استرداد سران فرقه تروریستی رجوی

استرداد سران فرقه تروریستی رجوی

Kalkan_Nejat_against MEK Rajavi cult_3انجمن نجات، مرکز تهران، بیست و سوم ژوئیه 2017:… همچنان که به این ترتیب در سال های گذشته نزدیک به 1000 نفر تحت نظارت صلیب سرخ جهانی به ایران بازگشته و توانسته اند بدون مشکل قضایی از امکان زندگی در ایران برخوردار شوند و بارها در رسانه ها شرح زندگی خود را بیان داشته اند. اما یک نمونه بارز از قرارداد استرداد مجرمین مربوط به آقایان ابراهیم خدابنده و جمیل بصام می باشد که هنگام قاچاق محموله حاوی … 

رجوی ویلپنت مجاهدین خلق اول ژوئیه 2014مریم رجوی در پاریس چه مناسبتی را جشن گرفت؟ (نامه ای به امانوئل ماکرون)ا

لینک به منبع

استرداد سران فرقه تروریستی رجوی

انجمن نجات مرکز تهران 31 تیر 1396

روز دوشنبه 19 تیر 1396، نمایندگان انجمن نجات در نشست کارگروه عملیات پروژه کالکان (بررسی ساز و کارهای مبارزه با تروریسم – زیر مجموعه پلیس بین الملل) شرکت نمودند. در جریان این نشست عنوان شد که مبارزه با تروریسم مشارکت تمام کشورها و دولت ها را بدون در نظر گرفتن منافع و مصالح سیاسی طلب می کند. اعضای انجمن نجات در خصوص کارکردهای تروریستی فرقه رجوی با مسئولین امنیتی کشورهای شرکت کننده صحبت کردند و شمه ای از جنایات این فرقه علیه مردم ایران، علیه مردم عراق، و حتی علیه اعضای گرفتار در درون فرقه را بیان نمودند.

در همین رابطه نمایشگاه عکسی نیز برپا شده بود که از اقدامات تروریستی فرقه رجوی پرده بر می داشت همچنین نمونه های عینی که قربانی حملات وحشیانه این فرقه شده بودند نحوه اقدام ضد بشری فرقه رجوی در مورد خود و بستگانشان را بیان داشتند.

خانواده های اعضای دربند این فرقه؛ در مورد فرزندانشان که سال هاست از طبیعی ترین حق انسانی خود یعنی دیدار با خانواده محروم شده اند و تحت پروسه های فشرده مغزشویی فرقه قرار گرفته اند همچنین شیوه به اسارت درآمدن عزیران خود و ممانعت فرقه از ملاقات خانواده ها با فرزندانشان سخن گفتند و خواهان احقاق حقوق انسانی خود و فرزندان دربندشان گردیدند.

تعدادی از اعضای جدا شده از این فرقه به شرح سال های اسارت و بردگی خود در فرقه پرداختند. همه ی قربانیان این فرقه تروریستی خواهان استرداد و مجازات سران فرقه تروریستی رجوی و جانیان این فرقه بودند، خواسته به حقی که سال هاست مورد بی اعتنایی کشورهای مدعی حقوق بشر و مجامع بین المللی قرار گرفته است.

آلام ملت ایران با وجود بیش از 17000 شهید ترور که عمدتاً به دست فرقه رجوی به شهادت رسیده اند، مورد بی توجهی مجامع بین المللی و حقوق بشری و کشورهای طرف قرارداد (معاهدات استرداد تحت پوشش پلیس بین الملل) قرار گرفته است. تاکنون عملیات تروریستی علیه ملت مظلوم ایران مورد غفلت و بی اعتنایی واقع شده و این قشر از تروریست ها مورد حمایت مالی، امنیتی و حقوقی کشورهای مدعی حقوق بشر هستند که این نماد بارز تقسیم تروریسم به خوب و بد توسط آنان بوده است.

علی رغم درخواست مکرر ایران در طی سال های گذشته مبنی بر استرداد عاملان کشتار مردم ایران و جانیان تروریست، شاهد این هستیم که کشورهای طرف قرارداد استرداد از انجام وظایف حقوقی خود سرباز زده و خواسته برحق و مشروع مردم ایران که هدف حملات تروریسی فرقه رجوی قرار گرفته اند بی پاسخ مانده است. در حالی که استرداد مجرمین مستلزم تعاون قضایی بین المللی است و اهتمام در اجرای آن می تواند ضامن عدالت قضایی و جلوگیری از بی کیفری و فرار مجرمان و متهمان به کشورهای غیر از محل وقوع جرم شود.

عدالت قضایی ایجاب می کند که متهمین و مجرمین فراری در سایر کشورها احساس آسایش و امنیت ننمایند و اگر همکاری بین المللی وجود نداشته باشد و بزهکاران بتوانند پس از ارتکاب جرم آزادانه در کشور دیگری زندگی نمایند و مصون از تعقیب باشند، عدالت دستخوش هرج و مرج خواهد شد و همین است که امروز شاهد تاخت و تاز تروریست ها در سراسر جهان می باشیم زیرا کشورهای حامی حقوق بشر شعار مبارزه با تروریسم سرمی دهند اما در خفا حامیان مالی، اطلاعاتی و نظامی گروه های تروریستی از جمله فرقه رجوی و فرقه داعش می باشند.

مسؤلین جمهوری اسلامی بارها اعلام نموده اند: “اعضای گروه های تروریستی، چنانچه شاکی خصوصی نداشته باشند و از گروه مربوطه جدا شده باشند، می توانند آزادانه بدون پیگرد قانونی به کشور باز گردند”. همچنان که به این ترتیب در سال های گذشته نزدیک به 1000 نفر تحت نظارت صلیب سرخ جهانی به ایران بازگشته و توانسته اند بدون مشکل قضایی از امکان زندگی در ایران برخوردار شوند و بارها در رسانه ها شرح زندگی خود را بیان داشته اند.

اما یک نمونه بارز از قرارداد استرداد مجرمین مربوط به آقایان ابراهیم خدابنده و جمیل بصام می باشد که هنگام قاچاق محموله حاوی اسناد، ارز و طلا متعلق به فرقه رجوی در کشور سوریه دستگیر و به ایران مسترد و در ایران محاکمه شدند، اما مشمول رأفت اسلامی قرار گرفته و اینک در ایران زندگی می کنند وبه کار مشغول هستند. قابل توجه این است که این دو نفر از مسئولین بالای فرقه رجوی بوده و در زندان نیز همچنان سر موضع خود بودند تا به تدریج بعد از چند سال با واقعیت ها و حقایق آشنا گردیدند. آنان بارها عنوان نموده اند که بر خلاف ادعاهای فرقه تروریستی رجوی هرگز در زندان مورد بدرفتاری قرار نگرفته اند و از تمام حقوق خود برخوردار بودند.

در سنوات قبل تعداد بسیاری از اعضای فرقه رجوی که توانسته اند حصارهای ذهنی را درنوردیده و از حصارهای فیزیکی فرقه بگریزند در کمال امنیت و آرامش انتخاب کرده اند که در ایرانی زندگی کنند یا به کشورهای دیگر بروند که نفرات زیادی از آن ها در داخل و خارج کشور؛ نسبت به جنایات فرقه در مورد اعضا و ملت ایران و عراق افشا گری نموده اند و با مراجع بین المللی ملاقات ها و  مکاتبات بسیاری داشته اند که شرح مبسوط این افشاگری ها در فضای مجازی منعکس گردیده است. از جمله این نفرات خانم های عضو سابق شورای رهبری مجاهدین خلق نظیر بتول سلطانی، زهرا سادات میرباقری و مریم سنجابی و همچنین مسئولینی نظیر دکتر مسعود بنی صدر و آقایان مسعود خدابنده، داوود ارشد، علی حسن نژاد، و غیره می باشند.

کالکان اینترپل انجمن نجات علیه تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجوی

حتی تروریست های فرقه رجوی که برای انجام عملیات تروریستی به داخل ایران اعزام شده بودند و در جریان عملیات یا پس از انجام عملیات دستگیر شدند؛ بعد از آن که ماهیت واقعی فرقه برای آنان روشن شد و از این فرقه و اهداف ضد میهنی آن تبری جستند مورد عفو قرار گرفتند و به جامعه و زندگی عادی بازگشتند از جمله آرش صامتی پور، بابک امین، مرجان ملک، حورا شالچی و بسیاری دیگر.

شیوه برخورد حکومت ایران با اعضای فرقه رجوی که در واقع فریب شعارهای دروغین و بی محتوای سران این فرقه را خورده اند، نشانگر آن است که  حکومت ایران هرگز از مشی رأفت، مدارا و هدایت گری فریب خوردگان نا آگاه که در دین مبین اسلام به آن سفارش شده است عدول نورزیده است.

با توجه به شرح فوق، مردم ایران که داغ 17000 قربانی ترور را متحمل شده اند خواهان استرداد سران فرقه رجوی که عاملان خیانت و جنایت علیه ملت ایران هستند، می باشند و بار دیگر توجه مجامع بین المللی و حقوق بشری را به نقض آشکار حقوق ملت ایران در مورد استرداد سران فرقه رجوی جلب می نمایند و تقاضای احقاق حقوق خود در عرصه بین المللی را دارند.

جالب توجه است که خانواده های اعضای گرفتار در درون فرقه تروریستی رجوی که قطعا هرگز عاقبت بدی برای عزیزان خود طلب نمی کنند نیز بر اجرای قرارداد استرداد مصر هستند چرا که می دانند  فرزندان آنان با پای گذاشتن به داخل ایران و حتی محاکمه شدن عاقبت به مراتب بهتری از درون فرقه را تجربه خواهند کرد و پایان بسیار بهتری در انتظارشان می باشد

انجمن نجات مرکز – محمدی – 26 تیر 96

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30423

شرکت انجمن نجات در نشست پروژه کالکان در تهران 

Kalkan_Nejat_against MEK Rajavi cult_1انجمن نجات، مرکز تهران، سیزدهم ژوئیه ۲۰۱۷:… خدابنده از جانب خانواده های دردمند و رنج کشیده اعضای فرقه رجوی که در آلبانی در اردوگاه این فرقه، منزوی از دنیای آزاد و محبوس هستند گفت: “خانواده ها هرگز برای عزیزان خود عاقبت بدی نمی خواهند. وقتی آنان موضوع استرداد اعضای نااگاه و فریب خورده این گروه را مطرح می کنند، یقین دارند که به نفعشان بوده و می توانند باقی عمر … 

رجوی ملعون باید بداند خانواده ها نفرات خود را از دست او نجات خواهند داد (قسمتهای۱، ۲، ۳ و پایانی)ا

لینک به منبع

شرکت انجمن نجات در نشست پروژه کالکان در تهران

انجمن نجات مرکز تهران ۲۲ تیر ۱۳۹۶

سیزدهمین نشست بین المللی کارگروه عملیات پروژه “کالکان Kalkan” (بررسی ساز و کارهای مبارزه با تروریسم) در تهران در روز دوشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۶ در هتل هما آغاز به کار کرد. این نشست دو روزه، با حضور دکتر عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور، سردار سرتیپ پاسدار حسین اشتری فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی، و آقای یورگن اشتوک Jürgen Stock دبیرکل پلیس بین الملل Interpol و ۷۵ نفر از مسئولان امنیتی و انتظامی و ضد تروریستی ۲۹ کشور عضو انترپل برگزار شد.

کالکان اینترپل انجمن نجات علیه تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجوی

در کل ۲۹ کشور در پلیس بین الملل عضویت دارند که همگی نمایندگانی برای حضور در نشست تهران اعزام نموده بودند. کارگروه عملیات پروژه کالکان، زیر مجموعه پلیس بین الملل است که به طور خاص در امر مبارزه با تروریسم فعالیت می کند.

