهمه خرج وحمایت مردمان عراق این بود؟

به راستی بعدازسرنگونی واشغال عراق به دست اربابان رجوی وانهمه همایش وگردهمایی دردرون اشرف   وپرکردن شکم  شیوخ وان همه حمایت این بود؟

راستی مسعودرجوی چی شد انهمه کهکشان راه شیری ؟

به راستی حمایت انهمه مهاجر فریب خورده ونفراتی که بعنوان یک هموطن ایرانی درروز روزشن دراروپا به خورد ملت دادی چی شد؟

راستی جواب ان پنلها وپول  خرج کردن وخوش رقصیها خانم مریم رجوی این بود؟

مریم رجوی توکه باشهامت کامل اجازه دادی دستهایی انقلاب نکرده تورا نوازش کنند وبخاطر مردم ایران حاضر به هرکاری بودی وحتی انقدر شهامت داشتی تا ازشوهر سابقت جداشده وبا

مسعودرجوی ازدواج کرده وانقدر دراین ایثار وازخودگذشتگی مست بودی که حتی دیگر همرزمان خودت را به طلاق اجباری مجبور کردی،  حالا چی؟

راستی مسعودرجوی انروزی که با صدام نشستی وسیگار برگ کشیدی ودختران ایران زمین را هدیه دادی به اربابت را بیاد داری ویا انهم بازی روزگار ودروغهایی مریخیها بوده؟

راستی مسعودرجوی ارتش ازادیبخش چطور ستون پنجم عراق شد؟ حالا مسعود رجوی کجا هستی مرحوم یا مرده؟

*** 

مرگ مسعود رجویGrand Controversy as MEK can’t prove leader Massoud Rajavi is dead or alive

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgMaryam Rajavi — MEK Propaganda Queen — Advertises Her Services For Iran’s Enemies

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26857

دیروز صدام ، امروز سلمان، فردا زیریک مشت خاک ناقابل

 احسان بیدی، نجات یافتگان در آلبانی، (ایران آزادی، آلبانی)، نوزدهم سپتامبر ۲۰۱۶:… ولی دران شب رویایی ترکی فیصل امده بود که به همگان بگوید من صاحب اول واخر مریم رجوی وسازمان هستم وحتی به ارباب پیشین بگوید که من الانی رییس هستم.ترکی فیصل بخوبی واگاهانه ضربه اول را زد وبانگاهی که هزار وی ک معنا داشت که حتی نفرات حاضر و سیاست مداران حاضر دریک شوک رفتن و ضربه دوم را بازتکرار کرد و …مریم رجوی که رکب … 

مرگ مسعود رجوی
The death of Massoud Rajavi
https://youtu.be/CBJ3XiaQwT4

مریم رجوی به خبر مرگ مسعود رجوی گوش میدهداعلام مرگ مسعود رجوی درست پس از شعارهای مریم عضدانلو و مدعوینش در ستایش رهبرشان

لینک به منبع

دیروز صدام ، امروز سلمان، فردا زیریک مشت خاک ناقابل

احسان بیدی ـ تیرانا ، آلبانیا ـ ۱۸٫۰۹٫۲۰۱۶

نمیدونم این مجموعه حرفهایی که درذهن دارم را چطور میتوانم به زبان ساده بیان کنم روی صحبتم با مریم رجوی یاهمان بانوی ترور است .مریم رجوی که بخوبی نشان داده یک دستنشانده ای بیش نیست.

همه ما که دراشرف بودیم به خوبی یاد داریم که مسعودرجوی با چه ترسی پرده ازاسنادی برمیداشت که زمان شاه به دست نیروهایی ان موقع و روحانیون و حاکمان ایران افتاده بود و این سوال برای ما بود که داستان این همه سراسیمگی و دستپاچگی چه میتونه باشد و بعدها درشب نامه ها و زمزهایی که به گوش میرسید متوجه شدیم که مسعو درجوی رهبر خودش یا همان محمد اقا حنیف نژاد را فروخته وب عد داستان انشعاب به گوش ما رسید و مارکسیست شدن سازمان درپوش اسلامی … این روند چنان مسعود رجوی را عصبانی کرده بود که درصدد ان امد ودست اخر مجبورشده بود که مخالفین را به کام مرگ ببرد .

