17 ژوئن 2003 ـ یک روز تاریخی در مبارزه علیه تروریسم و فرقه گرایی

17 ژوئن 2003 ـ یک روز تاریخی در مبارزه علیه تروریسم و فرقه گرایی

محمد حسین سبحانی، ایران قلم، چهاردهم ژوئن 2016:… هم اکنون 13 سال از 17 ژوئن 2003 گذشته است و همچنان پرونده مسعود رجوی و مریم رجوی و تعدادی از اعضای ارشد مجاهدین نزد افکار عمومی و مردم فرانسه باز می باشد. آیا فرانسه توانسته است از موقعیت و سابقه تاریخی خود علیه دیکتاتوری ، تروریسم و فرقه گرایی دفاع کند؟ آیا دولت فرانسه با شرایطی که قلعه اووروسورواز به عنوان یک دژ نظامی و یک سمبل … 

وظیفه بررسی نقض حقوق بشر در فرقه های تروریستی با کیست؟

پاسخ محمد حسین سبحانی به تهدیدات خشونت طلبانه مسعود رجوی در نوار صوتی ۱۱ آبان

لینک به منبع

17 ژوئن 2003 ـ یک روز تاریخی در مبارزه علیه تروریسم و فرقه گرایی
محمد حسین سبحانی

سیزده سال قبل یک روز تاریخی در مبارزه علیه فرقه های تروریستی رقم خورد و پلیس و نیروهای امنیتی و ضد تروریستی دولت فرانسه در ساعت 6 بامداد 17 ژوئن 2003 در یک در یک اقدام هماهنگ 13 مرکز مجاهدین را در شهرک اوور سور واز و اطراف آن در پاریس را مورد بازرسی قرار دادند و مریم رجوی و 164 تن از اعضای ارشد مجاهدین خلق را بازداشت کردند. پلیس فرانسه به نقل از دادگستری پاریس اتهامات رهبران سازمان مجاهدین خلق را پول شویی ، تروریسم و جعل اسناد و ورود غیرقانونی به کشور فرانسه اعلام کرد. در این بازرسی ها نزدیک به 10 میلیون دلار پول نقد و مدارک بسیاری در این ارتباط از اتاق مریم رجوی کشف شد. البته آنچه که این روز را تاریخی می کند، نه بخاطر اهمیت سازمان مجاهدین خلق است و نه بخاطر اهمیت دستگیری مریم رجوی ، بلکه از این جهت این روز تاریخی است که چشم و گوش مردم جهان با پدیده فرقه گرایی و تروریسم بیش از گذشته آشنا شد. برای مردم ایران و جهان، بویژه مردم فرانسه روشن شد که چگونه و با چه مکانیزمی رهبران فرقه ها می توانند از اعضای فرقه مشعل هایی بسازند تا خود را مدتی بیشتر گرم نگه دارد. رهبری فرقه مجاهدین در 17 ژوئن 2003 خواست با برافروختن این مشعل های انسانی به جهان و دولت فرانسه نفوذ فرقه گرایانه خود را بر روی اعضا نشان دهد، نفوذی که می تواند اعضای فرقه را بجای مشعل انسانی شدن، بمب متحرک هم کند.

 maryam rajavi-17 Juni 2003سازمان مجاهدین خلق اقدام پلیس و مقامات ارشد قضایی فرانسه را کودتا !! علیه مقاومت !! و رئیس جمهور برگزیده آن مریم رجوی نامید . اما از سوی دیگر اعضای جداشده از مجاهدین خلق که تعدادی از آنها چند ماه قبل از سرنگونی صدام حسین و در سال 2002 از زندان های انفرادی مسعود رجوی در اشرف و زندان ابوغریب صدام حسین رهایی پیدا کرده بودند، اقدام دولت فرانسه را دیرهنگام و ناکافی در مبارزه علیه تروریسم و فرقه گرایی ارزیابی کردند. سازمان مجاهدین خلق یکی از دلایل دستگیری مریم رجوی و 164 تن از اعضای ارشد مجاهدین خلق در 17 ژوئن 2003 را اینگونه تعریف می کند:

” جلسه پاریس زمینه ساز حمله 18 آوریل 2003: وزارت اطلاعات 34 نفر از عوامل خود را در جلسه‌یی با عنوان سمینار جداشدگان مجاهدین در کلوپ مطبوعاتی فرانسه در پاریس گردهم آورد. این سمینار که با عنوان« بدنه بی گناه و سران مقصرند» برگزار شد، با هدف حمله به تشکیلات و رهبری مقاومت ایران برنامه ریزی شده بود. ” به نقل ا ز سایت همسبگی ملی ارگان اینترنتی مجاهدین خلق

لینک به مطلب در ارگان اینترنتی مجاهدین خلق

علاوه بر این مسعود رجوی ، محمد سید المحدثین را به صحنه فرستاد و در یک مصاحبه مطبوعاتی اعلام کرد که:

” محمد محدثین مسئول کمیسیون خارجه شورای ملی مقاومت: بنا به گزارشهایی که از داخل کشور به دست ما رسیده، در سال 2004 شماری از مأموران وزارت اطلاعات که خودشان را اعضای سابق سازمان مجاهدین معرفی می‌کنند، تحت عنوان شاهد بارها به ‌طور رسمی و غیر رسمی مورد استماع ( دادگستری پایس ) قرار گرفته‌اند. دعاوی جدید مطرح‌شده در پرونده به طور بیمارگونه‌یی متکی به شهادت 7 عضو شناخته شده وزارت اطلاعات است. این گزارش به‌لحاظ تکنیکی با یک جزوه تبلیغی وزارت اطلاعات که توسط سفارتهای رژیم ایران در کشورهای مختلف توزیع می‌شود، برابری می‌کند. این 7 نفر عبارتند از: کریم حقی، مسعود خدابنده، محمدحسین سبحانی، ادهم طیبی، علیرضا میر‌عسکری، محمد حسین مشعوفی و آن سینگلتون.” به نقل ا ز سایت همسبگی ملی ارگان اینترنتی مجاهدین خلق

اما این شاهدان که از اعضای ارشد سابق مجاهدین خلق بوده اند، مگر چه می توانسته اند، بگویند که منجر به دستگیری مریم رجوی و 164 تن از اعضا و مسئولین ارشد مجاهدین خلق شود. سازمان مجاهدین جرم اعضای جداشده که در دادگستری پاریس و مقامات قانونی دولت فرانسه شهادت داده اند، اینگونه عنوان می کند:

” از این افراد چند تن سخنرانی کردند و یک ردیف اتهامها را علیه مقاومت ایران عنوان نمودند، از جمله:
– مجاهدین از صدام حسین پول دریافت کرده‌اند و تحت حمایت مالی کامل دولت عراق قرار داشته‌اند.
– سازمان مجاهدین بخشی از بدنه امنیتی و نظامی و اطلاعاتی رژیم صدام حسین بوده است.
– مردم عراق خاطره بدی از مجاهدین دارند و به محاصره مجاهدین در عراق پرداخته‌اند.
– مجاهدین مبانی حقوق بشر را نقض کرده‌اند/ خانواده‌ها را از هم‌پاشانده‌اند/ به طلاقهای اجباری دست زده‌اند/به نشستهای تفتیش عقاید موسوم به عملیات جاری و غسل هفتگی دست زده‌اند/
– مجاهدین حق ازدواج و طلاق آزادانه از افراد را سلب کرده و احترام به حریم خصوصی افراد و …نقض کرده‌اند.
– مجاهدین در خاک عراق زندان و شکنجه برپا کرده‌اند و به، قتل افراد ناراضی خود در زیر شکنجه دست زده‌اند. “

به نقل ا ز سایت همسبگی ملی ارگان اینترنتی مجاهدین خلق

اما واقعیت همه این ماجرا نیست که مسعود رجوی در رسانه های اینترنتی منتشر کرده است، البته که شهادت اعضای سابق مجاهدین خلق به شناخت دقیق تر این فرقه نزد مقامات قانونی فرانسه کمک کرد، ولی آنچه دولت فرانسه را مجبور به اقدام قانونی علیه فرقه تروریستی مجاهدین خلق کرد ، بیش از دو دهه اقدامات غیرقانونی انها در فرانسه بوده است. در هر صورت این پرسش را مقامات امنیتی فرانسه باید به رهبران سیاسی خود توضیح می داند که چگونه مریم رجوی و بیش از 200 تن از اعضای ارشد مجاهدین خلق در حالیکه هفته قبل در بغداد بوده اند، در آستانه سرنگونی صدام حسین از عراق فرار کرده و بطور غیر قانونی وارد فرانسه شده اند. و یا این پرسش که چگونه مریم رجوی توانسته بود 10 میلیون دلار پول نقد را با خود و یا یه وسیله 164 متهم دیگر منتقل و در اتاق خود در اوورسورواز فرانسه مخفی کند؟

تامل و تعمق به پیدا کردن پاسخ دو پرسش بالا هر نهاد ، ارگان و دولتی را متقاعد می کرد که اقدامات غیرقانونی صورت گرفته توسط مجاهدین خلق نشان از توان و پتانسیل بالای یک فرقه تروریستی در رسیدن به اهداف خود می باشد. اتفاقا به دلیل اهمیت و گستردگی این اقدامات مافیایی و تروریستی مجاهدین خلق بود که سرانجام دولت فرانسه سکوت ومماشات را جایز ندانست و قانع شد که باید از یک سو بین احترام به پرنسیب های بین المللی خود در حمایت از کسانی که به دروغ خود را یک سازمان مردمی ! و استقلال طلبانه ! و به شکلی ” پناهنده سیاسی ” تعریف می کنند، و از سوی دیگر مبارزه علیه تروریسم و فرقه گرایی ایدئولوژیک و اقدامات مافیایی یکی را انتخاب کند و دولت فرانسه و دادگستری این کشور دومی را برگزیدند و اقدام به دستگیری رهبران ارشد مجاهدین خلق کند تا اتفاقا راه برای خدشه دار شدن سابقه دولت فرانسه در حمایت از جنبش های استقلال طلبانه و آزادیخواهانه بسته شود. در همین ارتباط “پیر دو بوسکه“، رئیس سازمان ضد جاسوسی فرانسه طی یک مصاحبه مطبوعاتی در پاریس در تاریخ هیجدهم ژوئن 2003 اعلام کرد که:

“اینها برای کشور و شهروندان ما تهدیدی بودند و کاملاً زمان آن رسیده بود که وارد عمل شویم.

 khodsoozi9اما مسعود رجوی بعد از دستگیری مریم رجوی و 164 تن از مسئولین و اعضای ارشد کلیدی مجاهدین خلق چه کرد؟ او طبق یک دستور عقیدتی ، تشکیلاتی به ده ها تن از اعضای مغزشویی شده خود که از قبل پیش بینی لازم را برای انتخاب انها کرده بود ، دستو داد که اقدام به خودسوزی در خیابان های پاریس و سایر کشورهای اروپایی کند.

دست به خودسوزی زدند تا با شانتاژ ، رهبری فرقه آزاد گردد. در میان افرادی که دست به خودسوزی زدند نام های محمد ثانی، مرضیه باباخانی ، محمد وثوق ایمانی، هادی محتشم و صدیقه مجاوری از اعضای شورای مرکزی سازمان مجاهدین خلق و چندین عضو مجاهدین از جمله نداحسنی ، مصطفی محمدی ، علی قاسمی ، حمید عرفا و حشمت زندی و چند نفر دیگر دیده می شود. قرار بوده است که علیرضا جعفرزاده عضو شورای مرکزی مجاهدین خلق که نمایندگی سازمان مجاهدین خلق در آمریکا را بر عهده داشته است ،نیز خودسوزی کند که به دستور مسعود رجوی به خاطر موقعیت وی نزدلابی های آمریکایی مجاهدین این موضوع منتفی می شود.

 Khodsoozi 3متاسفانه در این اقدامات فرقه گرایانه و تروریستی صدیقه مجاوری که از آلمان برای این کار به فرانسه برده شده بود به همراه نداحسنی در آتش جهل و فرقه گرایی سوختند و متاسفانه جان سپردند. مسعود رجوی انها را سوزاند تا با شانتاژ مریم رجوی را آزاد کند که متاسفانه در این راه تا کنون موفق شده است.

هم اکنون 13 سال از 17 ژوئن 2003 گذشته است و همچنان پرونده مسعود رجوی و مریم رجوی و تعدادی از اعضای ارشد مجاهدین نزد افکار عمومی و مردم فرانسه باز می باشد. آیا فرانسه توانسته است از موقعیت و سابقه تاریخی خود علیه دیکتاتوری ، تروریسم و فرقه گرایی دفاع کند؟ آیا دولت فرانسه با شرایطی که قلعه اووروسورواز به عنوان یک دژ نظامی و یک سمبل برای مبارزه خشونت طلبانه و تروریستی پیدا کرده ، سر تسلیم در مقابل تروریسم، خشونت و فرقه گرایی فرود خواهد آورد؟ امیدوارم در آینده چنین نشود.

khodsoozi4

jafarzade- khodsouzi -sanad-23

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24413

نجات یافتگان در آلبانی را دریابید. “سر” فرقه مجاهدین در آلبانی است

محمد حسین سبحانی، ایران قلم، اول آوریل ۲۰۱۶:… به نظر نگارنده این امر ، یعنی دخالت در امور سیاسی آلبانی ، هم اکنون محقق شده است و فرقه مجاهدین به کمک پشتوانه مالی فراوان، خود را وارد بازی‌های سیاسی و دسته بندی های مافیایی در درون ساختار سیاسی کشور آلبانی کرده است . دیر یا زود فرقه مجاهدین همین کاری که در عراق می‌کرده و با خرید افراد، نمایندگان و مقام های دون پایه و بلند پایه و سازماندهی بقایای … 

احسان بیدی تیرانا سازمان مللتحصن اعتراضی آقای احسان بیدی در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تیرانا (آلبانی)

مصاحبه احسان بیدی با نشریه دیتا در تیرانامتن ترجمه مصاحبه آقای احسان بیدی با روزنامه دیتا در آلبانی

لینک به منبع

نجات یافتگان در آلبانی را دریابید

با این شرایط ، “سر” فرقه مجاهدین در آلبانی است ؛ و نه در پاریس ، کلن یا لندن

حدود یکسال و نیم قبل سایت نجات یافتگان در آلبانی شعار بالای صفحه اینترنتی خود را به متن زیر اختصاص داده بود:

اجازه ندهید در آلبانی قلعه اشرف ساخته شود

http://www.iran-azadi-albania.com/

اما متأسفانه به دلیل مماشات کمیساریای عالی پناهندگان با فرقه مجاهدین و به شکلی باج دادن به رهبری این فرقه برای ترک لیبرتی و خروج از عراق از یک سو، و از سوی دیگر توانمندی مالی و تشکیلاتی فرقه مجاهدین برای بازسازی خود عملاً در آلبانی در حال پیشبرد این خط می‌باشد تا ظرف فرقه گرایانه جدیدی، شبیه اشرف، می‌باشد و پیشرفت‌های قابل قبولی نیز در این امر داشته است. در همین راستا، و در گام دیگری کمیساریای عالی پناهندگان در آلبانی در همکاری کامل با فرقه مجاهدین، و در تقابل با حقوق تصریح شده برای پناهندگان، کمک هزینه افراد انتقالی از عراق به آلبانی که از سازمان مجاهدین دوری گزیده اند، قطع کرده است و آقای احسان بیدی یکی از قربانیان نجات یافته از فرقه مجاهدین نیز در اعتراض به این موضوع تحصن و اعتصاب خود را در مقابل کمپ پناهندگی کمیساریای عالی پناهندگان در آلبانی آغاز نموده است. نتیجه و پیام عمل‌کرد کمیساری عالی پناهندگان که متاسفانه فرقه مجاهدین و توان مالی آن در آلبانی این خط را پشتیبانی می کند این است که اگر از این به بعد هر فردی بخواهد از فرقه مجاهدین فاصله بگیرد در محدودیت‌های شدید مالی خواهد بود. برای اطلاع بیشتر می‌توانید به متن نوشته و فیلم گفتگوی آقای احسان بیدی در لینک های زیر مراجعه کنید.

http://www.iran-azadi-albania.com/?p=505

https://www.facebook.com/profile.php?id=100011559121145&fref=nf

به نظر نگارنده مماشات و عدم جدی گرفتن توان و پتانسیل فرقه مجاهدین در بازسازی خود در آینده منجر به این خواهد شد که این فرقه توان خشونت طلبانه و تروریستی خود را بازسازی کند و در این شرایط یک خطر بسیاری جدی برای کشورهای اروپایی ، بویژه کشور آلبانی خواهد بود.

ایران قلم در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۳۹۴ در نامه سرگشاده ای به رئیس جمهور آلبانی که زمزمه شرکت وی در خیمه شب بازی فرقه مجاهدین در ویلپنت پاریس شنیده می شد، نوشت:

” …آیا شما از دخالتهای این سازمان در امور سیاسی عراق از زمان بعد سرنگونی صدام که ریشه اصلی کشته شدن افراد سازمان در کمپ های اشرف و لیبرتی که ناشی از دخالتهای بی جا و تحریک نیروهای عراقی بوده است خبر دارید؟ آیا با رفتن شما به گردهمایی مجاهدین خلق در ویلپنت پاریس خودتان این سازمان فرقه گرا ر وارد دخالت های سیاسی در آلبانی نمی کنید؟ “

نامه سرگشاده کانون ایران قلم به آقای بوجار نیشانی رئیس جمهور آلبانی

به نظر نگارنده این امر ، یعنی دخالت در امور سیاسی آلبانی ، هم اکنون محقق شده است و فرقه مجاهدین به کمک پشتوانه مالی فراوان، خود را وارد بازی‌های سیاسی و دسته بندی های مافیایی در درون ساختار سیاسی کشور آلبانی کرده است . دیر یا زود فرقه مجاهدین همین کاری که در عراق می‌کرده و با خرید افراد، نمایندگان و مقام های دون پایه و بلند پایه و سازماندهی بقایای صدام حسین در ساختار سیاسی این کشور دخالت می کرد، در آلبانی نیز خواهد کرد. در آلبانی نیز گروه های مافیایی کم نیستند و مجاهدین خلق با توجه به تجربه تشکیلاتی و فرقه گرایانه و تروریستی خود می توانند در این وادی با این باند های مافیایی وارد بده و بستان شود. بنابراین دولت آلبانی و سیاستمداران ملی این کشور باید بدانند که تلاش‌های آن‌ها در راستای اصلاح و تقویت نهادهای سیاسی و مدنی این کشور درصورت خوش بینی و دست‌ کم گرفتن تهدیدات ورود مجاهدین خلق از کمپ لیبرتی عراق به این کشور به شدت تضعیف و به یک .بحران امنیتی برای آن کشور تبدیل خواهد شد. مطمئناً اگر شرایط به همین منوال پیش برود، البانی در چند سال آینده وضعیت دولت کنونی عراق را در ارتباط با معضل مجاهدین خلق پیدا خواهد کرد و تروریسم از عراق و خاورمیانه به کشورهای اروپایی سرایت خواهد کرد .