در این نشست، ساز و کار مبارزه با تروریسم مورد بررسی قرار گرفت و در بیانیه پایانی تأکید گردید که مبارزه با تروریسم مشارکت تمامی کشورها و دولت ها را بدون در نظر گرفتن منافع و مصالح سیاسی طلب می کند.

کالکان اینترپل انجمن نجات علیه تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجوی

هیأتی از جانب انجمن نجات مرکب از آقای ابراهیم خدابنده از مسئولین سابق روابط بین المللی فرقه رجوی، خانم زهرا سادات میر باقری عضو سابق شورای رهبری فرقه رجوی، و خانم نرگس بهشتی حضور یافتند.

کالکان اینترپل انجمن نجات علیه تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجوی

هیأت شرکت کننده از جانب انجمن نجات، در دیدارهای جداگانه با مسئولین امنیتی کشورها، توضیحات مبسوط در خصوص کارکردهای تروریستی فرقه رجوی دادند. آنان اکثرا با این فرقه و فعالیت های گذشته و حال آن آشنایی داشته و آنرا بدلیل داشتن خصوصیات فرقه ای یک تهدید جدی امنیتی برای کشورهایی که در آن حضور دارند می دانستند.

همچنین نمایشگاه عکسی در خصوص فرقه تروریستی مجاهدین خلق در حاشیه این نشست از جانب انجمن نجات برگزار گردید که با استقبال مسئولین امنیتی و ضد تروریستی کشورها مواجه شد. نمایندگان انجمن نجات در نمایشگاه، توضیحات کافی در خصوص عکس ها به شرکت کنندگان در نشست ارائه دادند.

کالکان اینترپل انجمن نجات علیه تروریسم مجاهدین خلق فرقه رجوی

نمایشگاه مزبور مورد بازدید آقای اشتوک دبیر کل انترپل قرار گرفت که آقای خدابنده توضیحات کامل نسبت به عملکرد این فرقه تروریستی، که خود به مدت ۲۳ سال عضو تمام وقت آن بوده است، را برای ایشان بیان نمود. آقای اشتوک بعدا در طول نشست دو بار به طور خاص به این توضیحات اشاره کرد.

آقای خدابنده از وی خواستار دادن بیانیه ای از جانب پلیس انترپل در خصوص اقدامات فرقه ای و تروریستی تشکیلات مجاهدین خلق، خصوصا محبوس کردن اعضای فرقه، شد که آقای اشتوک گفت مشغول مطالعه و کار روی این موضوع هستند و اقدام خواهند کرد.

آقای خدابنده با اغلب نمایندگان امنیتی و ضد تروریستی کشورها از جمله آلمان، اسپانیا، استرالیا، ژاپن، عراق، پاکستان، و … گفتگو کرد و آنان را نسبت به تهدیدات فرقه تروریستی رجوی آگاه نمود. خدابنده در دیدار با نمایندگان یونان، رومانی، و ایتالیا در خصوص حضور بیش از ۲۰۰۰ عضو فرقه تروریستی مجاهدین خلق در همسایگی کشورهایشان، که همگی تعلیم دیده و البته مغزشویی شده هستند، توضیح داد که مورد توجه آنان قرار گرفت. یک نماینده از یونان به صراحت گفت که این موضوع کاملا جدی است و تاکنون نسبت به آن بی توجه بوده اند و می بایست دقت بیشتری نشان دهند.

یک نماینده از پلیس ضدتروریست فرانسه به آقای خدابنده گفت که آنان در ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳ کار خود را انجام داده و مریم رجوی را در برابر میز قاضی نشاندند، ولی متأسفانه سیاست بالاتر از امنیت عمل کرد و وی آزاد گردید. او تأکید کرد که پلیس ضد تروریست فرانسه همچنان مراقب این گروه می باشد.

در محل این نمایشگاه یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار شد که آقای خدابنده و خانم بهشتی در آن شرکت کرده و سخنانی ایراد نمودند و سپس به سؤالات خبرنگاران پاسخ دادند.

آقای خدابنده در خصوص بحث استرداد که در جریان نشست مطرح شده بود چنین گفت: “همانطور که به شرکت کنندگان در نشست از جمله آقای اشتوک توضیح دادم من خود یک نمونه استرداد هستم که همراه با آقای جمیل بصام حین مأموریت در سوریه دستگیر و به ایران تحویل داده شدیم و علی رغم این که در ابتدا بر سر مواضع خود قاطعانه ایستاده بودیم، اما با ما مدارا شد و نهایتا به جامعه بازگشته و هر دو ازدواج کرده و به زندگی عادی خود مشغول هستیم. چیزی بیش از ۷۰۰ نفر از اعضای این فرقه طی سالهای گذشته در عراق جدا شده و به وطن بازگشته و بدون هیچ پیگرد قانونی مشغول زندگی عادی خود هستند”.

خدابنده از جانب خانواده های دردمند و رنج کشیده اعضای فرقه رجوی که در آلبانی در اردوگاه این فرقه، منزوی از دنیای آزاد و محبوس هستند گفت: “خانواده ها هرگز برای عزیزان خود عاقبت بدی نمی خواهند. وقتی آنان موضوع استرداد اعضای نااگاه و فریب خورده این گروه را مطرح می کنند، یقین دارند که به نفعشان بوده و می توانند باقی عمر خود را آزادانه و در آرامش به سر برند”.

در این کنفرانس خبری، خانم نرگس بهشتی به ربوده شدن برادرانش در ترکیه و بردن آنان به عراق اشاره کرد و عنوان نمود که رجوی یک برادرش را در اشرف به کشتن داد و اگر او را به ایران بازگردانده بودند الان قطعا به زندگی عادی خود مشغول بود. خانم بهشتی همچنین اظهار داشت که دام مشابهی برای خواهرش در ترکیه پهن کرده بودند که با فداکاری راننده اتوبوس از آن نجات یافت.

او علت حضور خود در این نشست را توجه دادن مقامات امنیتی کشورها به یک موضوع حقوق بشری عنوان نمود و گفت به هر طریق ممکن باید راه ارتباط اعضای فرقه تروریستی رجوی با خانواده هایشان برقرار گردد، و یقین دارد که اگر برادرش از فرقه خارج شود دیگر به آنجا بازنخواهد گشت.

*** 

نسرین بهشتیمصاحبه خانم مریم سنجابی با خانم نرگس بهشتی

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30381

انتقاد سردار اشتری از آزادی منافقین در غرب. شروع نشست سران اینترپل جهان در تهران 

Interpol_tehran_2017خبرگزاری های مهر و تسنیم، تهران، دهم ژوئیه ۲۰۱۷:…  وی با بیان اینکه برخی از گروه‌های تروریستی پس از فرار از کشور اقدامات تروریستی خود را از خارج از کشور پیگیری می‌کنند، به عدم برخورد با این گروه‌های تروریستی انتقاد کرد و افزود: یکی از مهم‌ترین گروه‌های تروریستی گروه MKO موسوم به منافقین است که بیش از ۱۲ هزار نفر مردم بی‌گناه کشور را ترور کرده و حتی … 

رجوی ویلپنت مجاهدین خلق اول ژوئیه 2014مریم رجوی در پاریس چه مناسبتی را جشن گرفت؟ (نامه ای به امانوئل ماکرون)ا

به منظور برررسی سازوکارهای مبارزه با تروریست نشست روسای اینترپل دنیا در تهران آغاز شد

خبرگزاری تسنیم، دهم ژوئیه ۲۰۱۷
لینک به منبع

بازدید دبیر کل اینترپل از پلیس فتایورگن اشتاک دبیرکل اینترپل در در ساختمان پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات

نشست سران اینترپل در تهران و انتقد از حمایت غرب از تروریسمسیزدهمین نشست روسای اینترپل ۲۹ کشور دنیا به منظور بررسی سازوکارهای مقابله با تروریست در تهران آغاز شد.
به گزارش خبرنگار انتظامی خبرگزاری تسنیم، دقایقی پیش سیزدهمین نشست عملیاتی پروژه «کالکان» با حضور دبیرکل سازمان پلیس بین‌الملل، وزیر کشور، فرمانده نیروی انتظامی و نماینده پلیس اینترپل کشورهای دنیا در هتل همای تهران آغاز شد. 

مسعود رضوانی رئیس پلیس بین‌الملل کشورمان در ابتدای این نشست با اشاره به اهداف برگزاری این کارگروه عملیاتی گفت: کشورمان میزبان سیزدهمین نشست کالکان است که با هدف پیشگیری و مبارزه با تروریسم در دو روز نوزدهم و بیستم تیرماه در تهران برگزار می‌شود.

وی ادامه داد: پلیس بین‌الملل کشورمان در سال‌های اخیر سعی کرده با حضور موثر خود در مجامع بین‌المللی و منطقه‌ای گام های مهمی در جهت پیشبرد اهداف از پیش تعیین شده بردارد.

رضوانی با بیان اینکه در این نشست ۷۵ نفر از ۲۹ کشور دنیا حضور دارند، افزود: در این نشست موضوعاتی همچون چگونگی یکپارچه‌سازی توانمندی‌های پلیس‌های دنیا، محدودسازی فضای برای اهداف تروریستی و ردیابی و مقابله با منابع مالی تروریسم جزء مهم‌ترین موضوعات مورد بحث خواهد بود. 

انتهای پیام/ 

سردار اشتری مطرح کرد؛ ایران قربانی تروریسم است/انتقاد از خروج منافقین از لیست تروریسم

خبرگزاری مهر، دهم ژوئیه ۲۰۱۷
لینک به منبع

فرمانده ناجا گفت: تروریسم یک چالش بزرگ است و هیچ کشوری نمی‌تواند به تنهایی با آن مقابله کند، به همین دلیل مبارزه با تروریسم همکاری تمام کشورهای جهان را می‌طلبد.به گزارش خبرنگار مهر، سردار حسین اشتری در سیزدهمین نشست کالکان ۲۰۱۷ با اشاره به اهداف برگزاری این نشست افزود: امروزه تروریسم به عنوان یک چالش بزرگ مطرح است و هیچ کشوری نمی‌تواند به تنهایی با آن مقابله کند، به همین دلیل مبارزه با تروریسم همکاری تمام کشورهای جهان را می‌طلبد.

وی تأکید کرد: پلیس و نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران قادر به ردیابی تمامی تحرکات تروریسم در همه نقاط به ویژه در مرزها است و می‌تواند با بهره‌گیری از تجهیزات تمام تحرکات تروریست‌ها را رصد کند.

فرمانده ناجا افزود: البته جمهوری اسلامی ایران خود قربانی تروریسم است و تاکنون ۱۷هزار نفر به دست تروریست‌ها به شهادت رسیده‌اند.

سردار اشتری گفت: پلیس ایران با راه‌اندازی سامانه ماین در مرزها، توانسته برای مقابله با تروریسم بیش از ۴۵۰ گذرنامه مسروقه را شناسایی و از طریق این سامانه ۱۶هزار پیام را با دیگر کشورها مبادله کند و ۳۰ نفر از مجرمان را دستگیر و به کشورهای خواهان مسترد کند.

تقسیم تروریسم به خوب و بد، اشتباه بزرگ است

وی خاطرنشان کرد: تقسیم تروریسم به تروریسم خوب و بد یک اشتباه بزرگ است چرا که تروریسم مرز نمی‌شناسد و امنیت و صلح بین‌المللی را نشانه رفته است.

رئیس پلیس کشور با اشاره به رواج افراطی‌گرایی و تروریسم در دنیا گفت: تروریسم و افراطی‌گرایی نتیجه بی‌عدالتی، تبعیض، جهل، فقر و نژادپرستی است که نه به جغرافیای خاص و نه به دین یا مذهب خاصی اختصاص دارد.

