30 فروردین 1351، یادآور چهل و چهارمین سال خیانت مسعود رجوی به بنیاگذاران سازمان

30 فروردین 1351، یادآور چهل و چهارمین سال خیانت مسعود رجوی به بنیاگذاران سازمان

Massoud Rajavi before revolution 1بتول سلطانی، زنان ایران، هفدهم آوریل 2016:…  روز 30 فروردین سال 1351 مصادف است با تیرباران اولین دسته ازکادر مرکزیت سازمان “ناصر صادق،علی میهندوست،محمد بازرگانی و علی باکری “در میدان تیر چیتگر و یادآور خیانت و فرار مسعود رجوی ازمرگ و اعدام. چندی قبل از آن در تاریخ بیست و ششم بهمن سال 1350، ناصر صادق، علی میهندوست، محمد بازرگانی ومسعود رجوی در دادگاهی باصطلاح علنی و با حضور … 

آکسیون انجمن زنان در مرکز شهر کلن در اعتراض به فرقه رجوی

سمینار به مناسبت روز جهانی زن

لینک به منبع

30 فروردین 1351 ،یادآور چهل و چهارمین سال خیانت مسعود رجوی به بنیاگذاران سازمان

خانم بتول سلطانی زنان ایران،آلمان، 17.04.2016

روز 30 فروردین سال 1351 مصادف است با تیرباران اولین دسته ازکادر مرکزیت سازمان “ناصر صادق،علی میهندوست،محمد بازرگانی و علی باکری “در میدان تیر چیتگر و یادآور خیانت و فرار مسعود رجوی ازمرگ و اعدام.

چندی قبل از آن در تاریخ بیست و ششم بهمن سال 1350، ناصر صادق، علی میهندوست، محمد بازرگانی ومسعود رجوی در دادگاهی باصطلاح علنی و با حضور خبرنگار خارجی به عنوان متهمان اصلی محاکمه شدند. البته علاوه بر آنهاشهید منصور بازرگان، محمود احمدی، مهدی فیروزیان وتعداد دیگری نیز در همین دادگاه محاکمه میشدند، در پایان حکم اعدام برای پنج تن صادر شد اما در نهایت مسعود رجوی اعدام نشد و بجای وی علی باکری به همراه ناصر صادق،علی میهندوست ومحمد بازرگانی در 30 فروردین 51تیر باران شدند.

مسعود رجوی دادگاه شاه

مسعود رجوی موفق شد بخاطر همکاری با ساواک از اعدام بگریزد، هر چند که سازمان در طی این سالیان سعی داشته و دارد که دلیل آنرا پیگیریهای کاظم رجوی معرفی کند اما با فاش شدن اسنادی که از ساواک بدست آمد بطلان این ادعا بر همگان به اثبات رسید .

نمونه دیگر این فرار به جلو و وارونه جلوه دادن واقعیت در دوران جنگ ایران و عراق بود. رجوی در نشستهای داخلی سازمان ، رابطه سازمان با دولت عراق را رابطه دولت با دولت و کاملأ مستقل میخواند اما بعد از سقوط صدام ،اسنادی از استخبارات یا همان سازمان امنیت عراق بدست آمد که عملأ مزدوری و سرسپردگی رجوی وسایر مسئولین بالای این فرقه به صدام و حزب بعث عراق را بوضوح به تصویر و اثبات میکشاند.
در اسنادی نیز که از ساواک بدست آمده همکاری وی با این اداره و لو دادن بسیاری از خانه های تیمی و اطلاعات دیگر، دلیل تقلیل حکم وی از اعدام به حبس ابد عنوان شده است.

مدارک خیانت مسعود رجوی به سازمان مجاهدین خلق

مدارک خیانت مسعود رجوی به سازمان مجاهدین خلق

مدارک خیانت مسعود رجوی به سازمان مجاهدین خلق

مدارک خیانت مسعود رجوی به سازمان مجاهدین خلق

مدارک خیانت مسعود رجوی به سازمان مجاهدین خلق

در سال 1390 در امریکا کتابی منتشر شد با عنوان در دامگه حادثه که به علل و عوامل فروپاشی حکومت شاهنشاهی میپردازد.این کتاب مجموعه گفتگویی است ما بین عرفان قانعی فرد وپرویز ثابتی که در زمان حکومت شاهنشاهی مدیریت امنیت داخلی ساواک را بر عهده داشته است.بخش کوتاهی از این گفتگو یکی دیگر از ادله ایست که میتوان از آن به خیانت و همکاری مسعود رجوی با ساواک پی برد .این گفتگو بطلان ادعای رجوی در تلاش برای مخفی کردن خیانت و همکاریش با ساواک بر علیه یاران و همرزمان خود درسازمان را بوضوح به چالش میکشاند.در زیر توجه شما را به بخشی از این مصاحبه جلب میکنم:

آقای قانعی فرد: قرار بود داستان مسعود رجوی را تعریف کنی

آقای پرویزثابتی: رجوی در شهریور 1350 دستگیر شد و جزو 10 نفری بود که محکوم به اعدام شده بود. برادر مسعود، یعنی کاظم رجوی را من می‌شناختم… در سال 1336 باهم به مدت 1 ماه برای استخدام در آموزش و پرورش دوره‌ای را طی کردیم و باهم آشنا شدیم.

کاظم رجوی پس از 1ـ2 سال برای ادامه تحصیل به اروپا رفت و در کنفدراسیون دانشجویان ایرانی، فعالیت می‌کرد. من هم برای مسافرتی به سوئیس رفته بودم و از طرف ساواک کاری داشتم و 8-9 سال هم از سابقه من در ساواک می‌گذشت. حوالی سال 1347 بود و خواستم که کاظم رجوی را ملاقات کنم که مثلا ببینم چه کاری می‌توانم دربارة او انجام بدهم. به کاظم تلفن زدم و گفتم که: «مرا یادت هست؟»، گفت: «بله! کجا هستید؟ و همدیگر را ببینیم» و رفتیم و همدیگر را دیدیم. از او پرسیدم: «اینجا چه می‌کنی؟»، البته می‌دانستم و پرونده‌اش را مطالعه کرده بودم. به هرحال دیدم که خیلی هم سفت و سخت نیست و فقط یک انتقادهایی از شاه دارد، ولی زیاد مهم نیست… مسلما در آن موقع، هنوز نمی‌دانست که برادرش (مسعود) در شبکه مجاهدین خلق، فعالیت دارد. از من پرسید که شما چه می‌کنید؟ من هم گفتم که: «در نخست وزیری هستم»، گفت: «همان ساواک؟» من هم صراحتا گفتم: «بله!» گفت که: «خوب اینجا در سوئیس، چه می‌کنی؟»… خلاصه در حین گفتگو دیدم که دُمَش سست است و به عنوان نمایندگی ساواک در آن‌جا استخدامش کردم و به نماینده ساواک در ژنو، تحویلش دادم و ماهی 1000 فرانک سوئیس هم برایش حقوق گذاشتیم و مأمور ما شد و گزارشات برای ما می‌فرستاد

تا اینکه سال 1350 که برادرش (مسعود) دستگیر شد، کاظم، فوری نامه نوشت و تلفن زد که: «آقا! دستم به دامنت، برادرم را نجات بدهید!» و من هم گفتم که: «ببینم چه کاری می‌توانیم بکنیم و بعد مسعود، محکوم به اعدام شد. کاظم جاهای مختلفی هم می‌رفت و ضمن اینکه به من متوسل می‌شد، می‌رفت مثلا ژان پل سارتر را هم می‌دید که علیه اعدام‌ها، کاری بکند و مسعود اعدام نشود. من یک گزارشی درست کردم که برادرش برای ساواک، این کارها و خدمات را کرده و مسعود رجوی را یک درجه تخفیف بدهیم»، شاه هم موافقت کرد و یک درجه تخفیف داده شد و مسعود رجوی اعدام نشد

آقای قانعی فرد: فکر کنم که تا حدی توانستید که مسعود را به ساواک جذب کنید؛ البته خودش منکر این قضیه است

آقای ثابتی: نه! در بازجویی‌ها، نسبتا همکاری کرد و آرام بود. خبر یک درجه تخفیف را که دادیم به روزنامه‌ها، نوشتیم که این 10 نفر محکوم به اعدام شدند و مسعود رجوی به علت اینکه در جریان بازجویی با ما همکاری کرده است، شامل یک درجه تخفیف شده است