درست یادم میاد که بعد از اینکه مسعودرجوی مجبورشد سلاحها را تحویل بدهد البته به دستورارباب بزرگ درمحافلهایی روزمره و دست نوشته هایی که درهمه جا بود خبر ازاین داشت که مسعودرجوی یک معامله بزرگ با صاحب خانه داشت و درخاطرات و با هزاری ک زبان وقتی کوک این داستان شدیم متوجه شدیم که اصل مطلب این است که مسعود رجوی علاوه برمعامله بزرگ تعدادی نزدیک به ۴۰ نفرازدختران وزنان را دران روزگار به صاحب خانه خود تقدیم کرده و رسما ارتش را به صاحب خانه فروخته و جز ارتش پنجم شده که بزرگترین خیانت را به همرزمان خودش کرده وا نجاییکه صاحب خانه ازماهیت رجوی به خوبی باخبر بود ومیدانست که مسعودرجوی یک مهره ای بیش نیست که بعنوان نیروی انقلابی هدفش این است که نفرات را ردیابی واینکه درعراق ومنظقه رخنه کند تا جا پای ارباب خودش را سفت ومحکم کند وهمین هم شد.

مسعود رجوی از انجاییکه بخوبی نشان داده در زندانهای زمان شاه یک چک هم نخورده والنهایه با دست خط خودش محمد اقا را فروخت که برای عمر نکبت بار خودش چند صباحی زمان بخرد وبعدها بخوبی نشان داده که نه اینکه یک فرمانده ورهبری نیست که بشود روی ان حساب بازکرد بلکه ازهمان زندان خودش را به ساواک فروخته وبه بعد انهم یک مهره ای بیش بود برای ارباب خودش.

بعدازفرار خفت بار مسعود رجوی و البته به کشتن دادن موسی خیابانی و اشرف وبه دام انداختن دیگر یارانش به زندان و با فرار تاریخی خودش ازمهلکه مسعودرجوی پناه برد به فرانسه و باز شما بهترازمن میدانید که شرایط انموقع طوری شده بود که مسعودرجوی را ازفرانسه اخراج کرده وبازازانجاییکه هیچ پرنسیوی برای خودش نداشت به عراق عزیمت کرده والبته برای استارت زدن امپراطوی که به سرداشت … مسعودرجوی ازهمان روزهایی اول سعی کرد با خوش رقصی وخفت وخواری که فقط وفقط ازعهده خودمسعودرجوی برمیامد برای صاحب خانه جدید خودش میمون وار بازی دربیاورد که شاید صاحب خانه جدید این مزدور را جان پناه بدهد … مسعودرجوی ازانجاییکه هیچی برایش مهم نبودونیست جزجان کثیفش وازانجاییکه هیج حد ومرزی وپرنسیوی برای خودش وسازمانی که به ناحق دزدیده بود قائل نبود ازهمان روزهایی نخست شروع کرد به فروختن اسناد ومدارک وحتی پا را فراترگذاشت وارتش پنجم شد وبعدها درکشتار مردم کرد وحتی سلاح به دست گرفت وجان سربازان را گرفت وبدترازان خیانت درغالب انقلابگری به کشوری چون ایران کرد.

مسعودرجوی انچه که برایش درزندانها زمان شاه برایش اتفاق افتاده بود وبنا برگزارشان وحرفهایی مستند وعملکرد وبازتاب عملکرد خود رجوی درتعادل روحی وروانی نبوده وچه بسا شبها کابوسهایی میدید وازدردی صحبت میکرد که داستان همان ماچ داده وپیاز خورده شده میباشد.