اشتری گفت: سازمان اینترپل می‌تواند در مبارزه با افراطی‌گری راهکارهای مؤثری را ارائه کند و با تبادل و تحلیل اطلاعات، راه نفوذ افراطی‌گرایی به کشورهای مختلف را سد کند.

وی با تأکید بر اینکه برقراری عدالت اجتماعی و مبارزه با جرائم یکی از اهداف مهم کشورهاست و محقق شدن آن در گروی مبارزه با ریشه‌های تروریسم و بروز جرایم است، گفت: اقدامات تروریستی صلح و امنیت جهانی را مورد هجمه قرار داده و خشکاندن ریشه آن نیازمند عزم جهانی است و این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران با استفاده از ظرفیت‌های داخلی خود در این مبارزه پیشگام بوده و علی‌رغم ناامنی‌های موجود در منطقه، از امنیت بسیار بالایی برخوردار است.

رئیس پلیس کشور افزود: در حال حاضر ساختار پلیس و نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به گونه‌ای است که به خوبی توانایی کنترل تحرکات در مرزها و فضای مجازی را دارد و کوچکترین تحرکات تروریستی را کشف و خنثی می‌کند.

ایران قربانی تروریسم است

سردار اشتری در ادامه سخنانش با تأکید بر اینکه ایران قربانی تروریسم بوده گفت: کشور ایران قربانی ترور است و بیش از ۱۷ شهروند کشورما قربانی اقدامات تروریستی گروه‌های مختلف تروریستی شده‌اند.

وی با بیان اینکه برخی از گروه‌های تروریستی پس از فرار از کشور اقدامات تروریستی خود را از خارج از کشور پیگیری می‌کنند، به عدم برخورد با این گروه‌های تروریستی انتقاد کرد و افزود: یکی از مهم‌ترین گروه‌های تروریستی گروه MKO موسوم به منافقین است که بیش از ۱۲ هزار نفر مردم بی‌گناه کشور را ترور کرده و حتی دست در دست صدام حسین، مرتکب جنایات بزرگی از جمله نسل‌کشی و قتل‌عام ۵ هزار نفر از مردم کردستان عراق شده است.

رئیس پلیس کشور با انتقاد جدی از خروج نام این گروه تروریستی از گروه‌های تروریستی بین‌المللی گفت: متأسفانه چندی پیش و به دلایل نامعلومی نام این گروه از لیست گروه‌های تروریستی خارج شد که خروج نام این گروه از این لیست جای تأمل دارد.

سوءاستفاده تروریست‌ها از فضای مجازی

وی در بخش دیگری از سخنانش با برشمردن مواردی از سوءاستفاده تروریست‌ها از فضای مجازی همچون عضوگیری، تبلیغ و… در فضای مجازی گفت: جامعه بین‌المللی باید اقدامات تکنیکی و پیشگیرانه برای مبارزه با سوءاستفاده گروه‌های تروریستی از فضای سایبری داشته باشند و به گفته کارشناسان می‌بایست تمام کشورها دسترسی به زیرساخت‌های فضای سایبری و اینترنت داشته باشند ولی متأسفانه شاهدیم که دسترسی به این زیرساخت‌ها تنها در اختیار یک کشور است.

اشتری در ادامه با اشاره به مبارزه مؤثر با تأمین مالی گروه‌های تروریستی، قاچاق مواد مخدر، قاچاق زنان و قاچاق کودکان را بخشی از راه‌های تأمین منابع مالی تروریست‌ها عنوان کرد و گفت: علاوه بر این موارد مهم‌ترین منابع گروه‌های تروریستی و به خصوص گروه‌های تکفیری، منافع نفتی کشورهای خاص است که به راحتی در اختیار این گروه‌های تروریستی قرار می‌گیرد.

دبیرکل سازمان اینترپل: استفاده ۱۹۰ کشور عضو اینترپل از تجارب پلیس فتای ایران

خبرگزاری مهر، دهم ژوئیه ۲۰۱۷
لینک به منبع

دبیر کل سازمان اینترپل در حاشیه بازدید از توانمندی‌های پلیس ایران، از استفاده ۱۹۰ کشور عضو اینترپل از تجارب پلیس سایبری ایران خبر داد.به گزارش خبرنگار مهر «یورگن اشتاک» با حضور در ساختمان پلیس فضای تولید و تبادل اطلاعات ناجا از توانمندی‌های این پلیس دیدار و با رئیس پلیس فتا ایران گفتگو کرد.

مجهز بودن ایران به تجهیزات روز دنیا برای کشف جرایم سایبری

وی، با اشاره به توانمندی‌های پلیس سایبری ایران برای مقابله با جرایم فضای مجازی، اظهار داشت: از تکنولوژی و دانش ورزی که پلیس فتا برای کشف جرایم سایبری دارد تحت تأثیر قرار گرفتم؛ این پلیس تجهیزات روز دنیا برای کشف جرایم سایبری را در اختیار دارد.

این مقام مسئول با اشاره به اینکه کشف و جمع‌آوری ادله جرم در فضای مجازی بسیار حائز اهمیت است، از حرفه‌ای بودن کارشناسان پلیس سایبری ایران و تسلط و استفاده خوب آنها از تجهیزات روز دنیا برای کشف جرم خبر داد و تصریح کرد: موضوع مهم این است که با داشتن تجهیزات مدرن بتوانیم از آنها برای کشف جرم استفاده کنیم که خوشبختانه کارشناسان پلیس فتا ایران این توانایی را دارند.

پیشگیری پلیس سایبری ایران از جرایم اینترنتی با تمرکز بر روی جوانان

دبیر کل سازمان اینترپل با بیان اینکه پلیس فتا ایران روی موضوع آگاه‌سازی جامعه در پیشگیری از وقوع جرایم سایبری تمرکز کرده است، گفت: ما معتقدیم قبل از وقوع و کشف جرم باید از رخ دادن آن جلوگیری کرد.
وی ادامه داد: پیشگیری پلیس سایبری ایران از جرایم اینترنتی با تمرکز بر روی جوانان است که بیشترین کاربران فضای مجازی را تشکیل می‌دهند.

این مقام ارشد سازمان اینترپل افزود: خانواده‌ها و شرکت‌های خصوصی می‌توانند در پیشگیری از وقوع جرم مؤثر باشند و پلیس ایران به خوبی روی این قشر برای پیشگیری سرمایه‌گذاری کرده است.

استفاده ۱۹۰ کشور عضو اینترپل از تجارب پلیس فتا ایران

اشتاک با اشاره به همکاری پلیس فتا ایران با مجتمع نوآوری جهانی اینترپل، تأکید کرد: همکاری پلیس سایبری ایران با این مجتمع از سال‌های گذشته ادامه داشته که باید از ایران به این خاطر تشکر کنم؛ ما برای تقویت همکاری‌ها ایده‌هایی داریم که روابط مان را گسترش دهیم.

وی همکاری پلیس فتا با اینترپل و کشورهای عضو را خوب توصیف کرد و اظهار داشت: پلیس فتا ایران جزء پلیس‌هایی محسوب می‌شود که اهداف ما را راهبری می‌کند، بسیاری از کنفرانس‌های ما در ایران برگزار شده و یا در اجلاس‌های بین‌المللی کارشناسان این پلیس حضوری فعال دارند.

دبیر کل سازمان اینترپل در خاتمه به گسترش برنامه‌های اینترپل برای تعامل بیش تر با پلیس سایبری جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد و بیان داشت: پلیس فتا ایران آماده ارائه توانمندی‌هایش به سایر کشورهاست و تاکنون بسیاری از کشورها از این توانمندی‌ها استفاده کرده‌اند.

(پایان)

*** 

رجوی ویلپنت مجاهدین خلق اول ژوئیه 2014Which occasion is Maryam Rajavi celebrating in Paris? (letter to Emmanuel Macron)

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=30157

زمان اخراج مریم رجوی از فرانسه و پایان دادن به پیام خشونت و ترور فرا رسیده است 

مسعود خدابنده، هافینگتون پست، بیست و نهم ژوئن ۲۰۱۷:… امانوئل ماکرون نشان داده است که یک چالشگر باهوش و ماهر در روابط بین المللی است که قبل از آنکه دهان باز کند رئیس جمهور ترامپ را در اجلاس ناتو در ماه مه در بروکسل آچمز کرد. شاید بالاخره زمان آن فرا رسیده باشد که ارزیابی جدیدی از انعطاف ناپذیری در برابر تروریسم در فرانسه بعمل آید. پیام مجاهدین خلق یعنی … 

افشای اعتصاب غذای دروغین مجاهدین خلق فرقه رجویSitting Down with the MEK (Mojahedin Khalq, Rajavi cult, NCRI, …)

The MEK’s dirty past includes the anti-Imperialist inspired murder of six Americans in pre-revolution Iran which it later celebrated in songs and publications

لینک به متن اصلی (انگلیسی)
ترجمه ابراهیم خدابنده

مسعود خدابنده، مدیر مؤسسه مشاوران استراتژی خاورمیانه

فرانسه تحت ریاست ماکرون می تواند نقش کلیدی در روابط غرب با ایران ایفا نماید.

(زمان اخراج مریم رجوی از فرانسه و پایان دادن به پیام خشونت و ترور فرا رسیده است)

۲۶ ژوئن ۲۰۱۷

رهبر مجاهدین خلق فرمان خودسوزی ها را بعد از دستگیری توسط پلیس ضد تروریسم فرانسه صادر کرد.

متخصصین ضد تروریسم اروپائی هشدار می دهند که در حالی که عملیات داعش در خاورمیانه محدود و محدودتر می شود، و ستیزه جویان خارجی به کشورهای خود باز می گردند، قطعا مواردی از اعمال خشونت بوقوع خواهد پیوست. در این رابطه، حملات تروریستی داعش در تهران شرایط به مراتب پیچیده تری را برملا کرده است که عواقب پایداری در غرب خواهد داشت، مگر آنکه از سرچشمه بسته شود. این اقدام شامل تحمل نکردن هر پیامی است که اعمال خشونت افراطی را تبلیغ می کند.

آنچه متخصصین را نگران می کند اینست که داعش بطور قطع مهارت هائی از مجاهدین خلق تبعیدی آموخته است که توانسته است با استفاده از آنها حملات در ایران را به پیش ببرد. مجاهدین خلق سه دهه تاریخچه خشونت تروریستی علیه ایران دارند و البته همچنان به سیاست تغییر رژیم خشونت بار در ایران چسبیده اند. در حالیکه مجاهدین خلق در همه جا به عنوان یک نیروی تاریخ گذشته به دلیل سن بالا و سلامت پائین ستیزه جویانش شناخته می شوند، متخصصین هشدار داده اند که اگرچه مجاهدین خلق دیگر یک نیروی جنگنده به حساب نمی آیند، اعضای آن کاملا مغزشوئی شده باقی مانده و قادرند به عنوان تأمین کننده لجستیک، تعلیمات، طراحی، و مشاوره برای دیگر گروه های تروریستی عمل نمایند. قطعا، همه آنها این ظرفیت را دارند که عملیات انتحاری انجام دهند.

اعضای مغزشوئی شده مجاهدین خلق (چپ) در لباس شخصی در تیرانا

از زمانی که آمریکا مجاهدین خلق را از عراق به آلبانی منتقل کرده این تهدید جدیت بیشتری یافته است. آلبانی هنوز درگیر مبارزه با فساد فزاینده سیاسی و رسانه ای، جرائم مربوط به مواد مخدر، قاچاق سلاح و قاچاق انسان است که مانع از پیوستنش به اتحادیه اروپا در آینده نزدیک شده است. حضور ۳۰۰۰ عضو مغزشوئی شده مجاهدین خلق در کشوری که به عنوان سرپل سوریه برای اروپا جهت استفاده نیروهای تروریستی جدید شناخته می شود تنها بحث برانگیز نیست، واقعا خطرناک است.