آقای قانعی فرد: در واقع او را تخریب و بی‌اعتبار کردید

آقای ثابتی: بله! آن وقت در زندان معترض شده بود که: «نخیر، من چه همکاری داشته‌ام؟»، درحالی‌که همکاری کرده بود، در بازجویی‌ها، خیلی آدم‌ها را معرفی کرده بود و جمهوری اسلامی هم چند سال پیش، بازجویی‌هایش را منتشر کرده بود. در زندان، گاهی زندانی‌ها شلوغ می‌کردند، او می‌رفت و می‌گفت که شلوغ نکنید، درحالی‌که مخفیانه فعالیتش را داخل زندان می‌کرد و تنها کسی بود که از همان گروه اول مانده بود و نتیجتا اتوماتیک، رهبر شده بود.

شاپور بختیار در کتابش از قول احمد میرفندرسکی (سفیر ایران در مسکو) نوشته است که: «کاسیگین برای اعدام رجوی، واسطه شده و دائما درباره رجوی با من حرف زده است.» میرفندرسکی گاهی با کاسیگین تخته‌نرد بازی می‌کرده اما این داستان که روس‌ها واسطه شده‌اند برای آزادی رجوی، ابدا درست نیست… متأسفانه یا خوشبختانه من واسطه شدم برای آزادی و زنده ماندن رجوی.

پی نوشت

کتاب در دامگه حادثه-آقای عرفان قانعی فرد-صفحات 281تا 283

اما دلیل دیگر بر پوچ بودن ادعای رجوی و باندش در جعل واقعیت آب و تاب دادنهای افراطی داستانهای ساختگی شکنجه های رجوی بدست ساواک میباشد.آنهم بعد از صدور حکم اعدام وی و بخاطر عصبانیت ساواک و شاه از فعالیتهای کاظم رجوی.

باری بهر جهت بعد از گذشت چهل و چهار سال ما اکنون شاهد هزار و یک خیانت دیگر وی هستیم ،اما اینبار نه تنها در حق نفرات ویارانش،که در حق مردم وکشورش.اکنون اوج و وسعت خیانتهای رجوی و باند فاسدش چنان بر هموطنان آشکار و مسجل شده است که خیانت او به بنیانگذاران سازمان را کاملأ تحت الشعاع خود قرار داده است.اما سرنوشت امروزی او و ترس و وحشتی که از مرگ دارد حداقل چهارده سال است که اینبار بطور شبانه روزی گریبانش را گرفته و رهایش نمیکند،مرگی که یک روزبرای همیشه با خفت تمام گریبان او را خواهد گرفت.

بتول سلطانی آلمان

16.04.2016

*** 

انجمن زنان ژنو 2015 اعتراض به فرقه رجویحضور انجمن زنان در جلسات حقوق بشر در ژنو، ملاقات با نمایندگان و …

ابولحسن بنی صدر زنان دیدار و گفتگوی اعضای انجمن زنان با آقای دکتر ابوالحسن بنی صدر

تعدادی از زنان نجات یافته از فرقه رجوی مجاهدین خلقOpen Letter to Susana Klien and Caroline Haworth of Womankind Worldwide

زنان ایران ملاقات انجمن زنان با خانم یولیا گلوکنر معاون حزب CDU در آلمان

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=18183

گرد و خاک تبلیغاتی فرقه رجوی و لاپوشانی خفت و خواری مریم رجوی در کنفرانس فرعی کنگره آمریکا

بتول سلطانیبتول سلطانی، زنان ایران، سوم می ۲۰۱۵:… آنچه بیش از هر چیز مضحک به نظر می رسید طوری که باعث سوآل خیلی از سیاستمداران شده بود، این بود که چگونه این خانم که خودش حامی تروریسم از نوع جنس اسلام فرقه گرایانه حتی در عقاید و کیش شخصیت بدتر از داعش هست و در آغاز به همین داعش لغب عشایر انقلابی می داد و از طرفی فقط رله کننده صحبتهای …

رجوی مجاهدین خلق اسرائیلالمانیتور، واشنگتن: واکنش های خشمگینانه نسبت به دعوت کنگره از مریم رجوی

لینک به منبع

گرد و خاک تبلیغاتی فرقه رجوی و لاپوشانی خفت و خواری مریم رجوی در کنفرانس فرعی کنگره آمریکا