یکی ازکارهایی که اربابان رجوی ازاوخواسته بودن شناسایی نفرات انقلابی عراقی ومنظقه ورخنه کردن درمناسبات انها وارتباط بانفرات مخالف صاحب خانه وسرنگونی صاحب خانه بود که درسالیان بعد به خوبی این بارز شده بود ولی ازانجاییکه با توجه به شرایط جنگ ومنطقه صاحب خانه نیازبه یک اهرم فشارداشت چه میمونی بهتر ازمسعودرجوی

سالیان پشت سرهم میامد ومیرفت وجنایت ودست اموزبودن رجوی برای نفرات چه درداخل وبیرون بارز ترمیشد تا جاییکه نیروهایی امریکایی امدن والبته شما بهترازمن نقش مسعودرجوی را درسرنگونی صاحب خانه بهتر میدانید وحتی گم وگور شدن نفرا ت و دانشمدان عراقی.

انهاییکه بامن ان سالها دراشرف بودن منظورم بعدازسرنگونی صاحب خانه قبلی بخوبی بیاد دارند که نفراتی بودن به اشرف میامدن که به دستور اربابان رجوی دراشرف جان میدادن ویا بعد گم وگور میشدن چه پارلمانترها کردی واعرب وتعداد انها ام کم نبود وحتی شما بازبهترازمن میدانید که رجوی چه نقشی دربرملا کردن جان پناه صاحب خانه داشت و چطوری ان را لو داده بود.

رجوی از انجاییکه بخوبی توانسته بود رهبرخودش را به کام مرگ بدهد و دیگر سران و مخالفین خودش را دگر بار به کام مرگ بردن و دادن صاحب خانه قبلی برایش کاری نداشت و یک شغلی شده بود برای مسعودرجوی.

با امدن نیروهایی امریکایی درعراق و اشرف و با عریان شدن مناسبات و سران سازمان بانفرات امریکایی وبرملاشدن مناسبات وخوش رقصیها انچه که باید این پازل را تکمیل میکرد انجام شد وسوال بی پاسخ جواب داده شده بودکه ارباب بزرگ رجوی کیست وبحق مسعودرجوی ازعهده ان برامد.

سیرحوادث چنان عریان بود و برضد رجوی روبه جلوبود که پرده ازماهیت رجوی درکشورهایی عربی وحتی اروپا برداشت وهمان ماموریت اولیه یعنی جا پا برای اربابان خودش درمنطقه باز کند برای رهبران اروپایی و عربی عریان شد و دست اخر معلوم شد که رجوی ماموریت اولش چه بوده .

مجموعه افشا گرییهایی که ازجانب جداشده ها میشد و حتی افشاگریهایی که ازطرف سران دولتهایی مختلف میشد پرده ازماهیت رجوی برداشت و حتی کارشکنیها و تجاوز هواداران و دست اخر رفتند توی لیست سیاه.

ارباب رجوی بخوبی میدانست که دیگر بار نمیتواند با مزدور خودش بازی کند و همین شد که رجوی مبدل شد به عامل چند ملیتی که مورد بازی دیگر کشورها قرار گرفته بود که حتی ابزاری شده بود که به ارباب رجوی فشار میاوردن وبرضد خودش داشت مبدل میشد و کارکرد قبلی را نداشت هیچ داشت عاملی میشد تا پای ارباب ازمنظقه واروپا برچیده بشود.

این بازی پشت پرده به جایی رسید که ارباب رجوی مجبور شده بود که این ملیجک خودش را تف کند بیرون.

درست سه ماه قبل از به سرانجام رسیدن برجام مریم رجوی که بخوبی دیده بود بهترین فرصت است که از شرمسعود رجوی خلاص شود وسکان وامپراطوری را به سود خودش تمام کند اقدامات اولیه را انجام داد و انهم دراوورسورواز بود و بابروی کار اوردن اهر و نفرات مطمئن خودش دست به یک کودتا زد و حتی دراشرف ولیبرتی نفرات مطمئن خودش را سازماندهی کرد و تا وقت داشت نفرات خودش را از عراق کشید بیرون و به فرانسه اورد.

