Author: حامد صرافپور

حامد صرافپور
حامد صرافپور

حامد صرافپور هستم، متولد 1344، جداشده از سازمان مجاهدین خلق با 25 سال سابقه تشکیلاتی. از 14 سالگی وارد مناسبات مجاهدین شدم. در بخش های مختلف دانش آموزی، نظامی، تبلیغات، حفاظت، پرسنلی، مهندسی، ارتباطات، شناسایی، اسکورت، تدارکات و اداری فعالیت داشتم!. در ایران، پاکستان، عراق و فرانسه حضور و فعالیت داشته ام و 4 سال را نیز در اسارت ارتش آمریکا گذرانده ام. هم اکنون فعالیت حقوق بشری و ژورنالیستی دارم!.

Email: [email protected]

Facebook: https://www.facebook.com/Hamed.Sarrafpour

Twitter: sarrafpourhamed

تئوری انقلاب ایدئولوژیک مریم – قسمت پنجم

Posted on: 2020/05/27

حامد صرافپور، انجمن نجات، مرکز فارسس، بیست و هفتم می 2020:… مسعود رجوی از یکسو مخالف این حرکت بود (چون عملاً استراتژی جنگ طلبانه اش برای همیشه بر زمین کوبیده می شد و صدام جبهه شرقی خود را بکلی تعطیل، و به سمت جنوب جبهه بندی می کرد و چشم انداز جنگ با ایران را عملاً از بین می برد)، و از سوی دیگر نمی توانست مخالفت خود با صدام را علنی و آشکار کند. اما مشکل مهمتری هم داشت و آن احتمال حمله آمریکا به عراق بود که می توانست موجودیت سازمان را به خطر اندازد و اگر هیچ موضعگیری از خود نشان نمی داد، آمریکایی ها او را هم در کنار صدام قرار می دادند. تئوری انقلاب ایدئولوژیک مریم – قسمت پنجم 

اسماعیل وفا یغمایی ، مصداق بارز پوچی و سرگشتگی اپوزیسیون

Posted on: 2020/05/23

حامد صرافپور، بیست و سوم می 2020:… «حمیدرضا طاهرزاده» هروقت از اروپا به اشرف می آمد و مرا می دید، خوش و خندان احوالپرسی می کرد و می گفت: «چطوری کاکو؟» و من بزور لبخندی تلخ حواله اش می کردم و می گفتم خوب هستیم!. آخرین بار که به آنجا آمده بود و برای اولین بار با چهره گرفته من مواجه شد، با خنده گفت: «چی شده کاکو؟ گرفتار انقلاب هستی؟» و بعد هم با خنده همیشگی از هم جدا شدیم و دیگر ندید که چگونه «خواهر مریم» مجاهدین را با وعده های دروغین همراه شدن در عملیات نهایی، همه را زیر بمباران جا گذاشت و به فرانسه گریخت!. بله ایشان خوش و خندان می آمد و با لبخند می رفت. چون سالها بود مثل شما در فرنگ می زیست و با عزت و احترام به بغداد منتقل می شد تا مانور مجاهدین را تماشا کند و از آفتاب داغ عراق بهره ببرد و باز گردد به شعرخوانی و جذب و فریب هنرمندان به سمت مجاهدین!. اسماعیل وفایغمایی، مصداق بارز پوچی و سرگشتگی اپوزیسیون 