بنابراین دولت آلبانی باید تهدید حضور گسترده، متمرکز و همه مجاهدین در آلبانی را جدی بگیرد و با این امر مخالفت کند . چرا نباید کشورهای دیگر هم در این امر سهیم باشند و باید نیروهای باقی‌مانده مجاهدین خلق در لیبرتی عراق ، در کشورهای مختلف مستقر شوند و تمرکز همه نیروهای مجاهدین خلق در یک کشور، بدون تردید برای آینده امنیتی و سیاسی آن کشور مضر خواهد بود.

اخبار دریافت شده از آلبانی و نجات یافتگان در این کشور حاکیست که سازمان مجاهدین در حال خرید زمین و ملک های مختلف و متمرکز کردن پایگاه های خود در یک منطقه جغرافیایی برای ایجاد ظرف تشکیلاتی لازم و اعمال شیوه‌های کنترل نیرو می باشد. سازمان مجاهدین تجربه این کار را در شهر بغداد در عراق دارد و افرادیکه ر تشکیلات مجاهدین در عراق حضور داشته اند ، می دانند که این سازمان تمام خانه های مسکونی یک خیابان را خرید تا نیروهای خود را در آنجا متمرکز کند و شواهد موجود نشان می دهد که در آلبانی و شهر تیرانا این تجربه را به کار با ابعادی گشترده تر بکار بسته است.

چند روز قبل رادیو دویچه وله در گزارشی اعلام کرد که:

یکی از گزارشگران بخش بالکان دویچه‌وله که در روزهای پایانی ماه مارس ۲۰۱۶ از این اقامتگاه بازدید کرده، می‌گوید این عمارت ب نرده‌ها و در آهنی قطوری محافظت می‌شود. مرد ۵۰ ساله‌ای که خود را به اسم مستعار فرزین بهادر گودرزی معرفی می‌کند گزارشگر دویچه‌وله را به داخل ساختمان و اتاق کوچکی نزدیکی ورودی راهنمایی می‌کند که عکس‌هایی از مریم و مسعود رجوی، رهبران مجاهدین خلق بر دیوار آن نصب شده است. گودرزی خود را رهبر ساکنان ساختمان و فردی معرفی می‌کند که اجازه دارد با خبرنگاران گفت‌و‌گو کند. او حدود ۴ ماه پیش همراه با ۲۰ نفر دیگر از ساکنان سابق کمپ لیبرتی به آلبانی فرستاده شده است. گودرزی می‌گوید نزدیک بیست سال در دو کمپ اشرف و لیبرتی در عراق اقامت داشته و یکی از بازماندگان حملاتی است که سازمان مجاهدین، نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی را عامل آن معرفی می‌کنند. لینک به گزارش دویچه وله

براساس این گزارش قرار است نزدیک به ۳۰۰۰ نفر از نیروهای سازمان مجاهدین در آلبانی مستقر شوند و با این شرایط باید گفت که “سر” فرقه مجاهدین در آلبانی است و نه در پاریس و کلن و لندن.

همکاری مافیای آلبانی و مجاهدین خلق، فرقه رجوی مافیای آلبانی در تدارک همکاری نزدیک تر با باند تروریستی رجوی

Can Albania deradicalise Mojahedin Khalq Rajavi cultآیا آلبانی میتواند به تعهداتش عمل نماید و مانع هجوم تروریست ها به داخل اروپا گردد؟

Sali-berisha Mojahedin Khalq Rajavi cultهشدار سفیر آلبانی در سازمان ملل به دولت این کشور: گروه تروریستی مجاهدین خلق را در آلبانی نپذیرید

زهره قائمی فرمانده ترور صیاد شیرازیAnne Khodabandeh: It would be wrong to ignore the Mojahedin in Albania

What does it mean when we say ISIS operates as a mind control cult?

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=24217

به یاد حلبچه ـ محمد حسین سبحانی

 محمد حسین سبحانی، ایران قلم، شانزدهم مارس ۲۰۱۶:… پس از گذشت سال ها تصاویر تلویزیونی خود گویای عمق این جنایت است. سطح کوچه های خاکی و خانه ها با خاک یکسان شده اند، این شهر دورافتاده و عقب نگاه داشته شده ی کردستان پر از اجساد مردان، زنان و کودکان و احشام و حیوانات است که زخم، خون و علائم انفجار رویشان دیده نمی شود. پوست اجساد بطرز عجیبی بی رنگ است، چشمها باز و خیره و از … 

مجاهدی،ن خلق و قتل عام اکراد عراق به فرمان مستقیم رجوی،حاج مسعود رجوی، نسل کشی کردها هم در راستای سرنگونی آخوندهای دجال بود؟