یک کمیته فرعی کنگره آمریکا پیرامون گروه دولت اسلامی جلسه ای را در مورد گروه داعش برگزار کرد خبر این جلسه از طریق لابیهای جیره خوار رجوی به ایشان رسید و ایشان تلاش مذبوحانه ای را آغاز کرد تا بانوی شیفته خود یعنی مریم رجوی را در این کنگره بفرستد که محقق نشد و بلاخره گماشتگان و لباس شخصی های رجوی با اصرار و با عنوان ادای شهادت مریم رجوی در مورد گروه داعش در این جلسه و نه به اسم سازمان مجاهدین که توسط اعمال رجوی بد نام شناخته شده بلکه به اسم شورای ملی مقاومت در پنل دوم و آن هم بصورت صوتی توانست شرکت کند که در حقیقت یک خفت و خواری برای فرقه مجاهدین بود.

آنچه بیش از هر چیز مضحک به نظر می رسید طوری که باعث سوآل خیلی از سیاستمداران شده بود، این بود که چگونه این خانم که خودش حامی تروریسم از نوع جنس اسلام فرقه گرایانه حتی در عقاید و کیش شخصیت بدتر از داعش هست و در آغاز به همین داعش لغب عشایر انقلابی می داد و از طرفی فقط رله کننده صحبتهای رجوی است و دست به کارهائی همچون ایجاد حرمسرا برای رجوی می زند چه صحبتی یا شهادتی می تواند در مورد گروه داعش بدهد و النهایه هم دیدیم که باعث استهزا و تمسخر نمایندگان شد، چرا که چیزهائی که آنجا در واقع محورهای دیکته شده رجوی بود را این خانم بیان کرد باعث حیرت و تعجب همگان شد

مثلا یکی از گنده گوئی های این خانم این بود که عشایر مسلح شوند یعنی دامن زدن هر چه بیشتر به جنگ داخلی خانم رجوی که بارها خودش مدعی شده بود که نه علم و سواد سیاسی دارد و نه از خودش چیزی دارد و تمام هنرش به این است که فرمانبر خوبی است و دستورات رجوی را کامل و بی عیب و نقص اجرا می کند طوری که همواره رجوی به او نمره ۲۰ می داد توجه ندارد که بلغور صحبتهای رهبری که دچار انقطاع تاریخی است به مثابه کسی که سالهاست در غار است و از جامعه و مردم قطع است باعث خنده و تمسخر همگان می شود

اما آنچه که این میان هدف اصلی فرقه بوده است هیچیک از اینها نیست و آنها فقط مطرح کردن خود حالا با هر وسیله ممکن چرا که یکی از اعتقادات رجوی این است که هدف وسیله را توجیه می کند. و بوسیله مشکل داعش با فرصت طلبی تمام رجوی سعی کرد تا بار دیگر خود را بعنوان نیروی سیاسی مخالف جمهوری اسلامی در عرصه تبلیغاتی خودی نشان بدهد و مریم رجوی توانست ۱۵ دقیقه فرصت خودنمائی در برابر دوربینهای رسانه ها خودش را و فرقه رجوی را مطرح کند.

بسیاری ازجمله رابرت فورد سفیر پیشین آمریکا در سوریه از همان ابتدا این پرسش را مطرح کردند که این فرقه که نه پایگاهی در هیچ جامعه ای ندارد و بصورتی ایزوله در زندان لیبرتی و یا قلعه اور سورواز هستند چه اطلاعاتی می توانند در مورد گروه “دولت اسلامی” در اختیار قانونگذاران آمریکائی قرار بدهند.

مریم رجوی حتی از مشکل داعش در منطقه سوء استفاده ک اعمال فرقه رجوی بعنوان یک سازمان تروریستی اسلامی مسئول کشتن چندین نظامی و غیرنظامی آمریکایی در ایران قبل از انقلاب برای بسیاری از آمریکاییان پرسش‌ برانگیز و حتی تنفرانگیز است. مجاهدین هم‌چنین به خاطر حمایت از نیروهای صدام حسین در جریان جنگ ایران و عراق و حمله به خاک ایران و نیز به کشتن دادن هزاران جوان ایرانی در دوران نخست پس از انقلاب از نظر اکثریت جامعه ایران سازمانی منفور محسوب می‌شود و برخلاف گفته رجوی فاقد هر گونه پایگاه مردمی در داخل ایران است.

