خوش خدمتی های فرقۀ رجوی به آمریکاییها در عراق

خوش خدمتی های فرقۀ رجوی به آمریکاییها در عراق

حسین مدنی شهریار کیا بعد از صدامقربانعلی حسین نژاد، وبلاگ امید آزادی، پاریس، بیست و هفتم دسامبر ۲۰۱۳: …  اما کثیفترین پروژه در خوشخدمتی به آمریکاییها که من خودم شاهد آن بودم در تابستان سال ۸۵ بود که ماهها طول کشید و آن نوشتن قصه ها به عربی در سه گروه سنی کودکان و نوجوانان و جوانان عراقی مبنی بر تروریست نشان دادن حمله کنندگان به آمریکاییها و اینکه آنها مزدوران رژیم ایران هستند و تبلیغ اینکه اشغالگران …

حسین مدنی شهریار کیا بعد از صدامU.S. to move 3000 terrorists to Romania (Mojahedin Khalq, MKO, MEK, Rajavi cult

لینک به منبع

خوش خدمتی های فرقۀ رجوی به آمریکاییها در عراق

به قلم قربانعلی حسین نژاد عضو قدیمی و مترجم ارشد جدا شدۀ بخش روابط خارجی سازمان مجاهدین خلق

رهبران فرقۀ رجوی در بیانیه هایی که به نام عراقیان و شیوخ عشایر عراق به فارسی صادر می کردند و من آنها را به عربی ترجمه می کردم با توهین به ارزشها و شعور مردم عراق از زبان آنها می نوشتند: «ما عراقیان خواستار باقی ماندن نیروهای آمریکایی در خاک عراق هستیم»!! که هر عراقی با دیدن این توهین نه تنها می فهمید که این را رهبران فرقۀ رجوی نوشته اند بلکه به شدت از آنها و اعمال آنها متنفر و بیزار می شد.

سور چرانی و دم جنبانی و لاسهای سران فرقۀ رجوی با افسران و فرماندهان نیروهای آمریکایی در عراق و حتی تحویل همۀ سلاحها و مهماتشان به آمریکایی ها که در حقیقت سلاحها و مهمات عراق و ملت عراق یعنی طرف مورد ستم و اشغال بود و در واقع خلع سلاح عراقیان به نمایندگی از جانب آمریکاییان به شمار می رفت هیچ سودی نبخشید و همچون سورچرانی برای شیوخ و شخصیتهای عراقی مزدور خودشان در اشرف و بیانیه نویسی و امضاها با دروغهای میلیونی منجر به هیچ حمایتی از اشرفیان و دفاع عملی از آنها در برابر محاصره و قتل و کشتار جوانان مردم، به اعتراف خود فرقۀ رجوی نگردید بلکه هم آمریکایی ها و هم مزدوران عراقیشان به دنبال منافع و اهداف سیاسی خودشان بودند و پشیزی به این سورچرانیها و خوشرقصی ها ارزش قائل نشدند و همیشه هم این رهبران با فراموش کردن داعیه هایشان مبنی بر مبارزۀ ضد امپریالیستی و سالیان تبلیغ اینکه آمریکایی ها و امپریالیستها همیشه دنبال منافع خودشان هستند از آمریکایی ها شکوه و شکایت می کنند که چرا به وعده هایشان در حق ما و مبنی بر حفاظت از ما عمل نکردند؟ یعنی این سازمان هرگز آمریکا و امپریالیستها را نشناخته بوده و تازه شناخته است؟!!

رهبران فرقۀ رجوی در بیانیه هایی که به نام عراقیان و شیوخ عشایر عراق به فارسی صادر می کردند و من آنها را به عربی ترجمه می کردم با توهین به ارزشها و شعور مردم عراق از زبان آنها می نوشتند: «ما عراقیان خواستار باقی ماندن نیروهای آمریکایی در خاک عراق هستیم»!! که هر عراقی با دیدن این توهین نه تنها می فهمید که این را رهبران فرقۀ رجوی نوشته اند بلکه به شدت از آنها و اعمال آنها متنفر و بیزار می شد.