لینک به منبع

به یاد حلبچه ـ محمد حسین سبحانی

۶ مارس سال ۱۹۸۸ سالگرد کشتار مردم حلبچه توسط صدام حسین دیکتاتور سابق عراق به وحشیانه ترین شکل ممکن می باشد. سایت ایران قلم به مناسبت این روز و سالگرد فاجعه کشتار کردها توسط رژیم صدام حسین دیکتاتور سابق عراق برگ پنجم از ” برگی از تاریخ” را با مقاله ای از محمد حسین سبحانی که حدود ۱۰ سال قبل ، در تاریخ ۱۶٫۰۳٫۲۰۰۶، بمناسبت سالگرد فاجعه حلبچه توسط محمد حسین سبحانی نوشته شده است به همراه گزارش رادیو فردا بازنشر می کند.

http://www.iran-ghalam.de/2Haupt/642.HTM

مجاهدی،ن خلق و قتل عام اکراد عراق به فرمان مستقیم رجوی،

۱۶٫۰۳٫۲۰۰۷

برگی از تاریخ ـ سایت ایران قلم

www.iran-ghalam.de

مقاله محمد حسین سبحانی ـ ۱۷ مارس ۲۰۰۶

به یاد حلبچه

سازمان مجاهدین کتاب بسیار قطوری تحت عنوان تقویم تاریخ به چاپ رسانده است. در این کتاب مهمترین رویدادهای تاریخی ایران و جهان در هر روز، از نگاه مجاهدین نوشته شده است. بعضی بی اهمیت هستند و بعضی با اهمیت، اما من در این کتاب هرچه گشتم، نتوانستم نامی از” حلبچه ” پیدا کنم. چرا؟

مگر حمله شیمیایی رژیم صدام صدام حسین و سایر همکاران رجوی، به حلبچه در کردستان عراق که هزاران نفر ، کودک و پیر و جوان، قتل عام شدند، یک رویداد تاریخی نیست؟ چرا رجوی می خواهد این روز را به فراموشی بسپارد؟ رجوی بخوبی می داند که هر جا نام صدام حسین دیکتاتور سابق عراق بیاید، وی نیز باید به سهم خود پاسخ اعمال این دیکتاتور باشد، چه در سرکوب مردم عراق و چه در سرکوب مردم ایران.

در تاریخ ۱۶ مارس ۱۹۸۸ نیروهای ویژه صدام حسین، تحت فرماندهی“علی حسن المجید” پسر عموی صدام حسین که بعدهه به علی شیمیایی مشهور شد، به شهر کردنشین حلبچه حمله کردند. مردم این شهر به جرم خیزش علیه صدام حسین باید مجازات می شدند، بنابراین ابتدا نیروهای رژیم صدام حسین با آتش گلوله های توپ و خمپاره ساکنین این شهر را مورد تهاجم قرار دادند و سپس با انواع سلاح های شیمیایی به کشتار مردم این شهر پرداختند. تنها پس از گذشت چند ساعت از حملات شیمیایی صدام حسین، هزاران زن و مرد و کودک درحلبچه جان سپردند.

پس از گذشت سال ها تصاویر تلویزیونی خود گویای عمق این جنایت است. سطح کوچه های خاکی و خانه ها با خاک یکسان شده اند، این شهر دورافتاده و عقب نگاه داشته شده ی کردستان پر از اجساد مردان، زنان و کودکان و احشام و حیوانات است که زخم، خون و علائم انفجار رویشان دیده نمی شود. پوست اجساد بطرز عجیبی بی رنگ است، چشمها باز و خیره و از حدقه بیرون زده است،به نظر می رسد که هنگام کارهای روزانه، مرگ مانند صاعقه بر سرشان فرود آمده است. برخی فقط آنقدر توان داشته اند که خود را به آستانه در برسانند. مادران در آخرین لحظه کودکانشان را در آغوش کشیده اند و در صحنه ای دیگرآنجا پیرمردی خود را میان طفل شیرخواره و آنچه که نمی دانست چیست، سپر کرده است.

این جنایت که کودکان در آغوش مادران خود به قتل رسیده اند، دل هر انسانی را به درد می آورد. اما همان موقع نیز در قرارگاه های مجاهدین به جای پخش این تصاویر تلویزیونی، که در شبکه های تلویزیونی سراسر جهان به نمایش در آمده بود، فیلم های ملاقات مسعود رجوی و صدام حسین دیکتاتور عراق نشان داده می شد، و ما در بی خبری برای راهگشایی های!! ایدئولوژیکی و استراتژیکی رجوی دست می زدیم و هورا می کشیدیم.

گزارش رادیو فردا ـ نیما تمدن

در نوزدهمین سالگرد بمباران شیمیایی حلبچه درحالی فرا رسیده که به گفته مردم این شهر، دیگر هیچ اثری از صدام حسین و حکومت او نیست، اما زخم های برجای مانده همچنان ملتهب اند. هر روز ۱۶ مارس سال ۱۹۸۸ چند روز پس از درگیری های سنگین پیشمرگه های کرد با نیروهای ارتش عراق هواپیماهای نظامی بر فراز این شهر کردنشین به پرواز در آمدند و هنگامی که مهمات خود را تخلیه می کردند، دسته دسته شهروندان حلبچه نفس های آخرشان را می کشیدند .