مریم رجوی بعدازشهریور ۹۳ بخوبی میدانست که اگر فرصت را از دست بدهد قافیه را باخته وباید ضربات کاری خودش را بزند وچه فرصتی ازاین بهتر که الانی مسعودرجوی دردستان خودش است وغایب وتوان اشکار شدن را ندارد وبخوبی درک کرده بود که ریل انحلال واضمحلال سازمان پیش رواست وباید به دنبال یک ارباب جدید بگرده

مریم رجوی بخوبی تونست درمثلث لیبرتی _ البانیا _ اوور فرانسه نفرات خودش را مهره چینی کند وتنها کار مانده پیدا کردن یک ارباب بود که زمان مناسب انهم فراهم شده بود یعنی شرایط منظقه ای کشور عرب ونیروی ضد انسانی که دست به کشتار مردم عراق وسوریه میزد که همگی داستانهایی خوش رقصیهایی مریم رجوی را وهمصدا شدن با قاتلان مردم عراق وسوریه را بهتر ازمن میدانید ولی پشت این خوش رقصیها یک چیز نهفته بود وانهم مریم رجوی داشت برای ارباب جدید خودش رقص رهایی میکرد وجلب توجه میکرد که من همان بیوه مورد نظرم والانم مسعودرجوی را دراختیار دارم پس بیا ای ارباب

همه شما ازچرخش مداری مریم رجوی بخوبی باخبرهستید وحتی خرجهایی کلانی ودادن پیامهایی که برای ارباب جدید میکرد

گامهایی غلطی که مریم رجوی برداشت مورد تنفروانزجار افکار عمومی درجهان شده بود که حتی سیاست مداران کثیف ام ازنیت مریم رجوی بیوه با خبر شده بودن وکار به جایی رسید که ارباب جدید خودش را در۱۷ ژوئن رونمایی کرد

مریم رجوی فکر همه چیز را کرده بود الی یک چیز وبخوبی میدانست روزی خواهد رسید که گند کودتایی که کرده بود ومرگ مسعودرجوی یک روز نمایان خواهد شدولی فکر این را نمیکرد که این رکب را ازارباب جدیدش بخورد

اتحادیه اروپا وارباب قبلی درواشنگتن مریم رجوی و مسعودرجوی را بخوبی طرد و تف کرده بودند و بعدازبرجام مشخص وبارز شده بود که روند پیش روانچه هست انحلال واضمحلال است وبس.

ولی دران شب رویایی ترکی فیصل امده بود که به همگان بگوید من صاحب اول واخر مریم رجوی وسازمان هستم وحتی به ارباب پیشین بگوید که من الانی رییس هستم.

ترکی فیصل بخوبی واگاهانه ضربه اول را زد وبانگاهی که هزار وی ک معنا داشت که حتی نفرات حاضر و سیاست مداران حاضر دریک شوک رفتن و ضربه دوم را بازتکرار کرد و …

مریم رجوی که رکب توطئه خودش راخورده بود ودلش قرص بود که ارباب جدید الانی پرده از مرگ مسعود برنمیدارد وهنوز زمان دارد برای ایکه جا پای خودش را سفت کند ولی..

خوب بعدازان شب بخوبی بارزشد که هدف ترکی فیصل چه بود وروی انگشت خودش سران رجوی را به بازی گرفت وبابردن این ملیجک ومزدوران جدیدش دربرنامه هایی که ازقبل خابش رادیده بود انها را به رقصاندن وادارکرده بود نه رقص رهایی بلکه رقصی درلجن زارهایی سیاسی وبی تباتی مریم رجوی.

