Author: سایت نجات یافتگان در آلبانی - ایران آزادی

سایت نجات یافتگان در آلبانی - ایران آزادی

سایت نجات یافتگان از مجاهدین خلق در آلبانی در راستای آزادی سایر قربانیان باقی مانده در زندان اشرف 3 فعالیت می کند. ما اعضای جداشده مستقر در آلبانی بعد از سالها تحمل رنج و اسارت و انواع تحقیرها و شکنجه های روانی و مغزشویی و متاسفانه عقب افتادگی های مفرط اجتماعی این بار که آزادی را در چشم انداز می بینیم ، اراده کرده ایم که اسیر دجال بازی های رهبری مجاهدین نشویم و با کمک خانواده های سایر قربانیان ، در مسیر آزادی سایر اسیران در فرقه مجاهدین فعالیت روشنگرانه داشته باشیم.

Email: iranazadialbania@gmail.com

Website: http://iran-azadi-albania.de

Facebook: https://www.facebook.com/profile.php?id=100011007965054

تبریک به آقای احسان بیدی که مقابل رجوی زانو نزد

Posted on: 2021/10/25

محمد سیدی، نجات یافتگان در آلبانی، بیست و پنجم اکتبر 2021:… یکی از اهداف فرقه مجاهدین خلق  بعد از فرار از عراق  و استقرار در آلبانی ،زمین گیر کردن و حذف اعضای جداشده از این فرقه در این کشور  می باشد. رجوی در عراق با ریزش  هفتگی و ماهانه اعضای خود مواجه بود، اما با انتقال مجاهدین ار عراق به آلبانی توانسته جلوی گسترش ریزش نیرو در تشکیلات را با ترفند های مختلف بگیرد. یکی از عواملی که می توانسته  و می تواند ریزش نیرو در زندان اشرف 3 در آلبانی را فراهم کند، حضور اعضای جداشده از مجاهدین خلق در آلبانی و موفقیت های شخصی و اجتماعی آنها در این کشور می باشد که می تواند آینده روشن را به اعضای منتقد و ناراضی در درون فرقه مجاهدین نشان بدهد. شکست رجوی علیه احسان بیدی

خاطرات تلخ مجاهد خلق منصور براهویی (قسمت دوم)

Posted on: 2021/10/22

منصور براهویی، نجات یافتگان در آلبانی، بیست و دوم اکتبر 2021:… عبدالله به من گفت صحبتهایی که دیروز با همشهریت کردی را داخل این برگه بنویس! من که بعد از پنج ساعت بدون خوردن یک لیوان آب بشدت تحت فشاربودم از روی صندلی بلند شدم گفتم مگر من مرتکب چه جرمی شده‌ام که اینقدر من را  سوال و جواب  کرده و وادار به پر کردن فرم کردید؟ می خواهی پول بدهید یا ندهید من می روم همین الان کمیساریا و رمسا و همه چیز را به آنها می گویم و از اتاق بازجویی بیرون آمدم. یکی از شکنجه گران بنام محمدرضا که داخل راهرو ایستاده بود جلو من را گرفت و گفت بیا پولت دسته من است بگیر و برو! محمدرضا  از ترس و وحشت حتی یادش رفت که فرم مالی را به من بدهد تا امضاء کنم. من که از گرسنگی و تشنگی ضعف کرده بودم خودم را بیک رستوران رساندم و غذا خوردم و بعد باتاکسی خودم را رساندم خانه و رفتم  مثل یک جسد روی تخت دراز کشیدم و دیگه نفهمیدم چه شد تا فردا دیروقت! بله این هم  یکی دیگر از جنایت های فرقه رجوی و شکنجه گرانش که بر سر ما جداشدگان در کشور آلبانی آورده آند. خاطرات تلخ مجاهد خلق منصور براهویی .

صدور کارت شناسایی آلبانی و وحشت رجوی

Posted on: 2021/10/13

نجات یافتگان در آلبانی، سیزدهم اکتبر 2021:… در هر صورت در هفته های آینده باید صدور کارت شناسایی بیومتریک صادر بشود ، چون یکی از تعهدات  دولت آلبانی طبق توافق با اتحادیه اروپا می باشد که هیچ فرد خارجی در این کشور نمی تواند مستثنا از این قضیه باشد و کارت بیومتریک نداشته باشد. رجوی به خوبی می داند که با صدور کارت شناسایی برای افراد مستقر در زندان اشرف 3 ، اعضای قربانی سازمان مجاهدین اعتماد به نفس اولیه  برای اینکه روی پاهای خود بایستند و با چشم های خود به زندگی و مبارزه نگاه کنند را کسب خواهند کرد. این دلیل وحشت رجوی و فرقه مجاهدین خلق است اما دیر یا زود این امر به وقوع خواهد پیوست. صدور کارت شناسایی آلبانی و وحشت رجوی 