انواع گازهای اعصاب، سارین، خردل و ترکیباتی از سیانور اثرات متفاوتی بر قربانیان می گذاشت: برخی می خندیدند؛ شماری مایعات سبز رنگ استفراغ می کردند و پوست بدن عده ای دیگر ملتهب و متورم می شد تا جان بدهند.

«همچون پرندگان می مردیم …»

عثمان علی غفور که در زمان رویداد کودکی ۱۰ ساله بود، آن روز را این چنین به خاطر می آورد:«من به چشم خودم دیدم که مردم مثل پرندگان جان می دادند. بعضی از مردم به سبب تاثیرات مواد شیمیایی در حال مرگ می خندیدند. وقتی هواپیماها بمب هاشان را می انداختند، ابتدا بوی خوبی به مشام می رسید، اما بعد همه پرنده ها از آسمان به زمین می افتادند و بعد انسان ها روی زمین می افتادند. همه این اتفاق ها تقریبا از ساعت یازده و نیم شروع شد و تا عصر ادامه داشت.»

پس از پایان جنگ ایران و عراق، با توجه به بروز جنگ داخلی میان احزاب کرد عراقی، زمینه ای برای نفوذ و سیطره احزاب اسلامی تندرو در شهر حلبچه فراهم شد.

حتی از سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳، شبه نظامیان اسلامگرای انصار الاسلام، کوهستان های شرق حلبچه را اشغال کردند اما با آغاز جنگ عراق، نیروهای آمریکایی با کمک پیشمرگه های کرد توانستند این منطقه را از کنترل انصارالاسلام خارج سازند . بشارت، مدیر مرکز اتحادیه جوانان کردستان در شهر حلبچه، وابسته به حزب دموکرات کردستان، به رادیو فردا می گوید همین قدرت گیری اسلامگرایان در دهه ۹۰ عامل عقب ماندگی حلبچه شد.

به گفته آقای بشارت در این ۱۹ سالی که از زمان وقوع بمباران شیمیایی حلبچه می گذرد و با توجه به تلاش رسانه ها برای جلب افکار عمومی به این شهر، میزان کمک ها و بازسازی حلبچه ناکافی بوده است : «مسئولان حکومتی از اتحادیه میهنی کردستان و یا حزب دموکرات که در این سال ها در راس هرم قدرت بودند، از نظر فرهنگی و یا زیرساخت های اقتصادی، خدمت چندانی نکردند. پارسال هم که دیدیم صدای مردم درآمد و بنای یادبود قربانیان حلبچه را به آتش کشیدند. این اعتراض های عمومی به نامساعد بودن شرایط و امکانات همچنان ادامه دارد و حتی مردم امسال هم مراسم رسمی برای یادبود قربانیان برگزار نمی کنند. چون از وضع معیشتی و وعده های تحقق نیافته مسئولان عصبانی هستند.»

در جریان اعتراض عمومی مردم حلبچه در سال ۲۰۰۶، بنای یادبود قربانیان به آتش کشیده شد؛ پلیس به روی هزاران تظاهرکننده آتش گشود و یک نوجوان ۱۴ ساله کشته شد .

به گفته مردم حلبچه هنوز هم ده ها بیمار و مجروح بازمانده از بمباران شیمایی با سختی به زندگی شان ادامه می دهند و در انتظار درمان هستند.

این گروه از مجروحان، غیر از افرادی هستند که از آسیب های روحی روانی و یا جسمی آن حادثه مانند عوارض پ.ستی یا نازایی رنج می برند.

زنان و جوانان؛ شهری بدون آرزو؟

حمیده جمال محمد، دختر پر انرژی ۲۸ ساله ای است که همه توان خود را صرف اداره مرکز آموزش و توسعه اجتماعی زنان در حلبچه می کند.

حمیده در زمان بمباران شیمیایی ۹ سال داشته و بسیاری از اعضای خانواده اش را در این حادثه از دست داده است.

او سال های سخت آوارگی در ایران را به خاطر می آورد و می گوید از سال ۲۰۰۱ که این مرکز فرهنگی را برای زنان راه اندازه کرده وضع روحی زنان بهتر شده است:« بعد از ۱۹سال که از حادثه حلبچه می گذرد ما خیلی خوشحالیم که امسال صدام حسین و یارانش اعدام شده و به سزای کارشان رسیدند. ولی حالا مشکل ما این نیست که برایمان خانه و جاده درست کنند، مشکل اصلی ما روحی است. مربوط به ضربه ای است که در پی شهادت ۵ هزار تن از مردم این شهر به ما وارد شده. می خواهیم که مقامات بیشتر در زمینه های فرهنگی و اجتماعی به ما کمک کنند. اکثر قربانیان حادثه حلبچه زن بودند و حالا هم اصلی ترین کسانی که جور ناملایمات را تحمل می کنند زنان هستند که آسیب پذیرترند.»