در ملاقاتها با مسئولین دولتی عراق که صاحبخانه و تصمیم گیرندگان اصلی در مورد اشرف بودند به هیچوجه آن نوع برخورد از موضع پایین با آمریکایی ها در کار نبود بلکه حسین مدنی که در عکس پایین این مقاله در کنار فرمانده جیاتیف (پایگاه آمریکایی ها در اشرف – قسمت بازداشتگاه جدا شدگان از فرقۀ رجوی) دیده می شود و در زمان آمریکایی ها مسئول هیأتهای ملاقات با آمریکایی ها بود و بعد از تحویل حفاظت اشرف به آمریکایی ها به بخش ما یعنی روابط خارجی (روابط با عراق) منتقل شد برخورد تند و از موضع بالا و گاهی همراه با دشنام و تهمت مانند «مزدور رژیم ایران» با مسئولان عراقی طرف گفتگو داشت (مانند مسعود رجوی که همیشه عراقیها را وحوش می نامید ولی یک مورد هم به آمریکاییها که آنهمه از ساکنان اشرف و دیگر قرارگاههای فرقه در عراق با بمباران کشته و زخمی کرده بودند و حتی به آسایشگاه زنان حمله کرده بودند وحوش نگفت) و این برخوردها همچنان ادامه دارد بطوریکه نشستها و گفتگوها با مسئولان عراقی که بسیار با احترام با سران و فرماندهان اشرف برخورد داشته و دارند اغلب در نتیجۀ برخوردهای زشت و نامحترمانه و بی ادبانه و اهانت آور بهم می خورد و الآن هم بهم می خورد حتی در حضور کوبلر و مسئولان ملل متحد و آن زمان هم در حضور آمریکاییها توی سر عراقیها می زدند که عراقیها به شدت از این نوع برخوردها زده می شدند بویژه از توصیف مزدور رژیم ایران بودن بسیار بدشان می آمد چون مهمان نشسته در خاک آنها استقلال آنها را زیر سؤال می برد و همین برخوردها و دخالتهای آشکار و توهین آور در امورعراق و تشدید بحرانها و اختلافات بین احزاب و گروههای مختلف سیاسی و اجتماعی عراق موجب شد که دولت عراق هر چه بیشتر در رابطه با اشرف به مواضع رژیم حاکم بر ایران نزدیکتر شود و عملا خواسته های این رژیم خواسته های او هم شد.

به همین علت حتی رسیدگیها به برخی دوستان عراقی شان (مانند سران العراقیه) هم سودی نبخشید و آنها را در رابطه با اشرف عملا به سوی فراکسیون اتحاد ملی (به رهبری نخست وزیر عراق) راند (علیرغم حمایتهای لفظی) و همین کارها و برخوردها و دخالتهای آشکار در امور داخلی عراق زمینه ساز و جاده صاف کن در برابر رژیم و مزدوران و عوامل و دست نشاندگانش در عراق برای ارتکاب جنایاتشان علیه ساکنان اشرف و لیبرتی در سالهای اخیر تا کنون شده است، در حالیکه رهبران فرقۀ رجوی با آمریکایی ها همیشه از موضع پایین و با احترام و بدهکارانه برخورد می کردند و حتی به آنها علیه نیروهای مقاومت عراق که به اشغالگران کشور خودشان حمله می کردند مانند صدریها و برای ضربه زدن به آنها اطلاعات می رساندند و حتی در موردی که ماشین آمریکایی ها را زده بودند افراد رجوی یک آمریکایی را که به کانال آب افتاده بود از مرگ نجات دادند که فرمانده آمریکاییها در آن موقع اخیرا در یک کنفرانس مریم رجوی در خارج از این کمک و مانند آن تشکر کرد و گویندۀ سیمای رجوی آن را با آب و تاب و افتخار ترجمه می کرد!! عباس داوری و حسین مدنی گزارشهای جاسوسان و مزدوران عراقی سازمان در بغداد را در مورد زمان و مکان حملۀ احتمالی به آمریکاییها و محل و موقعیت و مشخصات افراد مقاومت عراق را به من می دادند و من آنها را به فارسی ترجمه می کردم که بعد فهمیدم آنها را می دادند به بخش کاویان (روابط با آمریکاییها) در شاخۀ سیاسی که آنها را به انگلیسی ترجمه می کردند و حسین مدنی آنها را می برد وبه آمریکاییها می داد تا آنها را از خطر مرگ برهانند و به نیروهای مقاومت هم ضربه بزنند!!.