مریم رجوی که حکایت کای مصل چوب دوسراتش شده بودکه بهش فرورفته بود توان بازگشت به گذشته را نداشت …

ارباب جدید با اعلام خبرمرگ مسعودرجوی درانظار سیاسی بخوبی گفت که جان ومال وسرنوشت شما خانم رجوی الانی دردستان من است وباید ..

مسعودرجوی باد کاشتی وطوفان باید دروکنی

مریم رجوی خفت وخواری کاشتی وباید لجن دروکنی

احسان بیدی_ البانیا

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24766

ایستادگی ما و پاسخی به جیغ های بنفش مسعود رجوی (+ لینک به جیغ بنفش مربوطه) 

 Fugative Massoud Rajavi new websiteاحسان بیدی، سایت نجات یافتگان در آلبانی، بیست و پنجم آوریل ۲۰۱۶:…  مسعودرجوی این را خوب توگوشهایت فروکن .من احسان بیدی هستم و درس ایستادگی و مقاومت را خوب می دانم  واین توهستی که جلوی من به زانو درامدی. من همچنان درالبانیا درتیرانا هستم و برای تحقق حق وحقوق خودم وبرای ارامش روح دوستانم که با دستان تو کشته شده اند و برای انسانیت همچنان هستم ودست اخر روسیاهی برای … 

احسان بیدی سیاوش رستارClinton-Albania deal ensures MEK (Rajavi cult) members stay as terrorists

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیA list of some MEK agents trained by Saddam’s Republican Guard now operating in Tirana (In Persian)

لینک به منبع

ایستادگی ما و  پاسخی به جیغ های بنفش مسعودرجوی

احسان بیدی ـ تیرانا ، آلبانیا

۲۵٫۰۴٫۲۰۱۶

حتما به خوبی میدانید که از اول ماه اوریل من ودیگر دوستان جداشده در آلبانی در تحصنی هستیم ، انهم به خاطر اعتراض به قطع کردن مزایای ما توسط بزرگترین حامی ما یعنی کمیساریای عالی پناهندگان.

و باز شما به خوبی حتما با خبر شدید که مسعودرجوی این زن دزد و وطن فروش مرزهای حیوانی خودش را درنوردید و بارها برعلیه ما جداشده ها موضع گیری و حتی تهدید به مرگ کرد. اما چند روز پیش مسعودرجوی باز هار شده واین دفعه هنر بخرج  داده و برعلیه من وخانواده ام اراجیفی را در سایت‌های اینترنتی فرقه بافته که لایق خودش است.

سایت رسمی مزدور فراری مسعود رجویی

لینک به “جیغ بنفش” اخیر مزدور فراری مسعود رجوی در سایت رسمی “سازمان مجاهدین خلق ایران؟!!”

براستی سوال اینجاست که چرا مسعودرجوی افسارگسیخته وهارشده است؟

نیاز به شرح ماجرا نیست وشما بخوبی درجریان خبرها هستید که اربابان مسعودرجوی توسط نفرات فاسد درکمیساریا ونفرات فاسد دولتی یک طرحی را به اجرا دراورده بودند که زندگی رابرای ما جداشده ها درالبانیا سخت بکنند وحتی نفراتی که ازکمیساریا پول دریافت میکردند را به سمت خودویا به سمت ایران بکشند…

نفرات فاسدی درکمییساریای عالی پناهندگان که معرف حضور شما هستند که قبل ازپایان سال ۲۰۱۵ رسما به ما اعلام کردند ازاول سال ۲۰۱۶ و پایان ماه مارس هیچ پولی به ما جداشده تعلق نمیگیرد و باید مسایل مالی را خودمان حل وفصل کنیم ووقتی ازاقای نیکولا سوال میشد درجواب میگفت این ادرس وشماره تلفن سفارت ایران درالبانیا وادامه میداد یا بروید ایران ویا بروید ازسازمان پول دریافت کیند وبودن نفراتی که خواستن به عراق برگردند که این اقا جوابی جز این دورراه حل جلوی پای انها نمیگذاشت.

