Author: علی شیرزاد

علی شیرزاد
علی شیرزاد

علی شیرزاد جدا شده از مجاهدین با بیش از ۳۵ سال سابقه.فعال حقوق بشر.خواهان آزادی برابری و عدالت اجتماعی هستم

Email: [email protected]

Website: https://vatanamiran.home.blog

Facebook: https://www.facebook.com/ali.shirzad.5492

مهدی فراحی شاندیز ، یا تو دروغ میگویی یا مریم رجوی

Posted on: 2020/06/20

علی شیرزاد، وبلاگ وطنم ایران، بیستم ژوئن 2020:… الان چی؟ طرف بعنوان هوادار دستگیرشده از زندان با بی بی سی و رادیو های بیگانه تماس میگیرد و برعلیه حاکمیت به دفاع ازمجاهدین حرف میزند کسی کاری ندارد. سعید ماسوری را با تفنگ و گلوله وارپی جی و موشک و خمپاره دستگیر کردند کارش همیشه مصاحبه با رادیوها و دادن اطلاعیه برعلیه حاکمیت ود فاع ازمجاهدین بود و درزندان دکترا گرفت درتلویزیون رجوی هم نامه خوانده میشد و ما هم روزها زیرفحش وناسزا قرار میگرفتیم که فلان فلان شده ها سعید ماسوری درزندان و زیرتیغ هرروز نامه میفرستد ولی شماها یک هزارم او هم کارنمیکنید و با رژیم نمی جنگید و مفت میخورید و مفت میخوابید شما مجاهد نیستید. مهدی براحی شاندیز ، یا تو دروغ میگویی یا مریم رجوی

پیام جدید مرحوم رجوی حمایت تمام عیار از جنایت است

Posted on: 2020/06/12

علی شیرزاد، وبلاگ وطنم ایران، دوازدهم ژوئن 2020:… باید گفت رجوی نه لعنت بلکه از تمامی جنایتها حمایت کرده ومیکند ولی با دجالیت وشیادی وعوامفریبی همیشگی که برای ما معلوم است افشا کرده و بازمیکنیم. ولی رجوی وعضدانلو بدانند دوران اسلام سیاسی بسر آمده و ریش وریشه شمایان را ملت ایران با ایرانگرایی قدرت مند […]

علی شیرزاد: خاطرات من (قسمتهای بیست و سوم و بیست و چهارم)

Posted on: 2020/06/07

علی شیرزاد، وبلاگ وطنم ایران، ششم ژوئن 2020:… یک روز عصر صدیقه حسینی مسول اول مجاهدین با مادریکی ازکشته شده ها به انجا امدند زیرا فرد کشته شده ازنفرات همین گروهان بود درانجا نفرات صحبت وناراحتی خود راازکشته شدنها به مسول اول گفتند منهم پشت سربقیه ایستاده بودم چون با مسول اولها ومسولین زن ومرد رابطه نداشتم ونزدیک انها نمیرفتم صدیقه حسینی درجواب نفرات گفت شما نمی فهمید این جنگ ودرگیری یک (مائده اسمانی بود که برای ما ازطرف خدا نازل شد)وسازمان را ازرکود وپاسیویسم دراورد وبا تبلیغات خواهرمریم درخارجه واعتصابات دوباره خود را جهانی کردیم ونگذاشتیم صدای ما خاموش شود حرف به اندازه کافی گویاست فقط بگویم که مائده ازاسمان نیامد وخدا هم نفرستاد بلکه رجوی وعضدانلو شرایط رابوجود اوردند ازاین حرف میشود فهمید برای چی رجوی دنبال درگیری بود برای ما که مشخص بود بعد رفتن یکی ازفرماندهان ازمن پرسید منظورخواهرصدیقه ازمائده چی بود منهم داستان مائده را که قران تعریف میکند رابرایش گفتم وحرف مسول اول راهم سربسته طوری که متوجه نشود مخالف هستم برایش بازکردم وقتی فهمید یکباره بمن گفت پس دراین مدت ما اگاهانه شرایط رابسمت درگیری وکشته دادن بردیم که تبلیغات کنیم وجهانی بشویم گفتم خواهرصدیقه … علی شیرزاد: خاطرات من 

علی شیرزاد: خاطرات من (قسمتهای بیست و یکم و بیست و دوم)