حمیده و شماری دیگر از زنان حلبچه گرچه با اندک حمایت مالی که از سوی مقامات سلیمانیه دریافت می کنند به کارشان ادامه می دهند، اما در این مدت توانسته اند با دایر کردن کتابخانه، کلاس های خیاطی و کامپیوتر و زبان انگلیسی و یا تشکیل تیم های ورزشی بانوان به تغییر روحیه زنان حلبچه کمک کنند.

زنان حلبچه به گفته آگاهان در سال های پس از بمباران شیمیایی و آوارگی در ایران و همزمان با قدرت گیری گروه های اسلامی در این شهر، به تدریج از هویت کردی خود دور شده اند تاحدی که امروزه کمتر دختری در این شهر با لباس های رنگارنگ کردی دیده می شود.

اغلب دختران در عوض ترجیح می دهند از پوشش رایج در ایران یعنی مانتو و مقنعه یا روسری استفاده کنند.

در حلبچه ای که نزدیک به ۵۰ هزار نفر جمعیت دارد، حمیده، مدیر مرکز فرهنگی زنان از تلاش هایش برای احیای فرهنگ کردی میان زنان این شهر می گوید:«حالا همه سعی ما در این مرکز این است که به سیمای واقعی حلبچه در سال های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ بازگردیم. به آن روزهایی که در دهه ۴۰ میلادی در اینجا فرماندار زن داشتیم. قبلا گروه های نقاشی و موسیقی زنان در این شهر فعال بوده اند و زنان آزادی بیشتری داشته اند. ما تلاش می کنیم به آن روزها برگردیم. در عین حال سعی می کنیم همزمان با بازگشت به ریشه هایمان، نگاهی به آینده هم داشته باشیم، مثلا مسایل مربوط به زنان در دنیای مدرن و یا به کارگیری تکنولوژی معاصر. البته چون در ایران بوده ایم ناخودآگاه از پوشش مانتو و روسری تاثیر گرفته ایم.»

در مرکز جوانان حلبچه، همه از نبود امکانات فرهنگی و ورزشی می گویند از اینکه از یک سینما یا سالن تئاتر و یا ورزشگاه در این شهر اثری نیست و حتی به گفته مدیر این مرکز، حلبچه حتی جایی مثل کافی شاپ ندارد که جوان هایش آنجا بنشینند.

بشارت، مدیر مرکز اتحادیه جوانان حلبچه، در میان جمعی از دختران و پسران جوان این شهر به ما می گوید:« اگر بخواهم جوانان حلبچه ای را در یک کلام تعریف کنم مجموعه افرادی هستند که برخلاف همسن های خود در دیگر کشورها، به دور از هرگونه رویا و آرزو روزگار می گذرانند.»

(پایان)

***

فیلمی از حمله شیمیایی به حلبچه

http://youtu.be/MoVcUov9fSE

(Maryam Rajavi directly ordered the massacre of Kurdish people)

همچنین:

مصاحبه سبحانی با سیاوش رستار آخرین فرد جداشده از مجاهدین در آلبانی ـ قسمت چهارم

 ایران قلم، بیست و چهارم فوریه ۲۰۱۶:… سازمان مجاهدین خودتون میدونید که با دجالیتهای خاص خودش و نشستهایی که مسعود رجوی می گذاشت، کتمان یکسری حقایق را میکرد ولی توی محفلهای درونی خب من مهرداد بهره وند رو دیدم که بنگال و اتیش زد اومدم بعدشم یخه شو گرفتم و گفتم مهرداد ببین تواین بنگال و اتیش زدی وسایلهای ما توی آن بود
 
 
محمد حسین سبحانی، ایران قلم، بیست و سوم ژانویه ۲۰۱۶:… در زندان ابوغریب ما با هم در بند ۲ بودیم، او خاطره هایی از برادر کوچکتر من که او هم در زندان قزل حصار در حبس بود، داشت و گفتگو با او برایم دوست داشتنی بود و یاد برادرم حسین را برایم زنده می کرد. یک روز حمید رضا از من پرسید، محمد تو اگر
 
 
محمد حسین سبحانی، ایران قلم، بیست و نهم دسامبر ۲۰۱۵:… در مبارزه مسالمت آمیز و پرهیز از خشونت، رهبران اولین قربانیان هستند و فدای هزاران میشوند، اما در استراتژی “خشونت و ترور”، رهبران هزاران نفر را قربانی میکنند، و خود را به اروپا وخانه های امن میرسانند …
 
 
و در این بستر فرقه ها بطور خودجوش و آتودینامیک محصولات ایدئولوژیک و سیاسی و فرهنگی خود را تولید و پرورش می دهند، که بعد ها این محصولات تبدیل به” ویژگی های” یک فرقه می شوند و در فرقه به عنوان “روش ومنش” نهادینه می شوند. یکی از ویژگی های برجسته فرقه ها “عدم تحمل و ظرفیت انتقاد پذیری