(من ویدیویی دراین زمینه ارائه دادم )

https://www.youtube.com/watch?v=1aLz4gIK0R8

ناگفته نماند که تعداد نفراتی که ازسازمان جداشده وتن به خفت خواری مسعودرجوی نداده روزافزون زیاد شده وبه سمت کمیساریا پناه می اوردند واین مسئله پایه های تشکیلاتی پوسیده مسعودرجوی را به لرزده دراورده بود واین مسله باعث شده بود که روزانه نفراتی که به کمیساریا پناه می اوردند را تهدید ویا اخلال درمسایل حقوقی انها بکند.
مسعودرجوی یک پیام داخلی داده بود وازانها خواسته بود که نگذارند کسی به سمت کمیساریا پناهنده بشود وبا اخلال درمسایل حقوقی ویا دادن رشوه وخرید سعی دراین داشته باشند که همچنان نفرات دردرون تشکیلات ویا همچنان هواداران باشند ولی کسی تن به خواسته ان دیو زمانه ندادند.

مسعود رجوی حتی جلوی نفراتی که به تازگی ازسازمان جدامیشدند بدون انکه انها خبر داشته باشند یک فرمی را جلوی نفرات میگذاشت که من تعهد اخلاقی میدهم که وقتی ازسازمان جداشدم همچنان هوادار وتمام مسایل حقوقی ومالی من را سازمان حل کند ووقتی نفرات ازاین فرصت استفاده کرده وبه سمت کمیساریا میرفتند اقای نیکولا درخواست انها را قبول نکرده وفرم امضاشده نفرات را جلوی نفرات گذاشته وبه انها میگفت که شماها به سازمان تعهد دادید وما کاری نمیتوانیم بکینم. این مسله کتبا به مسولین مربوطه درالبانیا ومسولین کمیساریا داده شده ولی همان نفرات فاسد ترتیب اثری نداده اند وهمچنان درسکوت مرگ باری هستند .

سواستفاده مسعودرجوی ازاین خیانت کمیساریا……..

مسعودرجوی وقتی دید که کمیساریا حمایتش را ازماها برداشته وارد عمل شده وبه فرماندهان خودش دستور داده که هزینه مالی که به جداشده های تحت حمایت خودش بودن را نصف کرده وهرکسی باانها مخالفت کرد به انها بگوید کمک میکنیم بروید اروپا ویا برید ایران والانی ام کمیساریا پول نمیدهد وتنها ناجی ما شما ها هستیم و مبلغی که معادل ۴۰۰ دلار را تبدیل به نزدیک به ۳۷۰ دلار کرد و علاوه بر ان تعدی که به کمیساریا داده بود تا هزینه درمان ام به این پول اضافه کند انهم دریغ کرد وروی نفراتی که به تازگی بیرون می امدند نهایت فشار اقتصادی را گذاشته بود وبرای به مزدوری کشیدن این نفرات انها را مجبورمیکرد که روزانه برعلیه دیگر دوستانشان مطلب وطومار امضا کنند ویا تن به خواسته های مسعودرجوی داده برای انها خوش خدمتی و توئیت کنند..

نفراتی که تحت حمایت کمیساریا بودن وقتی دیدند که اقای نیکولا وژنو هیچ پاسخی به خواسته های انها نمیدهد واربابان ونفرات فاسد دولتی به حمایت ویاری ما نیامدن اینجا بود که مسعودرجوی به صحنه امد وبا نفرات جداشده تماس تلفنی و با وعده و وعید انها را به سمت خود کشاند و باز جان این نفرات را دردست گرفت که درتوطئه های بعدی انها را سربه نیست کند..

شکست یک توطئه و یاوه گویهایی مسعودرجوی و گاز گرفتن پاچه من..