تهدید تنها به آلبانی محدود نمی شود؛ این کشور در پیمان ناتو قرار دارد و تحت سلطه آمریکا می باشد و لذا مجاهدین خلق می توانند برای هر هدفی که ایالات متحده لازم بداند مورد استفاده قرار گیرند و می گیرند. دیدار اخیر جان بولتن و سناتور مک کین از مجاهدین خلق نشانه هائی از استفاده های این چنینی دارد.

مریم رجوی یک لیست از شهدای ضد امپریالیست مجاهدین خلق را به سناتور مک کین در تیرانا در سال ۲۰۱۷ تقدیم می کند.

خطر اصلی در فرانسه و اروپای غربی است. مقر فرماندهی مجاهدین خلق در سی و شش سال گذشته در اورسورواز در حومه پاریس بوده است. امسال، مانند هر سال، مجاهدین خلق از نام پوششی خود یعنی شورای ملی مقاومت ایران برای اجاره کردن سالن ویلپنت در خارج از پاریس استفاده خواهند کرد، ارقام بالای غیر متعارف به سخنرانان خود پرداخت خواهند نمود تا برای مخاطبین که به آنها هم پول پرداخت شده و پرچم ها را تکان می دهند و شعارهای “تغییر رژیم” را فریاد می کنند سخنرانی در حمایت از مجاهدین خلق نمایند. این مراسم سالانه در درون مجاهدین خلق به عنوان روز بزرگداشت آغاز مبارزه مسلحانه در ایران توسط این گروه شناخته می شود.

امسال این مراسم در اول ژوئیه برگزار میشود، ولی اصالتا زمان آن برای بزرگداشت چالش مسلحانه مجاهدین خلق در برابر رهبری آیت الله خمینی در ۲۰ ژوئن ۱۹۸۱ (۳۰ خرداد ۱۳۶۰) است. این تاریخ مهم است. تحلیلگران حالا می گویند که مجاهدین خلق تاریخ مراسم بزرگداشت را قدری جابجا کرده اند تا از شکستی که مبارزه مسلحانه خورده اند فاصله بگیرند – بعد از آنکه کودتا شکست خورد، رهبران بالای مجاهدین خلق با حمایت سازمان سیا به فرانسه گریختند و نیروهای عادی خود را در برابر دستگیری ها و اعدام ها در ایران تنها گذاشتند. در عوض این تاریخ نزدیک تر به آنچیزی است که مجاهدین خلق به عنوان یک پیروزی در دو دهه ستیز تروریستی علیه ایران تلقی می کنند. در ۲۸ ژوئن ۱۹۸۱ (۷ تیر ۱۳۶۰) مجاهدین خلق مقر حزب جمهوری اسلامی در تهران را حین دیدار رهبران آن منفجر کردند. هفتاد و سه نفر از مقامات ارشد جمهوری اسلامی کشته شدند.

مفهوم این کار وقتی اعتقادات پایه ای مجاهدین خلق را به حملات تروریستی در تهران ربط بدهیم روشن است. پیامی که مراسم مجاهدین خلق به ناظران می دهند این است که روش حملات داعش در تهران برجسته و برحق بوده و یک واکنش مشروع به سناریوئی است که در آن ایران به عنوان حامی اصلی تروریسم در جهان معرفی می گردد. (قابل توجه است که نه عربستان سعودی و نه مجاهدین خلق این حملات را محکوم نکردند).

مریم رجوی به شاهزاده ترکی الفیصل در نمایش ویلپنت در سال گذشته خوشامد می گوید.

در این سناریو – ایران به عنوان حامی اصلی تروریسم – توسط مجاهدین خلق به صورت نامحدودی در میان دوایر سیاسی غرب مطرح می گردد. پارلمان های ملی همانند پارلمان اروپا در این برنامه گروگان نگاه داشته شده اند. عادی سازی روابط با ایران بعد از توافق هسته ای توسط مجاهدین خلق مسدود گردیده است. تهدیدات مجاهدین خلق در جهت پیشبرد این هدف اخیرا در پارلمان اروپا مورد بحث قرار گرفت. نمایندگان پارلمان اروپا نتیجه گیری کردند که تا زمانی که گروهی که به دنبال تغییر رژیم است و حقوق انسانی اعضای خود را نقض می کند به صورت مصنوعی خود را در میانه صحنه این بحث قرار داده است، اروپا نمی تواند با وضعیت حقوق بشر در ایران مقابله کند.  

واقعیت اینست که طی سال گذشته چشم انداز سیاسی غرب به صورت غم انگیزی تغییر کرده است. دو بلوک متمایز ظهور کرده اند: اتحاد کشورهای ضد ایران شامل آمریکا، انگلستان، اسرائیل و عربستان سعودی در یک طرف به صورت کور ظاهرا به هر قیمتی به دنبال تغییر رژیم هستند، و اروپا – منهای انگلستان بعد از خروج از اتحادیه اروپا – (و همچنین روسیه و چین) که به دنبال رویکرد مجدد و یافتن فرصت های تجاری هستند.

در این رابطه، تمرکز برای عمل می بایست در فرانسه، جایگاه مقر فرماندهی مجاهدین خلق باشد. ما باید به دولت فرانسه بگوئیم که این افراد به بلوک تغییر خشونت آمیز رژیم تعلق دارند، چرا شما به اجاره دادن زمین خود بعد از ۳۶ سال ادامه می دهید؟ آمریکا یا مجاهدین خلق برای شما چه کرده اند که ارزش بی آبروئی حمایت از این گروه را به جان خریده اید؟ بهای ماندن مجاهدین خلق در کشور شما چقدر بوده است؟ چه تأثیراتی تداوم این حضور برای سیاست خارجی و روابط تجاری کشور شما خواهد داشت؟ چگونه جمهوری فرانسه می تواند به این گروه اجازه دهد تا افراطی گری و خشونت و تروریسم را در خاک فرانسه گسترش دهد؟

در گذشته، البته، پرسش چنین سؤالاتی بی معنی بود – حتی اگر به عنوان موضوعات دائمی حل ناشده پرسیده می شدند. خارج کردن مجاهدین خلق از فرانسه و سایر کشورهای اروپائی مشکل ساز بود – تبعید آنان به عراق غیر ممکن بود زیرا حقوق بشر آنان قابل تضمین نبود. ولی در سال ۲۰۱۶ آمریکائی ها خارج کردن مجاهدین خلق از عراق به محل امن آلبانی را ممکن ساختند. هیچ دلیلی وجود ندارد که باور کنیم اروپا نمی تواند اقدام مشابهی انجام دهد و رهبران مجاهدین خلق را در امنیت از فرانسه و سایر کشورهای اروپائی به آلبانی منتقل نماید. رهبر مجاهدین خلق مریم رجوی چندین هفته را در تیرانا سپری کرده است. هیچ دلیلی وجود ندارد که مانع آن شود که وی مقر دائمی خود را با کمک بیشتر از جانب آمریکائی ها در آنجا برقرار نماید.

جنبش میانه روی جدید رئیس جمهور امانوئل ماکرون با اکثریت بالائی در پارلمان فرانسه پیروز شده است که به وی قدرت مانور بالائی می دهد. او نشان داده است که یک چالشگر باهوش و ماهر در روابط بین المللی است که قبل از آنکه دهان باز کند رئیس جمهور ترامپ را در اجلاس ناتو در ماه مه در بروکسل آچمز کرد. شاید بالاخره زمان آن فرا رسیده باشد که ارزیابی جدیدی از انعطاف ناپذیری در برابر تروریسم در فرانسه بعمل آید. پیام مجاهدین خلق یعنی تغییر خشونت بار رژیم نباید بیش از این تحمل شود.

The Life of Camp Ashraf Mojahedin-e Khalq – Victims of Many Masters By Anne Singleton and Massoud Khodabandeh

2016-06-30-1467308500-6000440-download.jpgمریم رجوی – ملکه تبلیغات مجاهدین خلق – خدمات خود برای دشمنان ایران را آگهی میکند

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29720

مباحثه در پارلمان اروپا “در خصوص مجاهدین خلق ایرانی چه باید کرد؟”ا 

 مسعود خدابنده، هافینگتون پست (هافپست)، چهارم ژوئن ۲۰۱۷:… این همایش، که با شرکت تعدادی از پارلمانترها، محققین و تحلیلگران همراه با نمایندگانی از خارج از  پارلمان از جمله مسئولین امنیتی اروپایی، برگزار شد توسط آنا گومزآنا گ از کشور پرتقال سازماندهی و توسط ماریتیه شاکه از هلند و میشل گاهلر از آلمان همراهی گردید. هر سه نفر سوابق روشنی در انتقاد آشکار نسبت به نقض حقوق بشر در ایران داشته و … 

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsAlbania’s destabilization? You have forgotten hundreds of Mojahedin!

تعلیم دیدگان صدام مجاهدین خلق رجوی از عراق تا آلبانیShould we be afraid of Senator McCain meeting with the Mojahedin Khalq (Rajavi cult, MEK, MKO, …) in Albania?

(ترجمه ابراهیم خدابنده)

لینک به متن اصلی در هافینگتون پست (انگلیسی)

لینک به متن در تاپ تاپیک (انگلیسی)

لینک به متن آلبانیایی در گازت ایمپکت

مسعود خدابنده، مدیر مؤسسه مشاوران استراتژی خاورمیانه

مباحثه در پارلمان اروپا “در خصوص مجاهدین خلق ایرانی چه باید کرد؟”

۲ ژوئن ۲۰۱۷

همایشی در پارلمان اروپا به تاریخ ۳۰ مه به بحث حول مسائل مربوط به سازمان مجاهدین خلق، هم در داخل پارلمان و هم در سطح اروپا و جهان، پرداخت.

این همایش، که با شرکت تعدادی از پارلمانترهای اروپائی بعلاوه محققین و تحلیلگران همراه با نمایندگانی از خارج از  پارلمان از جمله مسئولین امنیتی اروپایی، برگزار شد توسط آنا گومز از کشور پرتقال سازماندهی و توسط ماریتیه شاکه از هلند و میشل گاهلر از آلمان همراهی گردید.

نمایندگان پارلمان اروپا جلسه بحث در مورد مجاهدین خلق فرقه رجوی

هر سه نفر سوابق روشنی در انتقاد آشکار نسبت به نقض حقوق بشر در ایران داشته و همچنین در خصوص فعالیت های مجاهدین خلق نگران هستند.

دو سخنران متخصص برای ایراد سخنرانی در این همایش دعوت شده بودند. نیکولا پده مدیر مؤسسه مطالعات جهانی از ایتالیا و مسعود خدابنده مدیر مؤسسه مشاوران استراتژی خاورمیانه از انگلستان.

مسعود خدابنده نیکلا پدی پارلمان اروپا

از آنجا که شرکت کنندگان مشاهده نموده اند که سازمان مجاهدین خلق پول بسیار هنگفتی برای تبلیغات و لابی گری هزینه می کند، اولین موضوع مورد بحث پاسخ به این سؤال بود که “چه کسی منابع مالی مجاهدین خلق را تأمین می کند و هدف آنها چیست؟” مشخص شد که نمایندگان پارلمان اروپا بخوبی آگاهی دارند که مجاهدین خلق هرگز یک گروه مستقل نبوده اند و طی ده ها سال از جانب حلقه هایی از جریاناتی معین تأمین مالی می شوند که هدفشان مهندسی تغییر رژیم در خاور میانه است. سؤال سپس به این صورت مطرح گردید که آیا حامیان مربوطه نسبت به هزینه های پشتیبانی از مجاهدین خلق آگاهی دارند و آیا می دانند که نه تنها سودی از این بابت بدست نمی آورند بلکه در برنامه های تغییر رژیم خودشان گرفتار خسارت هم می شوند؟

مباحث بعدی توسط نمایندگان فاش ساخت که مجاهدین خلق تقریبا در هر پارلمانی در سراسر اروپا رانده و طرد شده اند.