تئوری انقلاب ایدئولوژیک مریم – قسمت چهارم

Posted on: 2020/05/20

حامد صرافپور، انجمن نجات، مرکز فارس، بیستم می 2020:… آقای وفا یغمایی پیش از این هم بخاطر افشاگری هایش مورد هجوم گسترده مجاهدین قرار گرفته بود. اما سوء استفاده رجوی از این دو نفر که یکی «همسر و مادر فرزندش» و دیگری «همکار و نزدیکترین دوست قدیمی اش» محسوب می شدند، نشانگر اهمیت مسئله برای مریم رجوی است که دیدار با خانواده ها و روشنگری جداشدگان را بزرگترین تهدید و عامل فروپاشی تشکیلات مجاهدین می داند و به هرقیمت می خواهد اثرگذاری آنان را خنثی و جلوی ریزش باقیمانده اعضای شورای ملی مقاومت و سازمان مجاهدین را بگیرد. حمیدرضا طاهرزاده (که در قرنطینه خانگی بسر می برد و «محمد سیدالمحدثین» بخاطر عدم حضور وی در صحنه به وی طعنه می زد که از دیدن چهره زیبایش خوشحال است) از امیر یغمایی انتقاد می کرد که چرا در سن 40 سالگی همچنان برای دیدار با مادرش تلاش می کند!. در ادامه شرح خواهم داد که چگونه بندهای انقلاب ایدئولوژیک، ابزاری در دست رجوی برای سرکوب و ایجاد نفرت و تفرقه بین اعضای مجاهدین گردید. تئوری انقلاب ایدئولوژیک مریم – قسمت چهارم 

تئوری انقلاب ایدئولوژیک مریم – قسمت سوم

Posted on: 2020/05/14

حامد صرافپور، انجمن نجات، مرکز فارس، چهاردهم می 2020:… نشست 5 روزه “تنگه و توحید” با چنین محتوایی به پایان رسید و پس از آن آموزش های گسترده و کاملتر جنگ افزارهای جدید که سازمان از صدام تحویل گرفته بود آغاز گردید که عمده آنها را افسران عراق به گروهی از مجاهدین (که عمدتاً از بین اعضای قدیمی انتخاب می شدند) تعلیم می دادند و بعد آنها همان آموزش را در نقش مربی وارد یگان های ارتش می کردند. در این دوران، “محمد حیاتی” مسئولیت بخش “مدرسه رسته ها” را در بخش شمالی قرارگاه اشرف برعهده داشت. این مدرسه دو سالن پنلی فرانسوی با اتاق های متعدد را در برمی گرفت که اصطلاحاً فیافی و دوبلکس نامیده می شد. اما همانطور که ابتدا اشاره داشتم، بخش قابل توجهی از نیروهای جدید به صورت “قراردادی” به عراق آمده بودند، لذا تحمل حضور در یک تشکل برایشان ناممکن بود و پس از 6 ماه اولین سری آنان به کشورهایی که از آن آمده بودند بازگشتند . تئوری انقلاب ایدئولوژیک مریم 

تئوری انقلاب ایدئولوژیک مریم – قسمت اول و دوم

Posted on: 2020/05/04

حامد صرافپور، انجمن نجات، مرکز فارس، چهارم می 2020:… توضیح نگارنده: ضروری است به این نکته اشاره کنم که حدود 10 سال پیش سلسله مطالبی را تحت عنوان “انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین” انتشار می دادم که به دلیل مشغله زیاد، ادامه آن پس از 30 قسمت متوقف گردید. در حال حاضر 8 سال از انتشار آخرین قسمت آن می گذرد و طی این مدت، تعداد زیادی از دوستان و هموطنان در شبکه های اجتماعی خواهان ادامه آن و یا نوشتن خاطرات از درون مناسبات مجاهدین شدند که متأسفانه به دلیل کمبود وقت و برخی مشکلات دیگر، امکان آن فراهم نشد. پس از نزدیک به یک دهه، تلاش من بر این است تا حد امکان به تکمیل این کتاب بپردازم. کتابی محصول صدها ساعت کار و تلاش است!. تلاشی که دوستان جداشده نیز در آن دخیل بوده اند و بخشی از آن خاطرات خود آنهاست که در هر نقطه ضروری بود از آن استفاده خواهم کرد. تئوری انقلاب ایدئولوژیک مریم  

مجاهدین خلق در عراق – فروردین در خون (اول و دوم)