در هرحال برای همگان روشن است که هزینه های هنگفتی که رجوی صرف لابیهای خودش می کند باعث شده تا این دعوت هر چند با خفت و خواری صورت گیرد وگرنه بر کسی پوشیده نیست که به قول باربارا اسلیوین روزنامه نگار آمریکائی اینها یک گروهی هستند که بیشتر به یک فرقه فردپرست شباهت دارند تا یک سازمان معتبر سیاسی

دم خروس تناقض گوئی و وارونه گوئی مریم رجوی اینجا آشکار می گردد که رژیمی که خواهان تغییر و سرنگونی اوست و مدعی است که بایستی از عراق بیرون رانده شود و در عوض عشایر مسلح شوند در حال حاضر با کمک به دولت عراق نقش مهمی در توقف پیشرفت داعش داشته اند و این خود مریم رجوی بود که گوئی فراموش کرده است که همین گروه داعش را عشایر انقلابی می نامید.

***

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=11271

سوداگری سیاست بازانه مریم رجوی امروز با دادن گرای انسانی دیگر بنام آقای سعید ماسوری

بتول سلطانیبتول سلطانی، زنان ایران، آلمان، هفتم ژوئن ۲۰۱۴: … فرقه رجوی امروز نامه ای به اسم آقای سعید ماسوری که البته مبرهن است که در بخش تشکیلات رجوی شاخه جنگ سیاسی این فرقه تنظیم و به تأیید شخص مریم و مسعود رجوی هم رسیده است، در سایت رسمی مجاهدین همانطور که در لینک زیر مشاهده می کنید منتشر شده است. بر روی سایتهای مجاهدین درج شد این انسانها و ای وجدانهای بیدار حتی بر فرض محال که این نامه را …

زنان_مجاهدین خلق_فرقه رجویخانم بتول سلطانی ( نفر دوم از سمت چپ) افشاگر سوء استفاده جنسی مسعود رجوی از زنان در تشکیلات مجاهدین ـ جلسه نقد و بررسی  استثمار زنان توسط اعضای سابق تشکیلات رجوی و افشای چهره مریم رجوی در روز جهانی زن ـ دوسلدورف ـ آلمان

لینک به منبع

سوداگری سیاست بازانه مریم رجوی امروز با دادن گرای انسانی دیگر بنام آقای سعید ماسوری

بعد از اعدام آقای غلامرضا خسروی و کمی آرامش گرفتن رجوی اکنون و بلافاصله بدون ذره ای اندیشه انسانی و درک یک زندانی، فرقه رجوی امروز نامه ای به اسم آقای سعید ماسوری که البته مبرهن است که در بخش تشکیلات رجوی شاخه جنگ سیاسی این فرقه تنظیم و به تأیید شخص مریم و مسعود رجوی هم رسیده است، در سایت رسمی مجاهدین همانطور که در لینک زیر مشاهده می کنید منتشر شده است. بر روی سایتهای مجاهدین درج شد این انسانها و ای وجدانهای بیدار حتی بر فرض محال که این نامه را یک زندانی نوشته باشد ولی معنای درج آن بر روی سایتها این فرقه علامت چیست آیا مبارزه و تغییر حکومت ایران از این طریق به وقوع می پیوندند

یا اینکه ما باز هم شاهد خواهیم بود که دریک سکوت غم انگیز قطعی شدن حکم اعدام انسان دیگری که علی رغم اینکه برای عمل خشونت و ترور به ایران رفته بوده و هنوز زنده است و نفس می کشه به این ترتیب از درون تشکیلات فرقه رجوی صادر می شود و گرای آتش می دهند. بخصوص که از زبان این این زندانی سیاسی کلمات محکمه پسندی نوشته اند اگر فقط چند دقیقه این نامه را از زبان و با عکس یک زندانی قربانی بر روی سایتهای فرقه ملاحظه کنید عمق جنایت رجوی و فرقه او را بیشتر درک می کنید. مریم رجوی واقعا دلخور است که چرا آقای سعید ماسوری طی این همه سال بعد از اعزام وی به ایران برای انجام عملیات بمب گذاری و … که در نتجه آن دستگیر و به زندان افتاد خانم رجوی دلخور است که چرا وی هنوز اعدام نشده و این نامه برای همین است

مسعود رجوی به خون تازه و مریم رجوی به عکس تازه نیاز دارند تا بتواند همانند گرگی در لباس میش تبلیغات کند و با نشان دادن عکس به مشتی پارلمانتر که با پول دعوت شده اند پز دفاع از زندانی سیاسی و حقوق بشر بزند، و کسب و کار سیاسی خود را برای رسیدن به قدرت درایران بتواند دنبال کند.