من ازاول ماه اوریل سال ۲۰۱۶ به تحصن خودم درجلوی دفتر کمیساریا شروع کردم و این مسله مسعودرجوی را هار کرده بود چون فکر این را نمیکرد که کسی برای بدست اوردن حق وحقوقش پا به میدان بگذارد وبا نقشه های کثیف خودش تمامی نفرات تحت حمایت کمیساریا را خریده بود وحتی پا فراتر گذاشته بود ونفری که در کمپ کشور البانیا بود با تهدید وفشار وحتی با حمایت نفرات فاسد دولتی کاری کرد که این نفرازکمپ خارج بشود وبه زوراین کارار کرد درصورتی که خانم المان مسول کمپ ونفرات کمیساریا ودولت اینجا سکوت اختیار کردند.

حمایت  خانواده ها و نامه نگاری ازچهارگوشه جهان به ژنو ودفاتر کمیساریا و شکل گیری این کمپین خواب را ازچشمان مسعودرجوی این دزد نوامیس و خائن وطن فروش زدوده بود و برملا شدن دست او وارابابان مسعودرجوی ونفرات فاسد دردستگاه دولتی و حتی کمیساریا باعث شد تا مسعودرجوی هار شود ووارد صحنه شده…

مسعودرجوی ازانجاییکه گذشته درخشانی درخیانت کردن به رهبران خود وحتی به یاران وهمسران همقطاران خودش وحتی گذشته بسیار روشن دروطن فروشی دارد وازانجاییکه که تنها سابقه مبارزاتی مسعودرجوی هم بستر شدن با زنهای یارانش درحرمسرای خودش داشته ومعنای ایستادگی وانقلابی را از بر نیست وازانجاییکه اربابان مسعودرجوی برای او دیکته میکردند مسایل را واو یک ملیجکی بیش نبوده …

درتوان ذهن مغز فندوقیش نمی گنجید کا هستن احسان بیدی هایی که برای تحقق وحق وحقوق خود تن به خواستهای این دیو و کوتوله زمانه نمیدهند وبرای حق خودشان دست به تحصن میزند

مسعودرجوی درخواب خودش نمیدید که موج اعتراضات به این دسیسه کثیف کمیساریا روزافزون زیاد شده وهرچه جلوتر میره ابعاد این توطئه برملا میشود ودست اخر طناب داری برای خودش میشود.

مسعودرجوی و نفرات فاسد دولتی و کمیساریا بارها تلاش کردن که سنگ اندازی درتحصن من انجام بدهند که خوشبختانه عدالت به نفع من بود وحتی پلیس ونفراتی متاثر ازاین خیانت بودن ووقتی شرح میدادم همه مردم البانیا ونفراتی که ازمن سوال میکردن باعث وبانی این خیانت را مسعودرجوی دیدند.

الانی نزدیک به ۲۰ روزاست که ازتحصن من درجلوی دفتر کمیساریا درتیرانا درالبانیا میگذرد وحمایتهای بین المللی بیشتر و نگرانی خانوادها فزون ترمیشود و نگران حال فردای عزیزان خودشان هستند که برزگترین حامی انها یعنی کمیساریا چطور تن به این خفت داده اینجا بود که مسعودرجوی باز به میدان امد و همان اراجیف گذشته را بیان کرد و غافل ازان است که

عدو شود سبب خیر

اری به خوبی خانواده ها و دیگر جداشدها درچهار گوشه جهان به خوبی به اثبات رساندند که با ایستادگی و گفتن حقایق میشود حق را گرفت و با گذر زمان پرده از ابروی نداشته این وطن فروش و زن دزد مسعودرجوی پرده برداشتند.

مسعورجوی که تاب وتحمل این را ندارد که حتی یک جداشده دست به قلم بشود وازدردهای خودش درفرقه تروریستی اوبزند .

مسعودرجوی تاب وتحمل این را ندارد که بشنود کسی به او گفته که مسبب تمامی این روسیاهیها شخص اول خودش است.