Posted on: 2020/05/29

علی شیرزاد، وبلاگ وطنم ایران، بیست و نهم می 2020:… رجوی میگفت خانواده دشمن مجاهد است خانواده مزدوروزارت اطلاعات است خانواده مرزسرخ است که نباید نزدیک ان شد خانواده دشمن انقلاب خواهرمریم است خانواده عامل پوچی ست و…. هدف ازاین همه سمپاشی برعلیه خانواده یک چیزبود عشق وعلاقه وعواطف را بنام انقلاب مریم وجنگ با خمینی دردرون افراد نابود کند چون میدونست تا زمانی که نیروها کوچکترین علائقی به خانواده دردرونشون هست ، عشق وعواطف هم هست واین عشق وعواطف برعلیه تفکررجوی وانقلاب ایدئولوژیکش است ونمیگذارد نیروها علاقه ای به رجوی داشته باشند ازطرف دیگرباعث میشد روح وروان وخصوصیات وخصلتهای انسانی دردرونشون بماند ونمیتواند انطورکه میخواهد نیروها را پرورش بدهد خواسته چی بود این بود که نیرو ازانسانیت چیزی دردرونش نداشته باشد تا وقتی میگوید فلانی لنگ ولگد میزند رویش بریزند ولگد وتف بارانش کنند ، نمیتواند سرکوب کند وانسانهای رباط گونه وخشک مغزو پوسیده ودرون گندابی درست کند ، نمیتواند شکنجه روحی وروانی وجسمی بدهد چه بسیاربودند که اینگونه بارامده وازانسانیت تهی بودند . علی شیرزاد: خاطرات من 

کشتی تحریم شکن ایرانی و فغان مزدور رجوی

Posted on: 2020/05/27

همین دلیل است که درسایت مجاهد به سوزوگداز پرداخته وانرا حرکتی ازروی ضعف ودرماندگی وانتخاب بدترازبد دانسته که درحال خفه شدن ازفرط استیصال ودرماندگی قلمداد کرده است فقط یادش رفته بنویسد کانونهای شورشی حاکمیت را به این مرحله ازفلاکت رسانده اند این گربه های عابد وزاهد مرتضی علی که هرطورولشون کنی چهاردست وپا بزمین میایند اینبارهرچهاردست وپایشون درفرود امدن به زمین شکست وخرد شد رجوی وعضدانلو کاری نماند که دربرابرامریکا وبرای منافع ان برضد ملت وکشورنکنند ولی امریکا حتی حاضرنشد خانم رجوی را بگذارد که برود امریکا ودریکی ازشهرهای دورافتاده دررستوران یک فنجان شیرقهوه بخورد ولی گوایدو ونزوئلا را به کاخ سفید دعوت وترامپ با اودیداروهمه گونه حمایت کرد راستی چرا ؟ چرا امریکا با رجوی وعضدانلو اینقدرحقیرانه برخورد وانها را خواروذلیل میکند وهیچ گونه ارزشی برای انها قائل نیست ؟ کشتی تحریم شکن ایرانی و فغان مزدور رجوی 

علی شیرزاد: خاطرات من (قسمتهای نوزدهم و بیستم)

Posted on: 2020/05/19

علی شیرزاد، وبلاگ وطنم ایران، نوزدهم می 2020:… ازابتدا باید نگاه وبراساس خط درست پیش رفت نه اینکه عوامفریبی درپیش گرفت وسالیان با شعارهای بی محتوای ضد امپریالیستی توده ها ومردم را فریب داد درصورتی که اهل پاسخ گویی به عملکردهای خود نباشی وبعد هم با چرخشی تمام عیارهمکاری کنی انهم اطلاعاتی وسیاسی برعلیه کشورومردم خود این دیگراسمش حرکت سیاسی براساس شرایط نیست تحلیل عینی وذهنی درست نیست بلکه اسمش دگردیسی ضد انقلابی وضد مردمی وضد جنبش وضد خلقهاست زیرا که به امپریالیسم مشروعیت میدهی واشغالگری وتمامی کارها ومواضع اورا تائید میکنی این دوموضوع راباید ازهم جدا کرد تا بررسی وتحلیل درست داشت درغیراینصورت تمامی عملکردها تا ثریا میرود کج. علی شیرزاد: خاطرات من (قسمتهای نوزدهم و بیستم)

سوءاستفاده مریم رجوی از ماه رمضان و یک یادآوری

Posted on: 2020/05/15

علی شیرزاد، وبلاگ وطنم ایران، پانزدهم می 2020:… درجایی هم گفته آخوندها جوجه ها را گرسنه دفن کردند منظورش کلیپی بود که جوجه ها را دفن کردند خوبه نگفته ماه رمضان ماه جوجه های گرسنه است بعد هم به قران آویزان و بحث یتیم را مطرح کرده است. اگریتیم همان گرسنگان ورها شدگان هستند ممکن است بگویی چرا با جدا شدگان خود اینطورتنظیم وبعد چهل سال خوردن عمر و روح  و روان آنها را بدون هیچ گونه حمایتی رها کردی جالبه نمیگذارد؟ کمیساریا به ـنها حقوق پناهندگی بدهد وهرکس هم حرف میزند وخواهان حق خود است را مزدور می نامد. یکی درخواست حقوق پناهندگی کرده میگوید کسی که صحبت از حقوق پناهندگی میکند مزدور آخوندهاست. آنهایی که از او حقوق میگیرند کسانی هستند که تماما همکارخودش هستند . سوءاستفاده مریم رجوی از ماه رمضان و یک یادآوری 