علیرغم این واقعیت، اعضای مجاهدین خلق هنوز می توانند به داخل پارلمان اروپا دسترسی داشته باشند چرا که این پارلمان یک نهاد باز و آزاد است. مشکلی که این موضوع بوجود می آورد این است که شگردهای تحکمی مجاهدین خلق برای مرعوب کردن نمایندگان پارلمان اروپا و دستیاران آنان به راحتی به اجرا در می آید. چندین نماینده در این همایش مدارک دست اولی در این خصوص ارائه دادند. یک نماینده پارلمان اروپا گفت که در مدت زمان ۱۰ دقیقه بعد از اتخاذ یک موضعگیری خاص او تحت بمباران توده ایمیل ها قرار گرفت که محتوای همه آنها توهین و تهدید بود. نمایندگان توافق داشتند که این موضوع مغایر با اصول اساسی هر پارلمانی است که نمایندگان در آن می بایست قادر به ابراز نظر و عملکرد آزاد فارغ از هرگونه فشار یا ارعاب باشند.

نیکولا پده کارش در پارلمان ایتالیا را برای نمایندگان تشریح نمود. او گفت که در مجلس ایتالیا نمایندگان وادار می گردند تا طومارهائی را که از جانب فعالان قلابی حقوق بشر ارائه میشود امضاء نمایند. پده گفت که وقتی او در این خصوص از نمایندگان سؤال کرد بسیاری از امضاء کنندگان آگاه نبودند که مجاهدین خلق در پشت این طومارها هستند و توجه نکرده بودند که بسیاری از جملات و پاراگراف ها در حمایت از مریم رجوی و برنامه های وی بعد از امضای آنان افزوده شده اند. پده گفت که برخی نمایندگان مجلس حتی قویا مخالف مجاهدین خلق هستند و از این بابت که فریب خورده بودند به شدت خشمگین بودند. آنها تصور کرده بودند که تنها نقض حقوق بشر در ایران را محکوم می کنند، ولی نام آنان برای به نمایش درآوردن حمایت از تروریست ها در آلبانی مورد سوء استفاده قرار گرفته بود.  

مباحث ادامه یافت و سپس به مشکل به رسمیت شناختن مجاهدین خلق به عنوان حامیان حقوق بشر در ایران رسید. آنا گومز گفت که وقتی شیرین عبادی، یک ایرانی برنده جایزه صلح و حقوق بشر، از پارلمان اروپا دیدار کرد، او به صراحت اعلام نمود که مجاهدین خلق هیچ حقی برای فعالیت های حقوق بشری ندارند. بلکه برعکس، آنان خود نقض کننده حقوق بشر هستند.

مسعود خدابنده به نمایندگان یادآور شد که اخیر رضا پهلوی – که مایل به برقراری مجدد سلطنت در ایران است –  در مصاحبه با آسوشییتد پرس مجاهدین خلق را به عنوان یک فرقه رد کرد. بعلاوه اینکه، هر گروه اپوزیسیون ایرانی از جنبش سبز گرفته تا ملی گراها مجاهدین خلق را در بحث حقوق بشر مردود دانسته و به عنوان یک ارگان سیاسی قبول ندارند.  

نمایندگان بیشتر نگران این بودند که دولت ایران نیز مایل به نشان دادن مجاهدین خلق به عنوان حامیان حقوق بشر است تا به این وسیله موضوع را مردود نشان دهد و چنین بگوید که این گروه تروریستی هزاران شهروند ایرانی را به قتل رسانده و همچنان به نقض فاحش حقوق بشر علیه اعضای گروه خودش مشغول است.

مسعود خدابنده یک نمونه از مجلس لردهای انگلستان آورد که در آن هاله افشار – یک ایرانی سرشناس و آکادمیسین که در این مجلس با عنوان بارونس افشار حضور دارد – یک جلسه بحث پارلمانی را در خصوص نقض حقوق بشر در ایران هدایت نمود. تعداد بسیاری از شخصیت های ارزشمند در این جلسه اطلاع رسانی کردند. اما این بحث چالش برانگیز توسط یکی از هواداران مجاهدین خلق کاملا تخریب گردید. او عنوان نمود که تنها مریم رجوی و گروه او می توانند آزادی و حقوق بشر را به ایران به ارمغان بیاورند. به گفته خدابنده هرگز نمی توان انتظار داشت که دولت ایران به چنین جلسه ای واکنش نشان داده و اهمیت بدهد.

نیکولا پده یک اظهار نظر جالب داشت. او گفت که مجاهدین خلق نمی توانند به عنوان یک نیرو قابل دوام به حساب بیایند زیرا به دلیل رفتار فرقه ای که دارند نسل دومی نخواهند داشت. او به نمایندگان گفت که آنان عملا مشغول از بین بردن خودشان هستند، زیرا ازدواج و تشکیل خانواده برای تمامی اعضا ممنوع اعلام شده است.

موضوع سوم مورد بحث حضور مجاهدین خلق در آلبانی بود. نمایندگان شنیدند که چگونه مجاهدین خلق مجبور به ترک عراق شده و چگونه آمریکائی ها ترتیبات کار را برای ملل متحد دادند تا بتواند آنان را به آلبانی منتقل نماید. دولت عراق بعد از خلاصی از شر حدود سه هزار نفر از اعضای مجاهدین خلق، که بخشی از ارتش سرکوبگر صدام حسین بودند، نفس راحتی کشید. ولی مشکل در حال حاضر تنها به آلبانی منتقل شده است. آمریکائی ها قول دادند که در بازپروری ذهنی اعضای مجاهدین خلق کمک نمایند. ولی آنطور که مسعود خدابنده اشاره نمود، این موضوع اتفاق نیفتاد و گروه اجازه یافت تا به عنوان یک فرقه تروریستی مجددا سازماندهی شود و اعضای خود را به عنوان برده های مدرن تهدید نماید.

نمایندگان تمایل آلبانی به پیوستن به اتحادیه اروپا را در زیر سایه وضعیت فعلی مورد بحث قرار دادند و توافق نمودند که این موضوع نه تنها قابل اجرا نیست بلکه جادادن تروریست ها در خاک اروپا در حال حاضر یک تهدید امنیتی برای کل اروپاست. نمایندگان تأکید کردند که سرویس های امنیتی اروپا لازم است این تهدید را عاجل و جدی تلقی نمایند.

گزارشات همچنین به نقض حقوق بشر در قبال اعضای مجاهدین خلق از جانب رهبران خودشان پرداخت. آنان در شرایط برده داری نوین زندگی می کنند چرا که کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان به صورت غیرقانونی مستمری پناهندگی اعضا را به جای اینکه به خود شخص بپردازد به سازمان می دهد. این بدان معناست که اعضا مجبور هستند همچنان به گروه وابسته بوده و نتوانند گروه را ترک نمایند. اعضا همچنین از ارتباط با خانواده خود و حتی اعضای سابق محروم هستند تا نتوانند به کمک ها یا حمایت های بیرونی متوسل شوند.

علاوه بر این که دو سخنران همایش، تحلیل های تخصصی خود را در طول جلسات ارائه دادند، راه حل هائی نیز پیشنهاد کردند. خدابنده از نمایندگان خواست تا بر مقامات آلبانی و کمیساریا فشار بگذارند تا شرایط گروگان بودن اعضای مجاهدین خلق در آلبانی را تغییر دهد.

پده گفت که نمایندگان پارلمان اروپا باید نسبت به خطر استفاده از گروه هائی نظیر سازمان مجاهدین خلق برای حمایت از حقوق بشر توجیه شوند.

در پایان همایش، بحث آزاد شرکت کنندگان انجام شد. اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق، علی اکبر راستگو، بتول سلطانی، رضا صادقی، و قربانعلی حسین نژاد در این زمان در بحث شرکت نمودند.

در بخش نتیجه گیری، نمایندگان راه حل های متعدد پیش رو را مورد بحث قرار دادند. آنان گفتند که مهم است راه هائی برای مقابله با این مشکلات یافت شود زیرا پارلمان نمی تواند در برابر ارعاب به گروگان گرفته شود. یک بسته فعالیتها به منظور قطع ید از فریبکاری ها و تهدیدات مجاهدین خلق در پارلمان اروپا مورد توافق قرار گرفت. روی راه حل های دیگر برای مشکلات گسترده تر نیز موافقت شد که تا پایان سال به اجرا در خواهند آمد.

(پایان)

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=29480

ایلونا جبریا هماهنگ کننده مبارزه با قاچاق انسان در آلبانی، برده داری مریم رجوی را ستایش می کند 

Elona Gjebrea_Maryam Rajaviمسعود خدابنده، هافینگتون پست، بیست و یکم می ۲۰۱۷:… این داستان یک وجه دیگر هم دارد. در ۱۶ ژانویه ۲۰۱۷، جبریا همراه با برخی دیگر از شخصیت های آلبانیائی، در یک کنسرت موسیقی زیرزمینی در تیرانا به میزبانی گروه تبعیدی ایرانی مجاهدین خلق که پایگاهش در آلبانی است شرکت نمود. جبریا ادعا کرد که مردم آلبانی “در همبستگی با مجاهدین خلق” هستند. سپس در ماه مارس او در میتینگ سال نوی مجاهدین خلق همراه با ۳۰۰۰ تن اعضای آنان و … 

ISIS ISIL Mojahedin Khalq Rajavi cult FlaqsMojahedin Khalq, Rajavi cult, Saddam’s Private Army, were trained by Mossad to assassinate Iranian scientists 

(ترجمه ابراهیم خدابنده)

لینک به متن اصلی در هافینگتون پست (انگلیسی)

لینک به ترجمه آلبانیایی در نشریات آلبانی

لینک به متن انگلیسی در ایران اینترلینک

هماهنگ کننده مبارزه با قاچاق انسان در آلبانی، ایلونا جبریا Elona Gjebrea مریم رجوی را برای نگاهداری برده های مدرن در تیرانا مورد ستایش قرار می دهد.

روزنامه هافینگتون پست آمریکا

مسعود خدابنده – مدیر مؤسسه مشاور استراتژیک خاور میانه

با همکاری آن خدابنده

۱۷ مه ۲۰۱۷

Elona Gjebrea_Maryam Rajavi

خانم ایلونا جبریا Elona Gjebrea در میتینگ مجاهدین خلق در تیرانا در ماه مارس ۲۰۱۷ با مریم رجوی

مسعود خدابندهدر حالیکه انتخابات دموکراتیک در آلبانی در پیش روست، شرایط برای انتخابات پارلمان آلبانی بد است. اعتراضات و اغتشاشات تاکنون پیش درآمدی بر انتخابات ماه ژوئن می باشد. اپوزیسیون رسمی به تحریم سه ماهه پارلمان ادامه می دهند و تهدید کرده اند که خود انتخابات را نیز تحریم خواهند کرد. اعتراضات ریشه در اتهامات مربوط به فساد و رانت خواری در برابر دولت نخست وزیر ادی راما Edi Rama دارد.

مشکلات جاری و ظاهرا غیر قابل حل مربوط به قاچاق مواد مخدر و کارتل های این مواد، قاچاق اسلحه و انسان، به عنوان بنزین روی آتش برای اتهامات فساد اداری عمل میکنند. سیاستمداران از تمامی جناح ها به نظر می رسد که قادر به فائق آمدن موفقیت آمیز بر این جنایات یا فرار از اتهامات همکاری با آنان نیستند.

یک نمونه از پیچیدگی های مشکلات آلبانی را می توان در بررسی فعالیت های هماهنگ کننده مبارزه با قاچاق انسان یعنی دکتر ایلونا جبریا یافت که همچنین معاون وزیر کشور آلبانی نیز هست.