مسعودرجوی نمیخواهدباورکند اینجا البانیا است و عدالت همچنان پابرجاست.

مسعودرجوی نمیخواهد باورکند که مردم البانیا اورا یک تروریست میشناسند و هیچ جایگاهی ندارد.

مسعودرجوی نمیخواهد باورکند که در۸ مارس گذشته مردم ونمایندهای مردمی تودهنی به رئیس جمهور مادام العمر خیالی اوزدند وحتی اجازه کنفرانس به اوندادند.

مسعودرجوی نمیخواهد باورکند که وجدان ادمها خریدنی نیست و برای عدالت باید جنگید

سخنی با کوتوله زمانه دیکتاتور فراری مسعودرجوی شمع دزد ودزد نوامیس یارانش

مسعودرجوی وقتی امثال من به گذشته خودمان نگاه میکنیم ازایثار وایستادگی و جان فشانی خودمان هزاران سال نوری بحث داریم که انجام بدهیم ووجدان ما پیش درگاه الهی روسفید است

مسعودرجوی ولی وقتی تو به گذشته خودت نگاه میکنی تنها چیزی که نمایان وعریان نیست یک عمل انسانی وانقلابی است

مسعود رجوی این را خوب توگوشهایت فروکن .

من احسان بیدی هستم و درس ایستادگی و مقاومت را خوب می دانم  واین توهستی که جلوی من به زانو درامدی.

من همچنان درالبانیا درتیرانا هستم و برای تحقق حق وحقوق خودم وبرای ارامش روح دوستانم که با دستان تو کشته شده اند و برای انسانیت همچنان هستم ودست اخر روسیاهی برای تواست

مسعودرجوی اربابان تو نقاب ازچهره برداشتند وعریان ثابت کردند که تورا بوجود اورده اند وتنها ماموریت تواین بود که ایران را به تثبیت برسانی و کارتو تمام شد.

مسعودرجوی … اربابان تو هم را خوب می شناسند و زمانش نزدیک است که تو راهم مثل دستمال استفاده شده به کناری پرتاپ کنند  و به زباله دان تاریخ بپیوندی وما زنده هستیم وان روزچه زیبا خواهد بود.

احسان بیدی
البانیا _ تیرانا

*** 

نگاهی به نسل دوم مجاهدین

 مجاهدین خلق تیرانامحمد ب، وبلاگ باند رجوی، سوم ژوئیه ۲۰۱۶:…  نگاهی به افرادی که تحت عنوان «ملیشیا» در تشکیلات عراق شناخته میشدند اگر بیندازیم می بینیم که تمامی آنها که به آلبانی منتقل شدند یکی پس از دیگری از تشکیلات جدا شده و اکنون به زندگی و تحصیلات خود می پردازند. در صفحات فیس بوک و فعال
 
 
 Mojahedin Khalq Rajavi cult Tirani camp 1محمد رزاقی، وبلاگ رزاقی، بیست و چهارم ژوئن ۲۰۱۶:… این ساختمان در نگاه اول شاید فکرکنید یک خوابگاه دانشجوئی دخترانه در کشورهای اسلامی که مسئولینش مجبور شده اند برای حفظ شئونات اسلامی درب وپنجره های ان را بپوشانند ! اشتباه نکنید اینجا ساختمان وابسته به ناسا هم نیست .
 
 
 ایران قلم، شانزدهم ژوئن ۲۰۱۶:… تقریبا میتونم بگم هفت الی هشت ما ه قبلش مسجل شده بودکه اشرف را باید ترک بکنیم ولی سازمان تصمیم خود را نمی گفت. نشستهای متعددی می گذاشتند و نشست های توجیهی با ویدئو کال کنفرانس خودمسعودرجوی گذاشت ، مریم رجوی گذاشت ، بعد مسئولین دیگه گذاشتند ، می امدند کلاس های خاصی می گذاشتند،