علی شیرزاد: خاطرات من (قسمت هفدهم و هجدهم)

Posted on: 2020/05/11

علی شیرزاد، وبلاگ وطنم ایران، یازدهم می 2020:…  یک روز گفتند میخواهیم زرهی ها را تحویل امریکایی ها بدهیم بیا برو وزرهیت را تحویل بده وامضا بگیرگفتم مگه بی کارم وعقلم راازدست داده ام دوما مگه بچه میخواهید بازی بدهید من قبل ازجنگ خودم را اماده برای خلع سلاح کرده ام وگزارش ان راهم نوشته ام هرگزنمیروم زرهی را تحویل بدهم وجلو امریکایی زانو بزنم وبگویم خواهش می کنم تمنا میکنم این زرهی را که تحویل گرفتی لطفا یک امضاء بمن بده درثانی به چه دردی میخورد این امضاء ها وثالثا من منتظرم که کلاش را هم تحویل بگیرید گفتند کلاش هرگز گفتم خواهیم دید یکی یکی بقول ما ترکها آسا آسا وبالا بالا وبیربیرونرفتم خودشون تحویل دادند وبعد هم یکروز گفتند کلاشها را تحویل بدهید . علی شیرزاد: خاطرات من

علی شیرزاد: خاطرات من (قسمت پانزدهم و شانزدهم)

Posted on: 2020/05/05

علی شیرزاد، وبلاگ وطنم ایران، پنجم می 2020:… ـ مریم عضدانلو را مخفیانه بدون اینکه نفرات درجریان باشند را با تعدادی درحد سیصد نفرازمسولین را به فرانسه فرستاد اسمش کارسیاسی ودفاع ازارتش بود ولی واقعیت این بود که رجوی انها را ازصحنه جنگ بیرون کشید تا بتواند اینده اش را تضمین کند….نقشه پادگانها ومختصات انها همراه فیلم ومختصات استقراریکانها ی مستقردرخط جبهه وجنگی همه وهمه را هم به سازمان ملل دادند وهم امریکا که بدانند ما درکجا مستقرهستیم وبه امریکا هم پیام دادند که ما با شما کاری نداریم هدف ما جنگ با رژیم خمینی ست علی شیرزاد: خاطرات من (قسمت پانزدهم و شانزدهم) 

علی شیرزاد: خاطرات من (قسمت سیزدهم و چهاردهم)

Posted on: 2020/05/01

علی شیرزاد، وبلاگ وطنم ایران، سی ام آوریل 2020:… درب راکه بازکردم دیدم نشست است وفرماندهان ومسولین درحال دادوبیداد هستند معمولا مرابه چنین نشستهایی صدا نمیکردند فکرکردم اشتباه اومدم درب راخواستم ببندم وبرگردم مسول نشست گفت بیا تو منهم رفتم ودیدم یکی را انداخته اند وسط ودرحال فحش وبدویراه به اوهستند دراخرایستادم چون جا برای نشستن نبود وهمه سرپا بودند چند دقیقه بعد مسول نشست یعنی همان خانم فرمانده قرارگاه گفت بیا جلو منهم رفتم تا رسیدم جلو میزش بلند شده ونزدیک من امد وبدون حرفی یک باره تف بزرگی بصورت من انداخت که همه روی سرم ریخته ومراتف باران کردند طوری که تفها ازسروصورتم روی لباسها میریخت ومنهم ناراحت وبهم ریخته نگاه میکردم که دستمال دراوردم صورتم را پاک کنم یکی ازفرماندهان که ادمی فاسد وهرزه بود دستمال راازمن گرفت تا صورتم را پاک نکنم وبیشترتحقیربشوم جای هیچ حرفی نبود الا سکوت نمیدونم چند ساعت طول کشید فحش دادن وبد وبیراه ؛ وسط داد وبیدادها یکی جلو امد که مرابزند مسول نشست سرش داد کشید برو عقب این دنبال بهانه است تا دعوا را بیاندازد وهمه چیزرابهم بریزد راست میگفت منتظربودم تا بهانه ای پیدا وهمه نشست رابهم بریزم وبرسرخودشون اوارکنم . علی شیرزاد: خاطرات من (قسمت سیزدهم و چهاردهم)