در ماه مارس ۲۰۱۷ خانم جبریا در کنفرانسی که توسط دولت ولز و خدمات قضائی بریتانیا تشکیل شده و بر مشکل آلبانیائی های قربانی برده داری در انگلستان متمرکز بود شرکت کرد. بیشتر قربانیان برده داری مدرن از آلبانی راهشان به انگلستان ختم می شود تا به کشورهای دیگر – ۱۷% تمامی این موارد در انگلستان است. ارائه قانون برده داری نوین در سال ۲۰۱۵ در انگلستان، به گروه های ضد برده داری و فعالان و مبارزان در این عرصه قدرت بخشیده است تا با این مشکل مقابله کنند.  

در آلبانی، ایلونا جبریا همچنین روابط نزدیک با ایالات متحده در خصوص قاچاق انسان و برده داری دارد. سفارت آمریکا در تیرانا در آلبانی، با تأکید بر گزارش وزارت خارجه آمریکا در خصوص قاچاق انسان در ژوئن ۲۰۱۶  اعلام نمود که: “ایالات متحده همکاری نزدیک با دولت آلبانی، جامعه مدنی و خصوصا هماهنگ کننده ملی مبارزه با قاچاق انسان یعنی ایلونا جبریا را در جهت هدف مشترک مقابله با پدیده جهانی قاچاق انسان مورد تقدیر قرار می دهد”.

در دسامبر ۲۰۱۶، ایالات متحده یک کمک مالی ۳ میلیون دلاری برای حمایت از “سیستم قضائی جنائی در مبارزه با جرائم سازمانیافته و فساد” در آلبانی اختصاص داد. معاون وزیر کشور جبریا از این توافق و منابع مالی داده شده استقبال کرد.

تاکنون، اوضاع خوب پیش رفته است، آلبانی ظاهرا موضعی قوی در برابر برده داری نوین گرفته و ایالات متحده از کوشش های انجام شده پشتیبانی می کند. ولی این داستان یک وجه دیگر هم دارد. در ۱۶ ژانویه ۲۰۱۷، جبریا همراه با برخی دیگر از شخصیت های آلبانیائی، در یک کنسرت موسیقی زیرزمینی در تیرانا به میزبانی گروه تبعیدی ایرانی مجاهدین خلق که پایگاهش در آلبانی است شرکت نمود. جبریا ادعا کرد که مردم آلبانی “در همبستگی با مجاهدین خلق” هستند. سپس در ماه مارس او در میتینگ سال نوی مجاهدین خلق همراه با ۳۰۰۰ تن اعضای آنان و رهبرشان مریم رجوی شرکت کرد. او مجددا ستایش خود از مجاهدین خلق و رهبری آنرا ابراز داشت.

حمایت آشکار جبریا از این گروه به دلایل متعدد شوک برانگیز بود. کمترینش به این دلیل که مجاهدین خلق یک گروه به شدت بحث برانگیز با سابقه ای خشونت بار است. تمامی اعضای مجاهدین خلق به اجبار از عراق توسط آمریکا به آلبانی منتقل شدند تا خواسته عراقی ها مبنی بر خلاص شدن کشورشان از شر آخرین بقایای رژیم صدام حسین محقق شود. حتی تا سال ۲۰۱۶ مجاهدین خلق در ارتباط با القاعده در عراق و داعش بودند. آمریکائی ها چندین میلیون دلار به دولت آلبانی پرداخت کرده و قول دادند که گروه را از رادیکالیزاسیون و مغزشوئی خارج سازند.

این اتفاق نیفتاد. به جای خارج ساختن از رادیکالیزاسیون، اجازه داده شد تا ساختار سازمان به صورتی که به مدت سه دهه در عراق عمل می کرد حفظ گردد. حدود ۳۰۰۰ نفر اعضای مجاهدین خلق در پشت درهای بسته محبوس و ایزوله شدند. این ماجرا منجر به بروز تردیداتی نسبت به آینده گروه شد. در میتینگ های برگزار شده، مانند همانی که خانم جبریا در آن شرکت نمود، مجاهدین خلق به تفکر سرنگونی رژیم در ایران ادامه دادند – که در گذشته مجاهدین خلق از طریق اقدامات خشونت بار و تروریستی به پیش می بردند.

وقتی جان بولتون یا سناتور مک کین برای مجاهدین خلق لابی می کنند روشن است که آنان یک برنامه سیاسی ضد ایران را به پیش می برند. ولی آیا خانم جبریا هم همان برنامه را در قبال ایران دنبال می نماید؟ آیا آلبانی هم به همین صورت عمل می نماید؟ سیاستمداران دولت و اپوزیسیون از یک رویکرد آگاهانه و هوشیارانه سود خواهند برد اگر چنانچه ایران را به عنوان یک شریک تجاری بالقوه برای کشورشان تحریک نکنند.

ولی مقوله شوک برانگیز حمایت خانم جبریا از مجاهدین خلق در میتینگ آنان می تواند بر مبنای عدم آگاهی یا منتج از فساد باشد. بخوبی معلوم است که مجاهدین خلق به صورت یک فرقه کنترل ذهن اداره می شود. سازماندهی آن به صورت یک سیستم توتالیتری است که توسط یک رهبر خودکامه که خواهان اطاعت محض و بدون چون و چرا از جانب تمامی اعضا در هر سطحی است هدایت می گردد.

این گروه خارج از نرم های قانونی، اخلاقی یا فرهنگی اداره می شود. یکی از خصوصیات مشخص شده فرقه ای این گروه – که مدت هاست توسط متخصصین و تحلیل گران با مدارک کافی برملا شده– این است که اعضا در وضعیت برده داری مدرن نگاه داشته می شوند. آنان مجبور به انجام بیگاری و خدمات نظامی اجباری می باشند. به عبارتی، آنان گلادیاتور های عصر جدید هستند، که نه برای رم باستان بلکه برای اربابان مدرنشان می جنگند، کسانی که به رهبری مجاهدین خلق به عنوان مزدور پول می دهند.

بیائید به خودمان یادآوری کنیم که ایلونا جبریا هماهنگ کننده مبارزه با قاچاق انسان در آلبانی است. نقش او مقابله با برده داری و قاچاق انسان است. بنابراین او چگونه حمایت خود از یک سیستم برده داری نوین در آلبانی را توجیه می کند؟ زمانی که او مریم رجوی را مورد تمجید قرار می دهد آیا اطلاع دارد که جمعیتی که هورا می کشند، پرچم های خود را تکان می دهند، و کف می زنند در واقع بردگانی هستند که راهی به غیر از اطاعت از آنچه رجوی دیکته می کند ندارند؟ آیا او اصلا مطلع است که اعضای مجاهدین خلق که ده ها سال بدون دریافت حقوق کار کرده اند هنوز از مستمری پناهندگی کمیساریای عالی ملل متحد برای پناهندگان محروم هستند چرا که این مستمری از طریق رهبری مجاهدین خلق پرداخت می شود؟ مریم رجوی چیزی به غیر از یک ارباب دسته بردگان نیست.

Maryam Rajavi Tirana Albania cult of Rajaviمریم رجوی و بردگانش در حال تکان دادن پرچم ها در تیرانا در آلبانی

خانم جبریا تنها یکی از چندین شخصیت برجسته ای است که اخیرا در برابر اصرار و اغوای مجاهدین خلق تسلیم شده است. ولی چه تناقض بزرگی در نقش او در وزارت کشور مشاهده می شود. او نه تنها در دادن اطمینان به اعضای مجاهدین خلق برای خارج شدن از رادیکالیزاسیون و مغزشوئی و بازگشت به زندگی عادی ناتوان است، بلکه ادامه برده بودن آنان را در کشورش مورد تشویق و تمجید قرار می دهد. وقتی آشکارا چنین وضعیت شوک برانگیزی وجود دارد، دشوار نیست دیده شود که چرا انتخابات پارلمانی در آلبانی این چنین با تنش و عصبانیت و نارضایتی همراه است. برای کشوری که به آمریکا برای دریافت کمک و حمایت وابسته است، شرم آور است که نمی تواند هدایت بهتری برای بازگردن دموکراسی آلبانی به جاده اصلی ارائه دهد.

(پایان)

*** 

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=28435

رویکرد ترامپ به قضایا بر طبق نسخه مجاهدین خلق ضامن پیروزی بر ایران نیست، اما داعش را نجات می دهد

Maryam Rajavi Rudi Giuliani Elaine Chao terroristsمسعود خدابنده، هافینگتون پست، دوازدهم فوریه ۲۰۱۷:… ولی بزرگترین سراب این خواهد بود که تصور شود مجاهدین خلق می توانند به هر شکلی یک شریک قابل اتکاء و مؤثر باشند. اگر دونالد ترامپ چشم اندازی در روشهای خودش داشته باشد – خواسته های غیر قابل پیش بینی و عدم پذیرش انتقاد – او نظر مستقیمی در این خصوص که مجاهدین خلق چگونه عمل می کنند … 

(Library of Congress. Congressional Research Service.
The People’s Mojahedin Organization of Iran, by Kenneth Katzman. Washington, Nov 1992. 6 p.
Doc. call no.: M-U 42953-1 no.92-824F)

لینک به متن اصلی (انگلیسی)
(ترجمه ابراهیم خدابنده، ایران اینترلینک)

رویکرد ترامپ به قضایا بر طبق نسخه مجاهدین خلق ضامن پیروزی بر ایران نیست، اما داعش را نجات می دهد.  

۶ فوریه ۲۰۱۷

Rudi Giuliani, Maryam Rajavi and Elaine Chao

رودی جولیانی، مریم رجوی و الین چائو

مسعود خدابنده مدیر مشاوران استراتژی خاور میانه

می گویند عمل بلندتر از کلام سخن می گوید. با نگاهی به پشت صحنه طوفان توئیتری که تأثیرات فریبکارانه برای پوشاندن مقاصد واقعی دولت ترامپ داشت، یک واقعیت کاملا روشن است؛ برای این دولت، ایرانی ها در خط آتش مقدم هستند.

این امر بخودی خود غیر قابل انتظار نبود. ترامپ در کارزار انتخاباتی تهدید کرد که توافق هسته ای با ایران را پاره خواهد کرد. بنابراین روشن بود که او هیچ تعلق خاطری به ایرانیان ندارد.  

اولین عمل او به عنوان رئیس جمهور ایجاد چالش در برابر ایران بود – او ایران را جزو کشورهای مسلمانی قرار داد که ورود اتباعش ممنوع شد و سپس اعلام نمود که ایران بعد از آزمایش موشک های بالستیک، که البته می گوید دفاعی است، تحت نظر خواهد بود. واضح است که ایران برای ترامپ و تیمش در لیست مسئله سازها قرار دارد.  

و مدارک روی هم انباشته میشوند. به مانند یک بارومتر برای هر فرد یا حتی رویکرد تهاجمی دولت برای ایران، حمایت از مجاهدین خلق به اندازه هر شاخصی با دقت انجام می گردد. این گروه حامی تغییر خشونت بار رژیم ایران در سه دهه گذشته بوده است. حامیانش اکنون در تردید هستند که آیا این اقدامات در جهت جنگی با هدایت آمریکا می باشد.