Posted on: 2020/04/11

حامد صرافپور، انجمن نجات، مرکز فارس، یازدهم آوریل 2020:… سالها از آن دوران می گذرد و ما امروز در فروردین 1399 قرار داریم، 17 سال پیش، سازمان مجاهدین یکی از مهمترین کادرهای نظامی و امنیتی خود را در همین روزها از دست داد. او را در مناسبات به عنوان “کاک صالح” می شناختند. مردی که پس از کشته شدن موسی خیابانی، مهمترین مهره کلیدی مجاهدین خلق به شمار می رفت اگر چه مهدی ابریشمچی (و برای مدت کوتاهی علی زرکش) نامی برجسته و حضوری پررنگ تر داشتند اما در واقع ابریشمچی نه به دلیل توانمندی “نظامی – تشکیلاتی یا سیاسی”، بلکه بخاطر “شارلاتانیزم زبانی” و اینکه “شوهر مریم قجرعضدانلو” بود این موقعیت برایش فراهم شد. در سال 1364 که وی اجازه داد همسرش به ازدواج مسعود درآید، نقش برجسته ای در مناسبات و در انقلاب ایدئولوژیک پیدا کرد و مسعود از او به عنوان “پهلوان” یاد کرد و عضو خانواده و محرم وی گردید. جدای از این ظواهر، آنکس که مسئولیت های خطیرتر و کلیدی در دست داشت، “ابراهیم ذاکری” با نام مستعار “کاک صالح” بود، نام وی بخصوص پس از کنار گذاشته شدن “علی زرکش” جلوه جدیدی یافت که با رژه قوای رزمی مجاهدین در کردستان درهم آمیخت. رژه ای که تا چند سال برای مسعود رجوی خوراک تبلیغی بود و تصاویر آنرا در مصاحبه ها و ملاقات های سیاسی بالای سر خود قرار می داد تا قدرتنمایی کند. مجاهدین خلق در عراق – فروردین در خون 

جشن کرونای مریم رجوی – تنوره های اژدهای مرده

Posted on: 2020/03/15

حامد صرافپور، انجمن نجات، مرکز فارس، پانزدهم مارس 2020:… عبور از این “تونل وحشت” برای اعضای مجاهدین فرصتی برای به فراموشی سپردن “وحشت نشستهای حوض” بود تا اگر شده چند ساعتی را بدون دغدغه بگذرانند. اما مسعود رجوی در جشن نوروزی هم به ادامه سرکوب معترضان می اندیشید و اجازه نداد این شادی ها، پایان خوشی داشته باشد. در این گیر و دار که همه دوست داشتند چند روزی را بدور از دستورات تشکیلاتی و نشست های ایدئولوژیک بگذرانند، بناگاه سخن از برپایی “نشست دیگ” وحشت و دلهره عجیبی برای ما بوجود آورد. زوج رجوی حتی از نوروز ما هم نگذشته بودند و بلافاصله “تونل وحشت دیگ” را کلید زدند. فروردین 1375 با چنین وحشتی آغاز گردید. سوژه اینبار یکی از فرمانده یگان های رسته مهندسی بود. جشن کرونای مریم رجوی – تنوره های اژدهای مرده 