جدایی آقای رفیق دهفان – مجاهدین خلق بنام من در سایتهایشان توهین میکردند

Posted on: 2021/10/08

رفیق دهقان، نجات یافتگان در آلبانی، هشتم اکتبر 2021:… در آلبانی  متوجه شدم که کلا خط و استراتژی سازمان مسیری دیگر را در پیش گرفته و تمام‌ حرفهای  که خود آن ملعون  و مریم قجر در نشست‌ها به ما میگفتند دروغ و لاف‌گزافی بیش نبوده است. هر بار حرفهای تکراری و تعریف و تمجید از کسی که اصلا معلوم نیست زنده است یا مرده که حتی یک بار هم طی این سالیان که من در آن فرقه بودم او را ندیدم یا پیام او را می‌خواندند یا صدای پخش می‌کردند و می‌گفتند این رهبری است. کسی که خودش را رهبری یک سازمان می ماند اما معلوم نیست توی چه سوراخی مخفی شده چون وقتی حرف رهبری میزنند به یاد رهبرانی میافتادم که جلودار وپیشرو همه هستند ولی این یکی اصلا من ندیدم که کجا هست که فقط عکس او را دیده بودم. جدایی آقای رفیق دهفان – مجاهدین خلق نمیدانند رهبرشان زنده است یا مرده 

پست نگهبانی در جبهه – خاطرات عبدالرحمان محمدیان (قسمت نهم)

Posted on: 2021/10/04

رحمان محمدیان، نجات یافتگان در آلبانی، چهارم اکتبر 2021:… شب شده است ومن نگهبان هستم که صدای پایی می شنوم اما صدا از پشت است نه از سمت عراقیها و رودخانه. خودم را آماده میکنم ولی از لابلای درختان اورا که کمی هم نزدیک شده است پشت یک بوته می بینم و می شناسم. مدتی که اینجا بوده ایم تاحدودی به اوضاع مسلط شده و نقاط تهدید را شناسایی کرده ایم و قدرت تشخیص پیدا کرده ایم. گروهبان گروه کناری است که می خواهد هشیاری مرا چک کند. چند روز پیش بمن گفته بود محمدیان شنیدم سر پست هشیار نیستی بالاخره می گیرمت! حالا که همزمان با نوبت نگهبانی من پاسبخش بود برای چک آمده بود و خیلی هم احتیاط می کرد، اما سکوت شب و شاخه های خشک حرکتش را لو می داد.  پست نگهبانی در جبهه 

زندان هویت مجاهدین خلق – تناقض در آرمان شهرفرقه رجوی (قسمت پنجم)

Posted on: 2021/09/28

محدودیتهایی که سران فرقه درهمین آرمان شهر اشرف اعمال مینمایند حتی در بدترین زندانها هم دیده نمیشود و مهمتر ازهمه اینست که افراد زندانی در این حصار هیچگونه هویتی  نه فردی و نه اجتماعی از خود ندارند؛ وهمه این اعمال با همان القاب مشروعیت می یابد وقتی که جسم و روح، فکر و ذهن، چشم وگوش روی یک موضوع متمرکز باشد وطی سالیان فقط یک چیز ببینند و بشنوند، بنظر شما عاقبت این گونه اشخاص چیست و چگونه شخصیتی خواهند داشت؟ حتی کارشان را خودشان نمیتوانند انتخاب کنند !! آیا این انتخاب آگاهانه است؟ یا کورکورانه؟ این یکی از روشهای ماکیاولیست که به آن میپردازیم، اما حال میتوان بجواب این سوال رسید که چرا رجوی اینهمه القاب خیرات میکند؟ زندان هویت 