حتی قبل از اینکه ترامپ در حاکمیت قرار گیرد، افشاگری هائی در خصوص اینکه مشاوران و کارگزاران دولت وی از فرقه تروریستی مجاهدین خلق حمایت کنند موجب نگرانی در میان متخصصان سیاست خارجی شد. بهرحال، کارشناسان ضد ایران می توانند از میان هزاران گروه های مدنی و شخصیت ها برای گرفتن مشورت برای ایجاد تغییر در ایران انتخاب نمایند. گذشته کثیف مجاهدین خلق شامل اقدام ضد امپریالیستی قتل شش آمریکائی در ایران قبل از انقلاب می باشد که بعدها در قالب سرودها و نشریات مورد ستایش قرار گرفت. (خانواده سرهنگ نیروی هوائی جک ترنر – “ما اولین قربانیان ترور قبل از اینکه جنگی علیه ترور باشد بودیم” – در حال حاضر خواهان جبران خسارت برای قتل او هستند.) رئیس جمهور جدید ظاهرا نگرانی های خود را کنار گذاشته و انتخاب کرده است تا خود را محاط در میان کسانی کند که حامیان مجاهدین خلق بوده اند.

Col. Jack Turner and Col. Paul Shaffer victims of Mojahedin Khalq terror campaign

سرهنگ جک ترنر و سرهنگ پل شیفر قربانیان کارزار تروریستی مجاهدین خلق

با محکوم نکردن مجاهدین خلق، ترامپ چند کار انجام داده است. یکی اینست که نشان داده است که او نه در جنگ با ایران بلکه با ایرانیان است. مجاهدین خلق عمیق تر از هر جریان سیاسی فعلی از جانب ایرانیان در داخل و خارج از کشور مورد تنفر مردم هستند.

او همچنین نشان داد که جنگ او با داعش نیست بلکه با کشور ایران است. دونالد ترامپ به این دلیل به پیروزی رسید که وعده داد علیه داعش اقدام کرده و گروه را شکست خواهد داد. اما داعش بدون اتحاد نیروهائی از جمله ایران قابل شکست دادن نیست. واقعیت عملی در سوریه و عراق بیانگر اینست که نیروهای داعش در حلب و موصل عمدتا به خاطر دخالت ایران شکست خوردند. ترامپ بروشنی نشان می دهد که هیچ قصدی برای شکست دادن تروریسم ندارد.

اما از همه مهمتر، این بردباری و حتی گرمی، که در برابر مجاهدین خلق در حلقات سیاست خارجی آمریکا نشان داده میشود این پیام که توسط هر کس در دنیا مشاهده می گردد را می دهد که: جعبه جنگ آمریکا تقریبا خالی است. به غیر یک تعداد تحریم های ضعیف، وارد کردن مجاهدین خلق در معادلات به این معنی است که نه تنها آمریکا حربه ای علیه ایران ندارد، بلکه به نظر می رسد که به قدری احمق است، و شاید با افکار تعصب آمیز گیج شده است، که سرنوشت خود را با ناکام ترین و بی مصرف ترین گروهی که تاکنون وجود داشته گره بزند.

خنده دار است که خود مجاهدین خلق سرنوشتشان را به هرآنچه که طرف برنده به حساب می آمد گره زدند. بهرحال، انتخاب حامیان مجاهدین خلق دیگر هوشمندانه به نظر نمی رسد. آیت الله خمینی به سرعت در مجاهدین خلق پیشنهادات فرصت طلبانه در شراکت در قدرت دید و عملا موجب تبعید آنان از ایران شد. قدم بعدی اتحاد با صدام حسین علیه ایران در طول جنگ ایران و عراق بود – یک دستاورد فاحش خائنانه  که بخاطر آن هیچ ایرانی هرگز آنان را نخواهد بخشید. بعد از سقوط صدام، مجاهدین خلق بر این اعتقاد بودند که بحران در عراق موجب ظهور شورشیان القاعده در عراق شد به نحوی موجب پیشی گرفتن آنان خواهد شد. مجاهدین خلق بازی حمایت از داعش و ارتش آزاد سوریه را هم براه انداختند تا با این امید بتوانند جائی در خلافت جدید بیابند.  در عوض، مجاهدین خلق از مقر خود رانده شدند و به تبعیدی بعیدتر در آلبانی فرستاده شدند، کشوری که هیچ دشمنی با ایران ندارد. حامیان دراز مدت از جمله شامل اسرائیل – که از عاملان مجاهدین خلق برای سوء قصد به جان دانشمندان هسته ای ایرانی استفاده نمود – و عربستان سعودی ضد شیعه میشود. هر دو کشور در باتلاق مشکلات پایان ناپذیر خودشان فرو رفته اند. و حالا مجاهدین خلق امیدوارند با دولت ترامپ دم بگیرند.

دولت اوباما مجاهدین خلق را دور نگاه داشت و هرگز حمایت مستقیمی از گروه نکرد. وقتی دولت عراق ایالات متحده بعلاوه ملل متحد را مسئول خارج کردن مجاهدین خلق از عراق به کشور ثالث دانست، وزیر خارجه وقت هیلاری کلینتون مجبور شد تا با خارج کردن نام مجاهدین خلق از لیست تروریستی آمریکا موافقت کند تا یک کشور ثالثی به لحاظ قانونی بتواند آنان را در خاک خود بپذیرد.

از سال ۲۰۰۱، اسلاف ترامپ مواضع دفاعی مستحکمی در خاک خود بوجود آورده و کوشش های ضد تروریستی خصوصا علیه تهدیدات داعش در برابر آمریکا و اروپا به عمل آورده اند. حال به نظر می رسد که این سیاست توسط دولتی با ابراز نفرت بی اندازه علیه ایران خنثی گردد. به جای درک منافع ایجاد شراکت استراتژیک با کشورهائی نظیر ایران و عراق در نبرد جهانی علیه تروریسم، دولت ترامپ ترجیح می دهد آوار ترور را بر سر مردم ایران خراب کند.

ولی بزرگترین سراب این خواهد بود که تصور شود مجاهدین خلق می توانند به هر شکلی یک شریک قابل اتکاء و مؤثر باشند. اگر دونالد ترامپ چشم اندازی در روشهای خودش داشته باشد – خواسته های غیر قابل پیش بینی و عدم پذیرش انتقاد – او نظر مستقیمی در این خصوص که مجاهدین خلق چگونه عمل می کنند خواهد داشت. متحد کردن سیاست خارجی آمریکا با خواسته های یک فرقه کنترل ذهن تضمین پیروزی در برابر ایران نخواهد بود. در عوض، مواضع آمریکا را در جهان تضعیف خواهد کرد، و قطعا جهان را جائی بهتر و امن تر نخواهد نمود.

*** 

خروج سازمان مجاهدین خلق از عراق بعد از ۳۰ سال

مسعود خدابنده بی بی سیلینک به ویدئو در سایت بی بی سی

کیهان لندن – خداحافظ بغداد، سلام تیرانا

https://youtu.be/bQKaQTYVik4

مسئول واقعی حمله به لیبرتی کیست؟

https://youtu.be/26Mps-OQLTU

همچنین:
https://iran-interlink.org/wordpressfa/?p=26532

چکیده بیانات مسعود خدابنده عضو ارشد سابق مجاهدین خلق 

Massoud Khodabandehانجمن نجات، مرکز تهران، بیست و ششم اوت ۲۰۱۶:…  ارقام اعلام شده دستمزد لابی ها، فیلم های مخفیگاه رجوی در کمپ اشرف و مقایسه آن با وضعیت بهداشتی- درمانی و زندگی روزمره اعضای فرقه. همچنین عدم استفاده از ثروت فرقه یک حرف است، به بردگی کشیدن فردی به مدت سه دهه بدون هیچ گونه حقوق، مزایا، بازنشستگی، تعطیلات و …. حرفی دیگر. نخست آن که این گروه تا بن استخوان فرقه ای و از مخرب ترین انواع آن است و دوم … 

بعد از بیش از سه دهه وعده و وعید: رجوی نهایتا اعضا و هواداران فرقه اش را به آخرت حواله داد 

لینک به منبع

چکیده بیانات مسعود خدابنده عضو ارشد سابق مجاهدین خلق

در مصاحبه با سایت ندای حقیقت، ۱۸ فوریه ۲۰۱۴

۱- از القای روانی جهت جذب، حفظ و کنترل اعضایش استفاده می کند.امروزه بسیاری معتقدند که گروهی که آن را مجاهدین خلق می نامند در اساس یک فرقه خالص و کامل است که سعی می کند برای رد گم کردن، ادای یک سازمان را در آورد.
فرقه (کالت یا سکت) گروهی است که تمام پنج کاراکتر زیر را دارا باشد و البته ممکن است در فرقه ای به طور استثناء یک یا دو موردش هنوز هویدا نشده باشد ولی طبیعی است که اگر هر پنج مورد را داشت شکی در تعریف باقی نمی گذارد.

در مورد فرقه رجوی به جلسات مغزشویی، انقلاب ایدئولوژیک، نشست های به اصطلاح عملیات جاری و گزارشات روزانه و …. اشاره می کنیم که در واقع یکی از پیشرفته ترین روش های القای روانی را پیاده کرده و می کند.

۲- یک جامعه بسته توتالیتر تشکیل می دهد.

کمپ های لیبرتی و اشرف نمونه آن است. این جماعت در قرارگاه مریم در اورسوراواز یونیفورم نظامی می پوشند و کسانی هستند که قریب ده سال است از این محل خارج نشده اند. زیر خیابان بین دو قسمت قرارگاه تونل زده اند که برای رفتن از یک بخش به بخش دیگر مجبور نشوند از درب خارج شده و از خیابان عمومی عبور کنند.

۳- رهبر آن خود انتصابی، دگماتیک، قدسی مآب، غیر قابل پیش بینی، و دارای کاریسما می باشد.

تصاویر نشست های رجوی و زنش همچنین سخنان این دو در ویدیوهای منتشر شده فرقه را نگاه کنید.

۴- اعتقاد دارد که “هدف وسیله را توجیه می کند” و به هر وسیله ممکن پول در آورده و افراد را جذب می نماید.

یکی دو فقره از جرایم رجوی از جمله دزدیدن نفرات از ترکیه به نام کاریابی و به بردگی کشیدن آن ها در عراق و یا مجبور کردن اسرای جنگ ایران و عراق به کار کردن بدون مزد در منطقه می باشد. نمونه ای مثل دارو مخدر خوراندن به ندا حسنی دختر جوان کانادایی و به آتش کشیدنش در خیابان های لندن با هدف تاثیر گذاشتن بر وزارت کشور فرانسه که مریم رجوی را آزاد کند مسلما کمتر به “توجیه وسیله” و بیشتر به “قتل عمد و برنامه ریزی شده” شبیه است.

۵- ثروت فرقه استفاده ای به اعضای آن یا جامعه نمی رساند.

ارقام اعلام شده دستمزد لابی ها، فیلم های مخفیگاه رجوی در کمپ اشرف و مقایسه آن با وضعیت بهداشتی- درمانی و زندگی روزمره اعضای فرقه. همچنین عدم استفاده از ثروت فرقه یک حرف است، به بردگی کشیدن فردی به مدت سه دهه بدون هیچ گونه حقوق، مزایا، بازنشستگی، تعطیلات و …. حرفی دیگر

نخست آن که این گروه تا بن استخوان فرقه ای و از مخرب ترین انواع آن است و دوم آن که وقتی فرقه (یا سکت) می گوییم منظور مثلا یک کلاهبرداری نیست که یک شرکت هرمی درست کرده است، منظور یک قاتل که بیست نفر را کشته است نیست، منظور یک قاچاقچی که چند هزار نفر را معتاد کرده است نیست، منظور جریان مخربی است که در این مثال مشخص بیش از ۱۲۰۰۰ ایرانی را به قتل رسانده، بیش از ۲۵۰۰۰ عراقی را به خاطر صرفا مبلغی که فرضا صدام می پرداخته کشته و انبوهی از ملیت های اروپایی، امریکایی و حتی افرادی از کنیا و پاکستان و افغانستان را به کام مرگ فرستاده است. جریانی که امروز رسوا شده حتی نفرات خودش را به خاطر کوچکترین بیان تفکرات ذهنی زندانی و شکنجه کرده و به قتل رسانده و البته بالاتر از همه این ها تهدیدات فرهنگی- ارزشی یک فرقه مخرب است که در صورت میدان دیدن می تواند به راحتی نسلی را و فرهنگی را از بین ببرد.