سقوط مجاهدین خلق ایران – از بهمن 59 تا بهمن 98

Posted on: 2020/02/07

حامد صرافپور، انجمن نجات، مرکز فارس، هفتم فوریه 2020:… اینک، 38 سال پس از “عاشورای مجاهدین”، و 17 سال پس از “بهمن عظیم”، آنچه از سازمان مجاهدین (فرقه رجوی) باقی مانده، ارتشی از سالخوردگان است که چشم امید به ارتش آمریکا و دلارهای سعودی بسته اند. جمعیتی سالخورده در آسایشگاه تیرانا که از یکسو دلخوش به چند پلاکارد نصب شده توسط هواداران فریب خورده هستند که شبانه در گوشه های خلوت خیابانها نصب می شود و از آن عکس یادگاری می گیرند، و از آنسو بزرگترین عملیات خودشان به این محدود شده که در شبکه های اجتماعی به دنبال روشنگری جداشدگان و منتقدان باشند تا آنرا گزارش کنند و بعد از مسدود شدن، به عنوان یک عملیات بزرگ مورد تبلیغ قرار دهند و روحیه خود را شاد کنند. مجاهدین که روزگاری عملیات “فروغ جاویدان – چلچراغ – آفتاب و مروارید” را رقم می زدند، امروز بزرگترین عملیات آنها، حمله به منتقدان و جداشدگان در فضای مجازی است! و رهبرشان هم 17 سال در تابوت مخفی شده و هر از مدتی پیام شورش و سرنگونی سر می دهد.  سقوط مجاهدین خلق ایران – از بهمن 59 تا بهمن 98 .

معامله قرن و سکوت رجوی

Posted on: 2020/02/02

حامد صرافپور، انجمن نجات، مرکز فارس، دوم فوریه 2020:…  مریم رجوی که طی ربع قرن گذشته خود را “رئیس جمهور برگزیده مقاومت” خوانده و بیشترین ادعای همراهی با مردم فلسطین را از خود نشان داده و بارها با نمایندگانی از جبهه آزادیبخش فلسطین و شخص “عرفات و محمود عباس” دیدار داشته است، عملاً نه تنها به عنوان یک “رئیس جمهور خودخوانده!” که حتی به عنوان “رهبر مجاهدین خلق” نیز به این مسئله مهم اشاره نکرده و ترجیح داده که ابتدا اوضاع جهانی را بسنجد و سپس منطبق با خواسته های غرب، موضع خود را مشخص کند. بجز او، مسعود رجوی (که اخیراً دو پیام به مردم عراق و ایران ارسال کرده بود) نیز همچنان به حالت فریز باقی مانده و سکوت پیشه کرده است!. به تجربه باید گفت احتمالاً در روزهای گذشته داخل مناسبات مجاهدین نیز سکوت خبری برقرار بوده است و اگر کسی هم سوال یا تناقضی داشته باشد با این بهانه که مسائل فلسطین به ما ربطی ندارد (البته قبلاً ربط داشت)، از روی آن می پرند، کما اینکه پس از سقوط صدام نیز همین نکته را در تشکیلات مطرح می کردند که مسائل عراق و صدام به ما ربطی ندارد! معامله قرن و سکوت رجوی 

مجاهدین خلق سوداگران مرگ  و کشته سازان آماری

Posted on: 2020/01/19

حامد صرافپور، انجمن نجات، مرکز فارس، نوزدهم ژانویه 2020:… مسعود رجوی که دهه 60 را با خونریزی آغاز و رنگین کرد، در عرض چند ماه تحت عنوان “شهدای مقاومت” آماری ارائه داد که با روز “30 خرداد” (اعلام جنگ مسلحانه و اقدامات تروریستی) همخوانی داشته باشد و مدعی شد که جمهوری اسلامی طی چندسال “30 هزار نفر” را اعدام و یا در خیابان ها و زندانها به قتل رسانیده است. آمار به همین نقطه ختم نشد، و چندی بعد لیستی را منتشر کرد که در آن اسامی حدود “12 هزار نفر” نوشته شده بود و همزمان آمار قبلی را به “120 هزار نفر” افزایش داد. مجدداً، در تابستان 1367 که عملیات (فروغ جاویدان – مرصاد) به شکست انجامید، مسعود رجوی با ذکر آماری جدید اعلام کرد که جمهوری اسلامی “30 هزار نفر” را در زندان به انتقام عملیات فروغ جاویدان اعدام کرده است. در ادامه نیز یک لیست 2000 نفره منتشر شد که عمدتاً کشته های عملیات های مرزی مجاهدین بود. مجاهدین خلق سوداگران مرگ  و کشته سازان آماری