انتصاب مسئول اول فرقه رجوی

Posted on: 2021/09/15

خلیل انصاریان، نجات یافتگان در آلبانی، پانزدهم سپتامبر 2021:… همچنین باید از رجویها سوال کرد چرا رای گیری شما با دست بلند کردن است اگر راست می گويید مانند رای گیری متعارف به نفرات برگه بدهید تا اگر خواستند رای بدهند چرا رجوی ( یا کسانی بنیابت از او)از بالای سن فریاد می زند أیا  این کاندید موافق هستید؟ هر کس موافق است دستش را بالا ببرد!  باید از أقای رجوی سوال کرد مگر کسی جرئت دارد که دستش را بالا نبرد چون می داند چه عواقبی دارد باید جساب پس بدهد که چرا چیزی برخلاف حرف رهبری بذهنش خطور کرده است! بنابراین حتی اگر صوری هم شده عضو مورد نظر باید دستش را بعنوان تائید بلند کند. بله هموطنان اینست سازمان دمکراتیک که دم از أزادی و برابری زن و مرد می کند این أزادی برای آنهاست که با دست باز اعضاء را بفریبد و نه مردم ایران! انتصاب مسئول اول فرقه رجوی 

اعلام جدایی مهدی سلیمانی از فرقه مجاهدین خلق

Posted on: 2021/09/10

مهدی سلیمانی، نجات یافتگان در آلبانی، دهم سپتامبر 2021:…  در واقع داستان ربودن من از ایران به عراق به شرح زیر است: من در همدان مشغول کار خیاطی بودم که دوستم امیر برای کار به ترکیه رفته بود بعد از مدتی برگشت و من هم چند ماهی بود تازه سربازی تمام کرده بودم  به من گفت یک شرکت در ترکیه است برویم انجا کار بکنیم. بعد از انجام کارهای قانونی ما به ترکیه رفتیم. درترکیه امیر رفت که با صاحب کار صحبت کند و وقتی برگشت گفت کار ما در عراق است، دو سال باید آنجا باشیم و ماهی چهار صد دلار میدهند و من اعتماد کردم. در همان ترکیه یکی از نفرات سازمان کارهای اعزام ما را درست کرد، بدون این که بدانیم چه بلای سر مادارد میاید. بعد از اعزام به عراق درمحلی ما را تحویل دو نفرکه مسلح بودند، دادند و ما را به پایگاه طبا طبایی در بغداد بردند. اعلام جدایی مهدی سلیمانی از فرقه مجاهدین خلق 

حیله‌گری بی‌پایان رجوی

Posted on: 2021/09/06

یادم نمیرود در قسمت اجتماعی که بودم ومترجم  در این سیستم کارم بود.با اینکه خودم ترجمه میکردم یک سری حرفای دروغ به عراقیها میگفتم ولی باز هم ذهنم اصلا باز نمیشد که این دروغ است. باور کنید اصلا انگار هیچ دورغی وجود ندارد.وبخاطر همین میگفتیم بهشت اینجاس وبیرون جهنم .ولی متاسفانه بعد این همه سال تازه فهمیدم که همش دروغ ونیرنگ وحیله گری بود.  فقط عمرمون وزندگیمون را از دست دادیم.  بله عزیزان باور کنید الان دارم شبانه روز دعا میکنم که هیچ ایرانی این فرقه  رو نبینه که تا بشینه کار ش تمام است. نه فقط ایران هیچ انسانی را نزدیک این فرقه نکند. کما کان در تشکیلات چینی بود پاکستانی بود ومسیحی بود وچینی وپاکستانی با این دو ازدواج کرده بودند وامده بودن به این فرقه ی کثیف. حیله‌گری بی‌پایان رجوی 

خاطرات غلامرضا شکری از زندان سازمان مجاهدین خلق – قسمتهای سوم و چهارم

Posted on: 2021/09/01

غلامرضا شکری، نجات یافتگان در آلبانی، اول سپتامبر 2021:… شب در حین صحبت بودیم که سرو صدای بلند شد. یکی را داشتند می‌زدند مشخص بود چندین نفر بودند و یک نفر را خوب داشتند با کابل و چوب میزنند که من از لهجه و صدایش  فهمیدم یکی از بچه‌ای ایلام است که داشت به مختار دشنام میداد ولی آنقدر چند نفره او را زدند که در یک نقطه دیگر صدایش در نمی‌آمد. تمام کسانی که در اتاق ما بودند سکوت کرده بودند و فقط گوش میکردند. یک دفعه مثل این که سکوت در همه اتاقها حاکم بود که یکی از پشت درب محکم به درب کوبیدو گفت:  مزدورها چرا سکوت کردید نوبت شما هم میرسه . برای لحظاتی همه ترسیده بودیم بخصوص سر حرف یکی از نفرات که فکر بکنم صدای نقی ارانی بود که گفت: همه رو زیر تانک میزاریم و کار رو با شما مزدوران یک سره میکنیم. خاطرات غلامرضا شکری از زندان سازمان مجاهدین خلق