وقتی می گوییم سازمان، آن هم سازمان سیاسی (یا اقتصادی یا نظامی)، یک مشروعیت ناخودآگاه به آن داده می شود. انگار این سازمان حق دارد مثلا در مورد درست یا غلط بودن سیاست های کشوری مثل ایران یا عراق یا هر جای دیگر اظهار نظر کند. این اظهار نظرها به نفع خودش است و می خواهد به آن دامن بزند لذا در مورد هر مسئله ای از اتفاقات افریقای جنوبی تا شمال امریکا و از سوریه تا لبنان و عراق و عربستان اطلاعیه می دهد و اظهار نظر می کند. (بدون این که حاضر باشد سالی پنج دقیقه به انتقادات درونی خودش بپردازد یا بگوید اصلا هدف، استراتژی و تاکتیک هایش در هر مقطعی چیست و این اظهارنظرهای متناقض از کدام دیدگاه و خواستگاهی نشات می گیرند).

یک تاجر “ورشکست به تقصیر” در قوانین مدنی هر کشوری (از جمله ایران) تا مدت ها نه “حق انتخاب شدن” دارد و نه “حق انتخاب کردن”. دزد و کلاهبردار و قاچاقچی و راهزن و قاتل و رهبر فرقه که دیگر جای خود دارند. آخرین حرفی که رجوی به عنوان رهبر یک فرقه تبهکار و مخرب می تواند حق به زبان راندنش را داشته باشد، حرف سیاسی است. اگر آخرین روز مبارزات سیاسی در جهان باشد هیچ گروه سیاسی ای (از هیچ کشوری) حق ندارد به خاطر منافع مقطعی از چنین گروه خطرناکی حمایت و یا استفاده ابزاری کند (انتقادی که به محافل جنگ طلب اسرائیلی امریکایی از درون همین کشورها وارد می شود). سازمان سیا یا موساد برای تخلیه اطلاعات کشورهای دیگر “مزدور فارسی زبان” استخدام می کنند ولی حقوق و مزایای مزدور را دست خودش نمی دهند، بلکه یک سری را به زور مجبور به “تروریست بودن” می کنند و بعد حقوقشان را هم دست رجوی می دهند. به عبارتی در قرن بیست و یکم به تربیت “گلادیاتور و برده” مشغولند.

در مورد این گروه کلمه “منافقین” توصیف مناسبی است و استفاده از کلمه “مجاهد” یکی دیگر از دزدی های فرقه رجوی است. نجات یافتگان از فرقه مدتی طول می کشد تا بفهمند چه بلایی سرشان آمده است. وقتی کتابی در مورد فرقه ها به دستشان می رسد تا مدتی شوکه هستند. افرادی فکر کرده اند دوستان جدا شده این مطالب را با نام مستعار نوشته اند و بسیاری تا مدت ها فکر می کنند نویسنده خارجی و مثلا فرانسوی زبان کتاب را در مورد مجاهدین خلق نوشته است ولی بعد متوجه می شوند محققی مثل استیو حسن کتابش را در مورد فرقه ها به صورت عام نوشته و اصلا مجاهدین خلق را نمی شناخته و نه می خواهد که بشناسد. لذا افراد جدا شده از فرقه به این نتیجه می رسند که:

اولا “همه فرقه ها در بنیان مشابه یکدیگر عمل می کنند”

ثانیا “مجاهدین خلق یک فرقه مخرب واقعی است”.

اولیه ترین و اصلی ترین قربانیان فرقه ها (از جمله این گروه) اعضای خود فرقه هستند. فرقه رجوی ۲۵۰۰۰ عراقی را به قتل رسانده است. خانواده های این قربانیان اکثرا از جگر گوشه های خود به عنوان “شهدای مبارزه علیه صدام” و “شهدای ملت و کشور عراق” یاد می کنند. کسانی که خونشان توسط دشمنان شان ریخته شده و کسانی که با شهادت شان سدی را شکسته و راهی را باز کرده اند. ولی خانواده اعضای مجاهدین خلق که توسط رهبران فرقه در ابوغریب شکنجه شده اند و بعد هم اعدام شده اند چه بگویند؟ به جز آن که بگویند “قربانیان مضاعف” یا “خونهای هدر رفته”. این ها را به اصطلاح دوستانشان به قتل رسانده اند نه دشمنانشان. حتما این ها زمان تسلیم جان دردشان بیشتر بوده است زیرا زخم زبان دوست صد بار از کشیده دشمن دردش بیشتر است چه رسد به شکنجه شدن توسط دوست.

آقای علی قشقاوی از نجات یافتگان فرقه رجوی و از زندانیان سابق ابوغریب (روی سلولش به جای اسمش نوشته شده بود ودیعه جماعت رجوی. دفتر زندان و مدارک سلول و غیره هم الان در موزه در عراق موجود است) می گوید: قبل ازانتقال به ابوغریب، هر روز مرا شکنجه می کردند. اوایل باورم نمی شد که کتک می زنند، فکر می کردم دوستانم سعی می کنند چیزی که نمی فهمم و قبول نمی کنم و زیر بار نمی روم را به من بفهمانند و قصدشان خیر است. تا این که دستم شکست و درمان نکردند و شکنجه را ادامه دادند و .. کم کم متوجه شدم، دوستان دیروز شکنجه گران امروزم شده اند.
مسعود دلیلی از فرمانده های حفاظت رجوی، دو سال قبل موفق به فرار شد ولی عوامل فرقه وی را از هتل بغداد دزیدند و مجددا به قرارگاه اشرف بردند. او را بعد از دو سال زندان و شکنجه به طرز فجیعی به قتل رسانده و صورتش را سوزاندند تا شاید نیروهای عراقی هویت وی را کشف نکنند بالاخره هویت او مشخص و اعلام شد همچنین آثار شکنجه بر بدنش هویدا بود. غیضی که رجوی نسبت به مسعود دلیلی داشته و هنوز بعد از قتلش هم دارد، نسبت به سران حکومت ایران ندارد. فرار مسعود دلیلی برای رجوی بوی تهدید و الرحمان می آورد ولی “مبارزه با جمهوری اسلامی” برای رجوی بهانه ادامه سلطه بر فرقه و راه نان در آوردن است. فرق می کند، از اولی وحشت دارد و به دومی نیاز.

رجوی می داند که تهدید فرقه اش نه سپاه پاسدارن ایران است و نه ارتش عراق. تهدیدش کسانی هستند که سه دهه سرشان کلاه گذاشته و یا حتی مجبورشان کرده خار بخورند و بار ببرند. به قول او و زنش مریم بالاخره یک روز یکی از همین ها سرشان را خواهند برید، نه به خاطر علاقه مفرط شان به جمهوری اسلامی یا حکومت عراق بلکه به خاطر غیضشان از کثافتکاری های رجوی و معاونینش.
مریم رجوی در پاریس دستور حذف فیزیکی نجات یافتگان و جداشدگان از فرقه را اعلام کرده است. به این دلیل که نمی خواهد ممر خودش را هم ببرد می گوید “سرنگونی جمهوری اسلامی” از “حذف منتقدین و جداشدگان” می گذرد. چرا؟ زیرا جداشدگان “رهبری مقاومت” را هدف قرار داده اند. در واقع هدف فرقه رجوی، هدف سیاسی نیست. هدف “مسعود و مریم رجوی” و “حفظ راس فرقه به هر قیمتی” و هدف “بقای فردی به قیمت قربانی کردن جمع” است. اصل نه ایران است نه حقوق بشر است نه مردمند و نه حتی “سازمان مجاهدین خلق ایران” این ها “وسیله” اند. “هدف” صرفا یکی است و آن “رجوی” است. فرد پرستی در مقابل خدا پرستی، فدای جمع به خاطر فرد و الی آخر.

گناه کسانی که برای امر خیر کمربند بسته بودند ولی سرشان کلاه رفته و ناخود آگاه به خدمت مثلا صدام گمارده شده اند؛ با شخص رجوی که آن ها را برده و پشت پرده به صدام حسین فروخته و مابه ازای عملیاتشان مخفیانه وجه و مزد گرفته، فرق می کند.

رجوی آدم معمولی نیست، موجودی متفاوت است. شناختش هم فرق می کند. مرضش پیچیده و بسیار خطرناک است. رجوی هیچ مرزی در هیچ زمینه ای ندارد الا حفظ خودش.

دستگاهی که محور عالمش “من” است و “جهان” به خاطر “من” به وجود آمده در نشست های صلیب، رجوی ادعای امام زمانی می کرد و بعدها به خودش ترفیع داد و این اواخر، خود خدا شده بود. رجوی، مریضی است که از “داشتن” خسته نمی شود و “نداشتن” بقیه را به “داشتن” خودش مصادره می کند.

رجوی تمام سرمایه اش “ترور و خشونت” و “مرز و جاسوسی” است

“حمایت اسراییل و لابی اسراییل” هم به خاطر این سرمایه “ترور و خشونت” و “مرز و جاسوسی” است و اگر این مولفه را برداریم، رجوی و نفرات باقی مانده اش در هیچ دستگاه نبوغ سنج سیاسی ای قابل اندازه گیری نیستند مگر این که شاخص منفی هم دارند.

کلاسیک فرقه ها، برای چیره شدن بر سوژه و یا فردی که هدف قرار داده شده، آن است که باید محیط ارتباطی او را محدود کرد که تحت عناوین مختلف و با ایجاد وابستگی های مادی و معنوی (بستن حساب بانکی، زندگی جمعی در خانه تیمی، گرفتن چک و بدهکاری، تهدید زن و شوهر و فرزند و ….) عملی می شود.

رجوی بنیان ایدئولوژی و روش کاری اش بر دروغ و ترس استوار است. همه کسانی که جدا شده اند “دشمن” هستند. همه مقامات عراقی “دشمن” هستند و همه مسئولین سازمان ملل و صلیب سرخ و …. “دشمن” هستند. القاء این مزخرفات با شستشوی مغزی و اخبار غلط و فشارهای روانی انجام می شود ولی القاء این که “مادرت دشمن است” یا “برادرت دشمن است” به راحتی انجام نمی شود. ایزولاسیون فکری شخص با شنیدن صدای برادر ترک برمی دارد. انزوای فکری و ترس از عالم و آدم با شنیدن نام و شماره تلفن مادر و یا فرزند از زبان مأموری که زیر پرچم سازمان ملل و صلیب سرخ نشسته سلطه فکری رجوی را مثل برف آب می کند.

محمدی

*** 

مسعود رجوی در حال مبارزهچراغ خاموش کردن رجوی (امام حسین نه شب عاشورا غیبش زد و نه ده سال بعد از زیر قبای یزید نوار صوتی داد)

*** 

همچنین:

 
مسعود خدابنده، ایرانیان دات کام، سوم ژانویه ۲۰۱۴: … این ادعای بسیار مضحکی است که گفته شود حمله کنندگان با تکیه بر اطلاعات و با راهنمایی مسعود دلیلی که دو سال قبل فرار کرده است به این محل آمده اند. اطلاعاتی که حتی جزئیات آن هم در دسترس عموم بوده است. این ادعای بسیار مضحکی است که گفته شود آنها و
_
 
مسعود خدابنده، ایرانیان دات کام، شانزدهم دسامبر ۲۰۱۳: … مسعود رجوی و همسرش مریم به پیروانشان دستور داده اند که اعتصاب غذا کنند. اعتصاب غذایی که بصورتی غیر واقعی و تعجب بر انگیزی اکنون از مرز صد روز نیز گشته است. خواسته آنها بازگرداندن این هفت نفری است که درست مثل خود مسعود رجوی هیچ ردی از آن