اما کثیفترین پروژه در خوشخدمتی به آمریکاییها که من خودم شاهد آن بودم در تابستان سال ۸۵ بود که ماهها طول کشید و آن نوشتن قصه ها به عربی در سه گروه سنی کودکان و نوجوانان و جوانان عراقی مبنی بر تروریست نشان دادن حمله کنندگان به آمریکاییها و اینکه آنها مزدوران رژیم ایران هستند و تبلیغ اینکه اشغالگران آمریکایی نجات دهندگان آنها از رژیم ایران می باشند و باید در عراق باقی بمانند و مهربان و خادم نشان دادن آمریکاییها برای چاپ و توزیع این قصه ها توسط آمریکاییها در مدارس و دانشگاهها و ورزشگاهها و مراکز جوانان عراق بود.

این قصه ها با پولهای کلان طبق محورهایی که آمریکاییها تعیین کرده بودند توسط دو نویسندۀ عراقی نوشته می شد و متن عربی آنها را به من می دادند تا آنها را به فارسی ترجمه کنم (حتی در یک ماهی که در آنموقع در بیمارستان اشرف بستری بودم با آوردن کامپیوتر به بیمارستان که ممنوع بود مرا به کار ترجمه این قصه های عربی به فارسی و قصه هایی هم که در این راستا و برای این پروژه توسط آرمان نفیسی با نقاشی نوشته می شد از فارسی به عربی بدون اجازۀ پزشکان وادار می کردند حتی شب با بیدار ماندن تا صبح علیرغم اینکه قرصهایی که می خوردم خواب آور بود تا کار سریع و در مدتی که به آمریکاییها قول داده بودند تمام شود)، من مسأله دار شده بودم و غر می زدم که چه نیازی به ترجمۀ این قصه ها به فارسی هست، بعدا توسط بچه های بخش سیاسی (قسمت رابطه با آمریکایی ها) مطلع شدم که این ترجمه های من به آنها داده می شود و آنها این قصه ها را از فارسی به انگلیسی ترجمه می کنند و حسین مدنی که رابط سازمان با آمریکاییها بود آنها را برای چک و اوکی (تأیید) به آمریکاییها می دهد تا ضمنا از کیفیت کار سران فرقه در خدمت به آنها مطلع شوند!

ولی سر انجام به علت مخالفت داخلی و کارشکنی مخفیانۀ من و چند نفر از بچه های ضد رجوی در داخل سازمان که هنوز هم آنجا هستند و خودداری نویسندگان عراقی از ادامۀ همکاری در نتیجۀ افشاگری مخفیانه که ما در نزد آنها کردیم و هدف و سیر این پروژه را به آنها گفتیم (علیرغم پولهای کلانی که سران فرقۀ رجوی به نویسندگان عراقی می دادند) و قطع همکاری ناشر عرب طرف قرارداد در خارج که با خواندن مضمون قصه ها به هدف آنها پی برده بود این پروژه شکست خورد و به انجام نرسید.

همچنین:

گزارش خبرنگاران از مخفی گاه رجوی در کمپ اشرف، عراق

ایران اینترلینک، بیستم دسامبر ۲۰۱۳: …در فوریه سال ۲۰۱۲ آقای فالح الفیاض مشاور امنیت ملی دولت عراق و مارتین کوبلر ریاست نمایندگی سازمان ملل در عراق در کنفرانس مطبوعاتی مشترک اعلام کردند که ضرب العجل تخلیه کمپ عراق جدید (سابقا اشرف) را بخاطر رعایت مسائل انسانی مدتی تمدید می کنند. نفرات ا

شکنجه گرانی که دیر معرفی شدند

ایرنا، بغداد، نوزدهم دسامبر ۲۰۱۳: …  براساس اطلاعات انتشار یافته، شکنجه گران اصلی پادگان اشرف، مهدی ابریشمچی با نام مستعار شریف، پرویز کریمیان با نام مستعار جهانگیر، عبدالوهاب امیری با نام مستعار افشین، علی اکبر انباز با نام مستعار یوسف و حسین ابریشمچی با نام مستعار حسین ابر، بودند. اف�

پیام تهدید آمیز سران فرقه به جدا شدگان آلبانی (شتر در خواب بیند پنبه دانه؟!!)

mek_albania_June2013همایون کهزادی، یاران ایران، پاریس، نوزدهم دسامبر ۲۰۱۳: …  اما جدا شدگان در جواب به این پیام چنین گفته اند : “اولاً، اینجا عراق واشرف یا لیبرتی نیست که بخواهید با نشستهای چند صد نفره مارا بترسانید دوماً، ما آزاد هستیم وبرده هیچکس نیستم وهرتصمیمی که بخواهیم میگیریم سوماً، هرکاری که