بتول سلطانی، آلمان

***

همچنین:

گفتگوی بنیاد خانواده سحر با خانم ها بتول سلطانی و میترا یوسفی (۱۲)

بنیاد خانواه سحر، بغداد، دهم ژانویه ۲۰۱۵:… به این ترتیب هر کسی در درون خودش یک پیشوا و رهبر خودبخودی درست کرده است. این را رجوی به قبر تعبیر می کند و می گوید برای رستگاری و هدایت باید این سنگ قبر برداشته بشود تا افراد بتوانند خودشان را به آن رهبر واقعی بیرونی وصل کنند. به قول خودش

فرار مریم رجوی از مسئولیت به کشتن دادن ۵۲ قربانی در ده شهریور سال گذشته در اشرف

بتول سلطانیبتول سلطانی، زنان ایران، چهارم سپتامبر ۲۰۱۴: …  همانگونه که می دانی مهری موسوی چگونه با سیانور کشته شد و تو آن را مخفی کردی این زمزمه ها را من می شنوم و نمی گذارم صدای در گلو خفه شده خیلی ها که اجسادشان را در این تصویر می بینی توسط تو قیم خود خوانده و رئیس جمهور رجوی خوانده به صدای دیگر تبدیل شود. ما
بتول سلطانیزنان ایران، آلمان، ششم ژانویه ۲۰۱۵:…  رجوی از دست این افرادی که روز به روز ا ز او جدا می شوند کلافه است و این کلافگی کاملا از صحبتهای او در این نوار مشخص است و تمام این نعره زدنها و تهدیدها و اینکه می گوید” یکی یکی را قصاص می کنیم” ابلاغیه چراغ خاموش و عکسهای ما را نشان می دهد و تهدید می کن

گفتگو با خانم سلطانی. وضعیت جدا شده های مجاهدین خلق (فرقه رجوی) در آلبانی – تیرانا

بتول سلطانیحسینی، انجمن نجات، مرکز تهران، بیست و سوم آوریل ۲۰۱۴: …  از طرف دیگر هدف آنها فقط و فقط در برابر این اجبار انتقال به آلبانی که فرقه ناگزیر از آن بود ، این است که بر اساس پیام رهبر فرقه لااقل یکی از آن ” یک ، دو ، سه هزار اشرف” را محقق کنند و بالنسبه از نظر روانی و ذهنی افرادی آماده و تو دست
بتول سلطانینیم نگاه، دهم مارس ۲۰۱۴: …  در هرحال من نمی خواستم که حالا که از جسمم سوء استفاده شده است از جسدم هم سوء استفاده بشود و شهیدی بشوم برای چنین کسی (مسعود رجوی) پس دنبال طرحی بودم تا بگریزم طرح فرار شاید از همان اولین شب در ذهن من نقش بست. البته این را نیز بگویم که من قبل از آن از کسی که البته
بتول سلطانی، زنان ایران، دوم اکتبر ۲۰۱۳: … در بحث وارد شدن هر زن به انقلاب ایدئولوژیک یک بندی بود به نام بند ب که در واقع بند پیوند با رهبری است. پاسخ سوال شما در بحث بند ب یا پیوند با رهبری مطرح می شود. در این بند ابتدا مطرح می کنند، شما مردها چه گوهر بی بدیلی هستید که حاضرید برای آرمان های رهبری به شکل آرمانی کار کنید و هم
زنان ایران، بیستم ژوئیه ۲۰۱۳: …  سازمان به آنها گفته که دشمن درجه یک ما بتول سلطانی هست. من اینجا می خواهم بگم که ببینید من اینجا عکسهای بچگی کودکانم را دارم و به شما نشان می دهم آن زمان که می خواستند ما را در تشکیلات خودشان مجبور کنند که نگهدارند به ما گفتند که یا باید بروید گم شوید در کمپهای پناهندگی رمادی در عراق و یا